X
تبلیغات
چشم انداز دانشجو - سیاست

چشم انداز دانشجو

درگستره اجتماع، سیاست و فرهنگ

آرایش فقیرانه؛ درکاخ مجلل حکومت نشینی

دارایی هزارمقام بلندپایه دولتی اعلام می شود:

آرایش فقیرانه؛ درکاخ مجلل حکومت نشینی


ادارهء مبارزه با فساد اداری در افغانستان قرار است دارایی های مقامات افغانستان را اعلام کند.
محمد یاسین عثمانی رییس دفتر نظارت مبارزه با فساد اداری گفت، اداره او فردا شنبه به اعلام دارایی های حدود دو هزار مقام بلند رتبه افغانستان آغاز خواهد کرد.
این عمل در بارهء این که این افراد چگونه به دارایی دست یافته اند، شفافیت ایجاد می کند و فساد اداری را محدود می سازد.
کشورهای غربی فساد اداری را مشکل اساسی در راه ایجاد ثبات در افغانستان می شمارند.

این تصمیم درحالی اعلام شده است که قبل از این درسالهای گذشته نیز بارها حامدکرزی ازنهادهای حکومتی مسئوول وموظف دراین راستا خواسته بود که دارایی های مقامات دولتی را بررسی کنند و درهمین راستا حتی مقداردارایی شخصی کرزی را نیز بررسی کرد که درنتیجه این بررسی دارایی حامد کرزی محدود به مقدار طلا شد که ازخانمش بود.

هم چنان درطی چند سال گذشته اعلام های ازاین قبیل اعلام بارها دررسانه ها پخش شده، اما نتیجه این اعلامیه هاهیچ بوده است ویا هم به چند مقام دولتی محدود مانده است.

درحالی که اداره مبارزه با فساد اداری اعلام کرده که دارایی های حدود یک هزار از کارمندان بلند پایه دولتی را اعلام می کند و مجراهای بدست آوردن این سرمایه ها را درمی یابد. مشکلات که در راستای فساد اداری درکشوروجود داشت واکثریت ادارات دولتی درطی چند سال گذشته مملو از فساد بوده است هم چنان پا برجاست. حتی گستردگی فساد اداری درکشور، کشور را به شهرت جهانی رسانده است وآنقدر زمینه های فساد در کشور باز وبدون بازخواست است که خارجی ها نیز ازاین فرصت بهره های لازم را می برند، چنانکه مقامات حکومتی بارها خارجی ها را مسوول فساد درکشوراعلام کرده است واداره مبارزه با فساد اداری نیز درپی فشارها ونارضایتی های که خارجی از وجود فساد اداری درکشور ابراز داشت اعلام کرد که عامل اصلی فساد درافغانستان نهادهای خارجی است وبیشترین فسادها نیزاز سوی خارجی ها درکشوراجرا می شوند.

با اینکه هنوز این مشکلات واین اتهام بستن ها از سوی هر دو طرف برای کاستن از مسوولیت وخجالت هردوطرف جریان دارد. نفس این کاری که اداره مبارزه با فساد اداری روی دست گرفته، بدون آلوده بودن این تصمیم درفساد ویاهم به شرط راه نیافتن فساد اداری درزمان اجرای این تصمیم، کاری است شایسته وپسندیده. اما درحین اینکه کارشایسته است، روند ناشفاف وپر از شبه وگمان وتردید درموفقیت این کار نیز می باشد. گمان ها وبی باوری ها نسبت به مفیدیت این تصمیم اداراه مبارزه با فساد اداری از آنجا ناشی می شود که سالهای گذشته نیز اقدامات ازاین قبیل بارها درکاغذها و خبرها اعلام شده، ودستاوردی نداشته است وهم چنان عدم شفافیت کاری درکاراین کمیسیون و وابسته بودن شدید وعمیق مقامات این کمیسیون به همان افراد بلند پایه در دولت افغانستان باعث می شود که امیدواری های مردم نسبت به موفقیت این کمیسیون دراین امر کاهش پیدا کند ویا حداقل این باور فراگیرشود که این کمیسیون نیز یک اعلام عوام فریبانه را به منظورجلب نظرمردم وبرای بیرون رفت از فشارهای جامعه جهانی به اثرگسترده بودن فساد اداری درکشورمی باشد.

تصمیم کمیسیون مبارزه با فساد اداری هرچند که تصمیم شایسته وخوب است، اما با توجه به کارکردهای این کمیسیون درسالهای گذشته نمی توان باورکرد که کاراین کمیسیون شفاف وبدون آلودگی و زد وبندهای سیاسی باشد. درکشورکه از ناحیه حاکمیت قانون وقانون سالاری به شدت رنج می برند و تا گلو از واسطه بازی وقوم سالاری ومنفعت جویی های شخصی از حق مردمی غرق است،  درکشوری که رییس اداره کمیسیون مبارزه با فساد اداری از سوی شخصی وحلقه ای منصوب می شود که بایست فردا همین کمیسیون دارایی همان شخص وهمان حلقه را بررسی کند، چطورمی توان اعتماد کرد که این افراد منصوب شده از سوی آن مقامات، دارایی های آنها را بدون جانبداری و بطورشفاف به بررسی بگیرند و سیاه را سیاه بگویند وسفید را سفید؟ بدون شک درکشوری که قانون رعایت نمی شود وافراد بالاتر از قانون اند، اعتماد سازی نسبت به حلقه که به گمان اغلب دچارقانون گریزی و مصلحت ومنفعت اندیشی است، کاریست بس مشکل.

تأمین اعتماد مردم نسبت به کارکرد این کمیسیون، درحین اینکه متأثر ازنزدیک به یک دهه بی قانونی وقانون شکنی از سوی نهادها ومقامات حکومتی است، ازسوی نیز منوط به اولین اقدام شجاعانه وشفاف این کمیسیون در این راستاست که بایست دراولین گام در راستای بررسی سرمایه های شخصی افراد بلند پایه دولتی، سنجش شده وقاطعانه وشفاف برداشته شود و اقدامات عملی این کمیسیون جدا از هرگونه بازی های سیاسی به منظورفریب افکارعمومی وبیرون از هرگونه مصحلت اندیشی ومنصب اندیشی باشد.

با آنهم فردا بازهم منتظرخواهیم ماند، وبدون شک سرمایه های مقامات دولتی کمتر از آنچه که هست اعلام خواهدشد ومعلوم خواهد شد که مقامات دولتی نه تنها اینکه خود را فقیرتر از جوالی های بازارخواهند دانست بلکه متوسل به فن وفریب های دیگری نیز خواهدشد که حتی قرض دار نیز می باشد. درحالیکه شماری زیادی ازمقامات دولتی به گونه سرمایه های هنگفت دولتی را که می بایست برای نوسازی وبازسازی کشورمصرف می شد، به جیب زده است که کسی رد یابی نیز نمی تواند و اگربتوانند بازهم حق وجرات اعلام را نخواهندداشت، وهمه ای سرمایه ها به حساب قوم وخویش در جریان افتاده وشرکت های بی شماری ازمقامات دولتی درداخل وخارج فعالیت می کنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/30ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

سیاست "شترمرغی" پاکستان درمبارزه با تروریزم

سیاست "شترمرغی" پاکستان درمبارزه با تروریزم

ذکی دریابی

به دنبال حملات تروريستي يازدهم سپتامبر و اوايل شكل گيري جبهه مبارزه با تروريزم درافغانستان به رهبري امريكا، دولت پاكستان دوانتخاب بيش نداشت. يا همكار وهمگام با امريكا در راستاي محوگروه های تروريستي چون القاعده وبرادران حامي آنها، طالبان درجبهه اي صف آرايي مي كرد و يا هم مثل چند دهه پيش به حمايت وكمك شان به گروه طالبان ادامه مي داد. اما دولت پاكستان به رهبري پرويزمشرف با درايت كه داشت راه وگزينه خوبي را براي ترسيم وتقويت منافع بيرون مرزي واستراتژيكي پاكستان انتخاب كرد. عوامل مختلف درگزينش اين گزينه ازسوي پاكستان نقش داشت. عمده ترين دليل وعاملي كه منجربه اين انتخاب شد ترس پاكستان از همسويي وهمكاري بدون شك وترديد وبدون قيدوشرط هند با امريكا دراين راستا بود كه  بعد از حملات تروريستي يازدهم سپتامبر دولت هند همكاري صادقانه وبدون قيد وشرط اش را با امريكا در راستاي مبارزه با تروريزم درمنطقه اعلام كرد. اين همكاري وهمگرايي ميان هند وامريكا باعث شد كه دولت پاكستان ودر رأس آن پرويزمشرف بيش از هرزماني درعهده گيري اين نقش خطيرومهم ازهند رقيب اصلي وتاريخي اش سبقت بگيرد. موقيعيت استرات‍ژيكي ونقش امنيتي وسياسي پاكستان درمنطقه وبويژه افغانستان باعث شد كه امريكايي ها گزينه اول انتخاب شان را پاكستان تشكيل بدهد. چون امريكا به خوبي مي دانست كه فقط پاكستان است كه مي تواند دركنترول گروه هاي بنيادگرا درمنطقه آنها را ياري رساند واطلاعات خوبي دراختيارآنها قراردهد. ازسوي هم امريكا به عنوان يك ضلع از مثلث امنيتي وكمربند ضد كمونيستي دركنارسايراضلاع چون آي اس آي وطالبان  به خوبي مي دانست كه دولت پاكستان با استفاده از قدرت سازمان اطلاعات خود( آي اس آي) تا چه حد روي رهبران بنيادگرا در دو طرف خط ديورنگ نفوذ دارد.

ترس از برگشت هند به صحنه وهمگرايي بيش از حد ميان هند وآمريكا كاردولت پاكستان را به آنجا كشيد كه مي بايست به مبارزه عليه تروريسم دركنارآمريكا صف آرايي كند وهزينه اي اين صف آرايي به مثابه قطع كمكهاي پاكستان ودست برداري از حمايت طالبان بود كه به عنوان اساسي ترين وكارآ ترين حربه درتضعيف دشمنان وتقويت نفود اين كشوردرميان كشورهاي همسايه چون افغانستان به شمارمي رفت.

همكاري پاكستان ازاوايل درجبهه مشترك جهاني عليه تروريزم مورد سوء ظن ها وشك وترديد هاي درسطح رهبران جهان بود وهمواره اين بيم وجود داشت كه پاكستان سياست "شترمرغي" را درامرمبارزه با تروريزم بازي كند. اين نگراني عميق خالي ازحقيقت نبود. عدم تمايل پاكستان در ازبين رفتن كامل گروه هاي طالبان وعدم همكاري بدون قيد وشرط اين كشوردرراستاي تضعيف طالبان ازاوايل تا كنون فرازوفرود هاي فراواني را پيموده است. ودرطي اين فرازونشيب همواره دولت پاكستان آماج اعتراض هاي مختلف ازسوي مراجع مختلف بوده است. آمريكايي ها وجامعه جهاني بارها از دولت پاكستان خواسته است كه درامرمبارزه با تروريزم گامهاي جدي تري را بردارد وحتي اجازه حملات هوايي به خاك پاكستان را بدهد، دولت افغانستان بارها مقامات پاكستاني را متهم كرده  به اين كه شماري از حلقه هاي حكومتي به ويژه اطلاعات پاكستان درتجهيزوكمك رساني به طالبان وهراس افگنان درافغانستان نقش داشته است و دولت هند نیز بارها حملات تروريستي درخاك اين كشور و اجراي حملات تروريستي درداخل خاك افغانستان برعليه اتباع اين كشور را كار پاكستان دانسته است.

اعتماد متزلزل آمريكايي ها نسبت به پاکستان

آمريكايي ها بعد ازاعلام حمايت پاكستان از سياست مبارزه با تروريزم اين كشوردرطي چند سال گذشته با يقين كامل برتعهدات پاكستان تكيه نكرده است بلكه بارها درمواقع مختلف ازمقامات پاكستان پرسش هاي را داشته است وطرح ها و راهكارهاي را پيشنهاد كرده است. چندسال قبل امريكا اعلام كرد كه بيرون از مرزهاي افغانستان مناطق مرزي ميان پاكستان وافغانستان لانه هاي تروريزم مي باشند وحتي تا آنجا پيش رفت كه بصورت رسمي از دولت پاكستان خواست كه اجازه حملات به اين مناطق را به آمريكايي ها بدهد. اين درخواست دراوايل با مخالفت هاي روبرو شد ودولت پاكستان ان  را به مثابه نقض حاكميت ملي پاكستان مي دانستند، اما بعد ازمدت زياد وفشارافكارعمومي جهانيان وبخصوص افغانستان وهندوستان به اثرحملات تروریستی که ریشه های آن درخاک پاکستان دریافت شد، باعث شد كه پاكستان به اين خواسته نيزتن بدهند. نيروهاي نظامي آمريكا با استفاده از طياره هاي بدون سرنشين بارها مناطق مرزي پاكستان با افغانستان را هدف حملات موشكي قرارداده است وشمارزيادي از تروريستان وطالبان را دراين مناطق ازبين برده است. هرچند كه دولت پاكستان  اين اجازه را به آمريكا داده است كه حملات شان را دراين مناطق توسط طياره هاي بدون سرنشين انجام دهند، اما مقامات امريكايي هنوزهم نسبت به حمايت هاي صادقانه مقامات پاكستان ابرازترديد دارند واين احتمال همواره مطرح بوده است كه مقامات دولت پاكستان نقش دوگانه اي را دربرخورد با طالبان وتروريزم با زي مي نمايند.

انتقاد دولت مردان افغانستان ازعملکردپاکستان

چندسال قبل حامدكرزي بارها از پاكستان به لحن ملايم درخواست ياري وكمك كرد و بارها از مقامات اين كشورخواست كه مرزهاي شان را با افغانستان كنترول نمايند تا تروريستان از داخل خاك اين كشور وارد افغانستان نشوند. درخواست هاي ملايم وعاطفي حامدكرزي ازسوي مقامات اين كشوربا حملات تروريستي وانتحارها وحملات مسلحانه ابزارهاي اجراي سياست پاكستان درافغانستان پاسخ داده شد. چندي بعد موج ازاعتراضات ازسوي مقامات افغانستان نسبت به حمايت پاكستان ازطالبان بلندشد ورسانه هاي افغانستان بارها وبه تكرار از دست داشتن پاكستاني ها درناامن كردن افغانستان سخن گفت وبارها اتباع پاكستاني دراجراي اعمال هراس افگنانه وتروريستي گرفتارشدند. دراين ميان منطقي ترين كار ازسوي حامد كرزي اين بود كه بارها براي امريكايي ها اعلام كردند كه لانه هاي تروريزم وطالبان دربيرون ازمرزهاي افغانستان دردرون مرزهاي پاكستان قراردارند و امريكا بايد اين مناطق را مورد حملات شان قراربدهند ودولت پاكستان نيز بايد دراين راستا كارهاي پسنديده انجام دهند. اما دولت پاكستان نسبت به اعتراضات افغانستان، مقامات اين كشور را به شكست عليه تروريزم متهم كردند. به دنبال آن نشستي ميان روساي افغانستان وپاكستان به ميزباني كشورتركيه برگذارشد ومشرف وكرزي هردو خواستارمبارزه وهمكاري دوجانبه درراستاي مبارزه  با تروريزم شدند وتعهدي را مبني برمبارزه مشترك با تروريزم وتبديل اطلاعات امضاكردند وبه دنبال آن بارها حامدكرزي، از دولت پاكستان تشكري هاي مصلحتي نمودند وعاجزانه تقاضاي كمك وهمكاري كردند. نشست هاي دوم وسوم اعتماد سازي منطقه اي ميان افغانستان وپاكستان وتركيه دراين راستا وادامه همان نشست هاي قبلي می باشد که بنای آن درزمان مشرف گذاشته شده بود. درطي اين سالها هرچند كه دولت افغانستان عاجزانه تقاضاي همدردي وهمكاري از پاكستان نموده است اما انتقادات صريح وپنهاني را نيز از مقامات پاكستان ودستگاه هاي اطلاعاتي پاكستان تحت عنوان ها وادرس هاي مختلف درمواقع مختلف نموده است. اما انتقادات دولت مردان افغانستان از سوي پاكستان يا با بي اعتنايي جواب داده شده  وياهم با اجراي حملات تروريستي وحملات مسلحانه وياهم با رد ادعاهاي دولت افغانستان جواب داده شده است. به عنوان مثال چندسال قبل وقتي حامدكرزي ادعا كرد كه اگر پاكستاني ها تروريستان را سركوب نكنند درداخل خاك اين كشور افغانستان برمواضع آنها حمله خواهندكرد، درست فردا وپس فرداي آنروز بود كه به اثرحملات مرزي نيروهاي پاكستان درولايت پكتيا شماري از سربازان ارودي ملي وپوليس كشورما كشته شدند. ودرحقيقت واكنش دولت پاكستان به گفته هاي كرزي از اين مجرا پاسخ داده شد. اما بازهم بعد ازيك دوره انتقاد آميزدولت افغانستان دوباره درراستاي همگرايي ودسترسي به تفاهم بيشترواعتمادسازي اكنون مهرسكوت برلب زده است ولي بعد از برگذاري جرگه مشورتي صلح وبرهم زده شدن امنيت جرگه رييس پيشين امنيت ملي افغانستان اظهارات صريح وافشاگري هاي ارزشمند را درنوع خود نسبت به دست داشتن وحمايت هاي شبكه اطلاعاتي پاكستان ( آي – اس- آي ) وگروه حقاني نمودند. ومستقيماً‌ از آنها انتقاد كردند وحتي سرنخ بسيار از مسايل سياسي وامنيتي كشور را به دست پاكستان دانستند.

پاكستان وطالبان

دراين كه نهاد هاي حكومتي پاكستان دربوجود آوردن طالبان نقش اساسي داشته است شكي وجود ندارد. اما درخصوص اينكه پاكستان بعد ازتعهد بين المللي اش درامر مبارزه با تروريزم دراين خصوص كاستي ها وكم كاري هاي داشته است، گمانه زني هاي بسياري وجود دارد. هرچند كه مقامات پاكستاني اعلام كرده اند كه حدود 80 هزار سرباز را درمناطق مرزي اين كشور با افغانستان مستقركرده اند وحدود 1000 هزار بازرسي را درمناطق مرزي ايجاد كرده است براي كنترول مناطق مرزي ومبارزه با تروريزم ، و دراينكه دولت پاكستان حملات وسيعي را براي نابودي تروريزم وطالبان درداخل خاك پاكستان اجرا كرده اند و روي دست دارند؛ اما بازهم نگراني ها وگمانه زني ها وادعاهاي مبني براينكه پاكستان به خاطررقابت با هند درداخل خاك افغانستان ودركنترول داشتن اوضاع سياسي وامنيتي افغانستان به نفع خودشان از طالبان به عنوان يك حربه استفاده مي كنند وبدين منظورهمواره سعي مي كنند كه زمينه هاي برچيدن اين گروه را وعوامل مشكل آفرين براي اين گروه را نابود كنند واين گروه را درموارد مختلف ياري كنند. ادعاهاي رييس استعفاشده اي امنيت ملي كشور وتحقيقات اخيركه ازخبرگذاري بي بي سي نشرشد حكايت ازاين ادعاها وگمانه زني ها دارند.

اين گمانه زني هرچند كه ازسوي دولت پاكستان رد شده وبي اساس خوانده شده است ولي هنوزهم نياز به تأمل جدي دارد. چرا كه با وجود رد اين اتهامات ازسوي پاكستان عملكردها وادعاهاي مقامات افغانستان وشماري از گذارشگران ورسانه هاي غربي قابل اهميت است وهم چنان قدرتمند ترشدن هرروز طالبان اين احتمال را بيشترمي كند كه ممكن است نهادها ودولت هاي ازاين گروه حمايت نمايند كه دراين صورت اولين گزينه اي كه ممكن است ازطالبان حمايت نمايند دولت پاكستان مي باشند.

بااين وجود درحالي كه پاكستان ادعاي مبارزه با تروريزم را دارند ومبارزات جدي را درداخل خاك پاكستان براي مبارزه با افراط گرايان ديني ودررآس آن طالبان پاكستاني روي دست دارند كه اين مبارزه ناشي ازاجتماعي شدن ايدئولو‍ژي طالباني درمناطق مرزي وجنوبي پاكستان شده اند مي باشند، بازهم عملكردهاي پاكستان درقبال قضاياي افغانستان ومنطقه اين حكايت را به واقعيت مبدل مي كند كه به نحوي از طالبان حمايت مي كنند دربيرون از مرزهاي كشورخود آنهم به دليل تأمين منفعت ملي خويش.

اين وضعيت مي طلبد كه رويارويي حكومت افغانستان ازيك سو وظرف اعتماد جامعه جهاني ودر رأس آن امريكا ازسوي ديگرنسبت به عملكردهاي دولت پاكستان در راستاي مبارزه با تروريزم وطالبان، جدي تر و محققانه ترباشند. هرچند كه دولت افغانستان توانايي چنداني براي رويارويي با پاكستان را ندارند، اما حضورجامعه جهاني با توجه به هدف هاي كه درافغانستان دارند اين فرصت را براي افغانستان مي دهند كه با درايت وراهكارهاي منطقي وعقلاني به نحوي دست هاي دراز پاكستان را درمسايل افغانستان كوتاه كند وبراي اين كار گزينه هاي ديپلماتيك را براي رويارويي با پاكستان وجلب حمايت آن درراستاي مبارزه با تروريزم جلب نمايند.

تأمین این مهم می طلبد، که اولاً انگیزه های دروجود مقامات افغانستان تقویت شود که باید با دست درازی های طالبان مبارزه صورت گیرد و دراین راستا نیازاولی افغانستان این است که نهادهای امنیتی واطلاعاتی کشورتقویت شود وعوامل که سیاست های پاکستان را درکشوراجرا می کند واطلاعات را به دولت افغانستان تحویل می دهد شناسایی شود. هم چنان متقاعد کردن بیشترجامعه جهانی با چانه زنی ها مبنی براینکه پاکستان به ناامنی درکشوردامن می زنند وطالبان را حمایت می کنند کاراساسی دیگری است که بایست حکومت افغانستان آنرا اجرا نمایند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

چرا پاکستان از طالبان درافغانستان حمایت می کنند؟!

چرا پاکستان از طالبان درافغانستان حمایت می کنند؟!

 

میثم مهریار

.

 با  اینکه دولت افغانستان نیز بارها به نقش حلقه هایی در پاکستان در تجهیز و حمایت از طالبان و ادامه نا امنی ها در این کشور تاکید داشته اند وناظران امور در افغانستان، همواره ریشه نا امنی ها در این کشور را در بیرون از مرزهای آن دانسته اند. اما پاکستان می گوید، این کشور از قربانیان اصلی تروریسم است و برای مبارزه با شورشها، هزاران نفر از سربازان ارتش خود را در مناطق مرزی با افغانستان مستقر کرده است. طالبان همواره ادعاهای حکومت افغانستان را مبنی بردست داشتن پاکستان درحمایت ازطالبان رد کرده اند واین ادعاها را بی اساس خوانده است. چندی قبل رییس امنیت ملی افغانستان از مقامش استعفا داد و اعلام کرد که آی. اس. آی پاکستان درحملات اخیربالای جرگه مشورتی صلح نقش داشته است و همواره این شبکه از طالبان وناامنی درافغانستان حمایت می کنند. به دنبال این اظهارات به تازگی یک گذارش دریکی از مراکزتحقیقاتی انگلیس نشرشده است که درآن ادعا کرده است که قوی ترین شواهد را در اختیار دارد که رابطه مستقیم دستگاه اطلاعاتی پاکستان، آی اس آی، را با طالبان در افغانستان نشان می دهد.

این گزارش که از سوی مدرسه اقتصاد لندن (LSE) منتشر شده می گوید، حمایت آی اس آی از طالبان، به مراتب گسترده تر از چیزیست که قبلا تصور می شد.این گزارش می گوید، دستگاه اطلاعاتی پاکستان، به طالبان کمک مالی می کند، به آنها آموزش می دهد و پناهگاه در اختیار آنها قرار می دهد.نویسنده این گزارش که می گوید با نه نفر از فرماندهان محلی طالبان در افغانستان در اوایل امسال گفتگو کرده، تاکید می کند که روابط پاکستان با شورشیان مسلح، بسیار عمیق تر از چیزی است که تصور می شد.شماری از افرادی که در این گزارش با آنها مصاحبه شده، گفته اند که نمایندگانی از "آی اس آی" حتی در جلسات شورای رهبری طالبان شرکت می کنند.آنها ادعا کرده اند که آی اس آی با حمایت از طالبان، در پی "خنثی کردن نفوذ هند در افغانستان است."

این گزارش نتیجه گیری کرده است که بدون تغییر چشمگیر در برخورد پاکستان، برای دولت افغانستان و جامعه بین المللی ناممکن خواهد بود تا به نا امنی ها در افغانستان پایان دهند.

یک سخنگوی دستگاه اطلاعاتی پاکستان این ادعاها را تکذیب کرده و آن را بخشی از تبلیغات سوء علیه نهادهای امنیتی کشورش دانسته است.

هرچند که این گذارش نتیجه گیری ازگفته های شمار ازمقامات طالبان درافغانستان است، اما این گذارش نیزازسوی دولت پاکستان رد شده ومثل هر ادعای دیگربی اساس خوانده شده است.

هرچند که دولت پاکستان این ادعاها را رد کرده است ولی بازهم با توجه به پافشاری های که ازسوی مقامات افغانستان وشماری از مقامات جهانی مبنی بردست داشتن پاکستان درحمایت ازطالبان وجود دارد، شکی نیست که طالبان توسط پاکستان حمایت می شوند، اما سوال این است که چرا پاکستان از طالبان درحین اینکه داعیه مبارزه با تروریزم را دارند، حمایت می کنند؟

ازرقاتب های ارضی وتاریخی وسیاسی هندوستان وپاکستان سالها می گذرد، دامنه ای این رقابت ها تاسرحد جنگهای مسلحانه بین دوکشورپیش رفته است وهر روز درگوشه های مختلف منطقه این رقابت تشدید می شود. یکی ازمحورهای تشدید اختلاف پاکستان با هندوستان خاک افغانستان می باشد. که درطی چند سال گذشته همواره دوکشوربه دلیل اهمیت که این کشور برای هردویشان دارند، رقابت های شدیدی را دراین کشور با هم داشته اند. وجود رقابت شدید میان هند وپاکستان درمیزان حضوردرافغانستان باعث شده است که هرکدام مقدمات لازم را برای براندازی دیگری دراین کشورفراهم کنند.

یویژه پاکستان درطی چندسال اخیربا اجرای حملات انتحاری برعلیه هندی ها درداخل خاک افغانستان همواره تلاش کرده است که سردی ودشمنی های را میان مقامات هند وافغانستان ایجاد کنند وفرصت های همگرایی میان هند وافغانستان وهند وجهان را برسرمسئله مبارزه با تروریزم کمرنگ ترکنند. لذا دراولین استدلال، وجود رقابت های شدید میان هند وپاکستان باعث این شده که طالبان ازسوی پاکستان حمایت شوند. ازاین فراترباتوجه به نقش ایدئولوژی درجهت گیری ها وعملکردهای طالبان مقامات پاکستان همواره سعی کرده اند که با استفاده از رهبران معنوی طالبان وجنبش های افراط گرای اسلامی درپاکستان به منظور تأمین منافع کشورشان ازطالبان به عنوان یک حربه وابزاراستفاده نمایند. نقش سیاسی وامنیتی که پاکستان درافغانستان دارند نه ازجانب روشنفکران ونه ازجانب مردم عوام اجرا شدنی است بلکه تنها ازمجرای طالبان به عنوان گروه هم خوان با منافع پاکستان ممکن است که درطی چند سال اخیرازسوی پاکستان این گروه حمایت شده است. دلیل این حمایت نیز، تأمین شریانهای امنیتی وسیاسی افغانستان دردست پاکستان وتداوم مخالفت ها وناامنی ها درکشوربرای باجگیری وامتیازگیری بیشترپاکستان ازجامعه جهانی می باشد.

لذا، پاکستان به دلیل تأمین منافع خودش و امتیازگیری بیشتر از جامعه جهانی در راستای مبارزه با تروریزم وکنترول اوضاع امنیتی وسیاسی افغانستان به دلخواه خودشان وتضعیف حضورهندوستان درمنطقه وبویژه درافغانستان ازگروه طالبان وافراط گرایان داخل افغانستان حمایت می کنند، هرچند که درداخل خاک خودمبارزات جدی را برای مقابله با افراط گرایان روی دست گرفته اند، ترس ازاین که ایدئولوژی طالبانی درمناطق مرزی این کشوراجتماعی شود باعث این مبارزه شده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

ارزش بنام امنيت؛ دركشاكش جنگ وصلح

ارزش بنام امنيت؛ دركشاكش جنگ وصلح

ذكي دريابي

مدت زيادي از اجراي يك عمليات نظامي بزرگ به هماهنگي نظاميان خارجي ونيروهاي امنيتي افغانستان درولايت هلمند مي گذرد. دستاورد اين عمليات خوب ارزيابي شده است. مردم محل ازدستاورد اين عمليات رضايت دارند. در ادامه آن ازچند مدتي بدينسو طرح اجراي يك عمليات درقندهار، ولايت همجوار ولايت هلمند روي دست فرمانده عمومي ناتو آقاي استانلي مك كريستال است. درادامه اين تلاش ها آقاي مك كريستال براي دومين بار به ولايت قندهار سفركرده است تا نظرمردم را نسبت به هدف ناتو مبني برتأمين امنيت مردم وبيرون راندن مخالفان دولت ازاين ولايت جلب نمايد.

اين سفردرحالي صورت مي گيرد كه چندي قبل حامدكرزي قبل از سفربه امريكا به قندهار رفت و خبرازنارضايتي مردم قندهار نسبت به اجراي عمليات بزرگ نظامي دراين شهرداد. اما بازهم فرمانده نيروهاي نظامي ناتو برطرح اجراي يك عمليات بزرگ نظامي وسياسي ديرمدت اصراردارد. هم زمان با اصراروپافشاري فرمانده نظامي ناتو مبني براجراي عمليات نظامي درقندهار، حامدكرزي با جديت بيشتر از گذشته درپي فراهم كردن زمينه هاي نظري وعملي طرح مذاكره وگفتگو با مخالفين دولت مي باشد. جرگه اي مشورتي صلح كه هفته اي قبل دركابل به پايان رسيد تلاشي بود براي جلب نظرمردم ومشوره گيري از مردم درخصوص مكانيزم گفتگو با طالبان كه حامدكرزي وشماري از مقامات كشورهاي دوست با افغانستان وحتي ناتو آنرا موفقانه خواند واعلام حمايت كرد. با اين حال اكنون دورويكرد متفاوت درزمان واحد ازسوي دوهدف گير، مخالفين دولت را نشان گرفته است؛ تأكيد براجراي عمليات نظامي درقندهار از سوي نيروهاي ناتو و اصراركرزي وچانه زني هاي آن براي مذاكره با مخالفان دولت وامنيت به عنوان اساسي ترين وفوري ترين نياز ومهم ترين ارزش درجامعه خسته ازناامني وشكسته ازناامني افغانستان آماج ابزارها ونظرهاي نامتجانس گروه هاي نا هم خوان قراردارد.

مذاكره با طالبان

چهارسال قبل حامد كرزي براي اولين بار به نحوي ازگفتگو ومذاكره با طالبان با پيش شرط هاي سخن گفت كه بايد قانون اساسي را بپذيرد وارزشهاي آنرا رعايت كند ودست از حملات مسلحانه بردارد. اما اين تقاضاي آمرانه وقدرتمندانه كرزي به عنوان رييس جمهورافغانستان ازسوي طالبان جدي گرفته نشد و مدت ها بعد به اثرتكرار اين درخواست با لحن ملايم تر طالبان واكنش مشروطانه نشان داد وتن دهي براي مذاكره با حكومت را مشروط به خروج نيروهاي خارجي وتعديل قانون اساسي واجراي شريعت اسلامي نمود.

بعد ها كرزي به دليل وخيم ترشدن بيش ازگذشته امنيت كشور، ازشرط هاي كه براي اولين بار براي مخالفين دولت به وي‍ژه طالبان گذاشته بود صرف نظركرد و عاجزانه ومأيوسانه اصراربرطرح مذاكره ودرخواست مصالحه ازطالبان كرد. اما تا كنون پيش شرط ها وخواسته هاي مخالفين دولت ودررآس آنان طالبان هنوزهم كماكان پابرجاست وهيچ گونه انعطاف پذيري چشم گيري درآن ديده نمي شود.

درآخرين تلاش هاي حكومت براي مصالحه با طالبان جرگه مشورتي با حضور1600 تن از اقشارمختلف كشوربه منظوربررسي راه هاي صلح با طالبان دركابل برگذارشد وبا يك قطعنامه 16 ماده اي كه اكثراً مواد قطعنامه به نفع طالبان نوشته شده بود پايان يافت. به دنبال آن حامدكرزي رييس جمهوركشور قول داد كه زمينه هاي اجرايي قطعنامه مشورتي وپيشنهادي مردم را فراهم خواهندكرد. چند روز بعد از جرگه مشورتي صلح حامدكرزي فرمان صادركرد كه دوسيه تمام زنداني هاي مضنون به دست افغانها بررسي شود و درهمين راستا ديروز دوسيه چهارزنداني درزندان بگرام كه اكنون به زندان پروان تغييرنام يافته است؛ توسط افغانها محاكمه شدند.

استعفاي دومقام ارشد امنيتي

روز اول جرگه، آماج حملات راكتي طالبان وحزب اسلامي قرارگرفت ومخالفين دولت موفق شدند براي چند ساعتي با جنگ رويارويي شان ونفوذ درداخل جرگه امنيت جرگه را به هم بزنند وبراي چندساعتي فعاليت جرگه مشورتي صلح را متوقف كند. حمله كننده ها توسط نيروهاي دولت ازپا درآمد، اما دومقام امنيتي كشور، امرالله صالح رييس امنيت ملي وحنيف اتمروزيرداخله ازسوي رييس جمهوركشوربراي ارائه جواب به رياست جمهوري فراخوانده شدند و ازمقام شان استعفا داده شدند. هرچند كه هردومقام تقصيروكوتاهي شخصي شان را دليل براستعفاي شان اعلام كردند، اما رسانه ها وسياسيون دلايل وانگيزه هاي مختلف را براي استعفاي اين دومقام به ويژه رييس امنيت ملي كشوراعلام كردند. ازگفته هاي آقاي امرالله صالح اشكاربود كه فشارهاي بيروني به ويژه سازمان استخباراتي پاكستان مبني بربركناري وي باعث شده كه وي از مقامش استعفا دهد ورييس جمهورنيزازاستعفاي وي استقبال نمايد. هم چنان شماري ايده هاي تك قومي كردن حكومت ومخالفت شديد امرالله صالح مبني بررهايي طالبان زنداني وطرح مذاكره با طالبان را دليل استعفاي وي، يا سازوكاري براي بركناركردن وي مي دانند.

اما،‌اكنون دونهاد امنيتي كشوردرخلاي مديريتي ودرنابساماني هاي جدي گرفتاراست وسرنوشت آشفته وشكننده امنيت نيزمعلوم نيست كه درچه جايگاه رقم خواهندخورد.

تلاش براي اجراي عمليات نظامي گسترده درقندهار

هرچند كه طرح مذاكره با طالبان ازسوي حكومت دنبال مي شود، فرمانده نظامي ناتو جنرال استانلي مك كرستال، طرح يك عمليات بزرگ نظامي را با ماهيت عميق وگسترده اما با ابزارهاي ساده وكُند درسرمي پروراند تا اين ولايت را از وجود مخالفين دولت پاكسازي كند وامنيت شكننده را دراين ولايت با بيرون راندن وضعيف كردن مخالفين دولت بهتركند.

مخالفت هاي دراين خصوص وجود دارد، اما معلوم نيست كه اين مخالفت ها واقعي است يا ساختگي، اما وجود اين مخالفت ها درسطح افكارعمومي ومقامات دولتي افغانستان مانعي فعلي اجراي اين طرح ويا حد اقل باعث دسته بسته بودن فرماندهان ناتو دراين خصوص شده است.

اما بازهم مقامات ناتو اعلام كرده است كه اين عمليات اجرا خواهدشد ومقدمات آن ازهفته ها قبل بدينسو روي دست است ولي زمان اين عمليات معلوم نيست. حضور گسترده مخالفين دراين ولايت ونفوذ عميق آنان دربين مردم به دلايل ريشه هاي تاريخي اين جريان دراين ولايت ومقبوليت ايدئولو‍ژيك واجتماعي آنان همگام با انحصاري شدن قدرت دولتي درچنگ يك شهروند فاميل با رييس جمهور وبدون صلاحيت قانوني كاربرد قدرت دولتي وفساد گسترده درسطح نهادهاي دولتي باعث شده است كه مقامات ناتو سعي نمايند كه به هرنحوي ممكن اين عمليات به دليل اهميت اين شهر درقوت وضعف مخالفين دولت به ويژه طالبان اجراشود.

درحاليكه اجراي اين طرح ازسوي مقامات نظامي ناتو حتمي اعلام شده است، اما بازهم سرنوشت افكارعمومي كه ممكن است بيشترآنها از اجراي اين عمليات حمايت نمايند، منوط به بيان غيرواقعي مقامات دولتي است كه درگرو نفع شخصي آنان باقي مانده است.

تداوم جنگ ازسوي طالبان

درحاليكه حكومت افغانستان ازطرح يك جانبه صلح، اميدوارانه درگوشه هاي كرسي قدرت خميازه مي كشند، طالبان با حملات مسلحانه ازروزاول جرگه مشورتي صلح تا كنون درگوشه وكناركشور، افراد نظامي وغيرنظامي، داخي وخارجي زيادي را كشته اند و حتي درطي 48 ساعت توانسته است با تاكتيك ها مختلف خونين ترين صبح وشام را براي نيروهاي بين المللي درافغانستان شكل بدهد. ازهمان ابتدا قبل از برگذاري جرگه طالبان طرح جرگه مشورتي را يك طرح آمريكايي خوانده بود و آنرا يك كار بي سود وبدون دستاورد خواند واعلام كرد كه فريب اين گونه بازي ها را نخواهندخورد. هنوزهم كه مقامات دولتي دررويايي مذاكره با طالبان را درسرمي پروراند، طالبان عزم شان را جزم نموده وبه كشتارمخالفين خود مي پردازد.

لذا،‌هنوزهم ازيك طرف رويايي مذاكره ازسوي مقامات حكومتي ودربارحلقه به گوش آن به عنوان يك گزينه موثروهم چنان به شدت سياسي درسطح جهان مطرح است و خلاي درنهادهاي امنيتي به دليل استعفاي دومقام امينتي كشوروجود دارد ومقامات نظامي ناتو طرح يك عمليات نظامي وسياسي گسترده را درولايت قندهار درسرمي پروراند. ازسوي هم طالبان درنقاط مختلف كشورباحملات مسلحانه شان نشان مي دهد كه با گزينه هاي نظامي وجنگي معركه را به نفع شان به پايان خواهندرساند.

اما امنيت به عنوان جدي ترين نيازمردم افغانستان وبه عنوان يك نيازاساسي براي بهبود وضعيت و ترقي درعرصه هاي سياسي واجتماعي واقتصادي دركشمكش اين ديدگاه ها ونظرات و ابزارها پارچه پارچه مي شود وهرروز از روز پيش نگران كننده مي شود،‌معلوم نيست كه سرنوشت آن به چه خواهد انجاميد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/22ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

جنگي كه بازنده وبرنده ندارد

جنگي كه بازنده وبرنده ندارد

ريچارد هولبروک نماينده ويژه ايالات متحده امريکا براي افغانستان وپاکستان درواشنگتن گفته است که با قبول يک سلسله خطهاي قرمز، مخالف شرکت آن طالباني درحکومت نيست که درنظرات شان اصلاحاتي آورد باشند.هالبروك گفت:« بگذاريد يک موضوع را روشن کنم. همه مي دانند که اين جنگ با يک پيروزي خالص نظامي پايان نمي يابد. اين جنگي نيست که مانند جنگ جهاني دوم( با امضاي پيماني )  برعرشه يک کشتي جنگي ويا جنگ مانند جنگ بوسنيا در " دايتون " و " اوهايو" پايان يابد».

 هولبروک افزوده است:«پايان يافتن جنگ ( درافغانستان ) تفاوتهايي ازآن ( جنگها) خواهد داشت وبرخي اشکال راه حلهاي سياسي ضروري اند... شما نمي توانيد با القاعده کدام راه حل ( سياسي) داشته باشيد.  شما نمي توانيد با آنها مذاکره کنيد.( بنابراين ) درمورد مذاکره با آنها نمي توان حرف زد. اما مذاکره با رهبران طالبان ممکن است».

 هول بروک پيرامون  کنفرانس بين المللي براي مذاکره روي راههاي غيرنظامي براي پايان دادن به جنگ افغانستان گفته است: هرگاه اعضاي طالبان از القاعده ببرند، سلاحهاي شان را به زمين بگذارند وبخواهند دردرون نظام سياسي افغانستان به حکومت بپيوندند « ديگر کدام مشکلي با آنها وجود ندارد».

اين اظهارات درحالي صورت مي گيرد كه درسالهاي اخيريك ازگزينه هاي هميشگي وجدي درخصوص برخورد باطالبان ازجانب حكومت افغانستان مذاكره با اين گروه بوده است. اما اين بجث همواره با چالش هاي مختلف ازجمله پيش شرط هاي هركدام ازدوجناح طالبان وحكومت افغانستان روبروشده است. علاوتاً عده اي براين باورند كه شماري از كشورهاي اسلامي وكشورهاي فرامنطقه اي ومنطقه اي نيزدرنحوه گفتگو وتسريع يا كاهش روند گفتگو با طالبان نقش داشته است ونمي خواهند اين گفتگو ومذاكره بيانجامد وبه مثابه اي يك راهكاروگزينه اي حكومتي درحل مشكلات با طالبان باشد.

هم چنان درهمين راستا جرگه مشورتي صلح كه چندي قبل دركابل برگذارشد، يك مجلس مشورتي با نمايندگان مردم افغانستان درخصوص مذاكره وچگونگي مذاكره با طالبان بود كه با يك قطعنامه اي پيشنهادي كه جنبه توصيه اي داشت پايان يافت.  كه به مثابه اي اقدام جدي ازسوي حكومت افغانستان درحين مخالفت هاي داخلي وخارجي دراين راستا مي باشد.

اين جرگه ازسوي امريكايي ها وكشورهاي ناتو وشماري از كشورهاي جهان مورد قبول واقع شد و ازتصاميم آن حمايت صورت گرفت وحتي طالبان نيز از بعضي مواد هاي اين قطعنامه اعلام حمايت كردند.

ازسوي ديگر اظهارات آقاي هالبروك درحالي صورت مي گيرد كه اوضاع امنيتي كشوربعد از افزايش چشمگير نيروهاي خارجي به وي‍ژه امريكايي ها دركشور هرروز شكننده ترشده است وكمك هاي مادي وآموزشي وتجهيزي به نيروهاي امنيتي افغانستان نيزنتوانسته است جلو رشد فزاينده نيروهاي مخالف دولت را آنگونه كه تصورمي شد بگيرند.

لذا با درنظرداشت اين دومسئله؛ طبيعي است ومنطقي است كه نيروهاي خارجي وجامعه بين المللي از دولت افغانستان مبني برمذاكره با طالبان وسايرگروه هاي مخالف دولت مثل طرفداران گلبدين حكمتيارحمايت نمايند. چون آنگونه كه فرستاده امريكا درافغانستان وپاكستان اشاره كرده است؛ نمي توان جنگ افغانستان را با گزينه هاي نظامي به ختم رساند. آنهم به دليل اينكه انديشه ها ومش ها وفكرطالباني به عنوان يك خط فكري وديني درجامعه افغانستان درميان شماري ازمردم افغانستان نهادينه شده است، وبعضي اشتباهات نيروهاي خارجي دراين خصوص مثل كشتارغيرنظاميان، بي احترامي به ارزشها ومقدسات ديني وتبليغات ديني بيشترتوانسته است اين فكر را تقويت كند وموجب تقويت خطوط طالبان شوند.

درشرايط كه بستراجتماعي وتاريخي وفكري واعتقادي براي جذب شدن واحترام وعشق ورزيدن به انديشه ها ي طالباني وجود دارد، بديهي است كه تنها راه حل اين معضل نظامي گري نيست بلكه با تداوم اين گزينه هرروز ملت افغانستان وحكومت افغانستان است كه بازنده خواهندبود. لذا ضروري است كه راه حل هاي سياسي براي بيرون رفت ازيك معضل سياسي روي دست گرفته شود.

هم چنان كه راه حل اساسي معضل طالبان تنها گزينه نظامي نيست، راه حل معضل افغانستان نيزتنها راه كارهاي سياسي مبتني برباجدهي وامتيازدهي نمي تواند باشد. به دليل اينكه شماري زيادي از مردم افغانستان با انديشه وعملكردهاي طالباني مخالفت اند وبه اثر آرا وافكاروباورهاي طالبان شهروندان افغانستان به وي‍ژه زنان واقليت هاي قومي ومذهبي قرباني هاي فراواني داده اند.

چيزي كه به عنوان يك راه حل براي بيرون رفت ازاوضاع آشفته سياسي  كشورباقي مي ماند. صلح با طالبان به عنوان عده اي ناراضي ورعايت قانون اساسي كشورمي باشد. كه اين امر ايجاب مي كند كه دولت وجامعه جهاني با درنظرداشت نگراني هاي دوطرف يك راه حل عادلانه كه نه دستاوردهاي مردم افغانستان وجامعه جهاني درطي هشت سال گذشته ازنظردوربماند ونه طالبان به عنوان يك گروه مخالف دولت هميشه درجنگ با دولت باقي بماند مي باشد.

براي اين كار، آراي مردم افغانستان درخصوص برخورد باطالبان ازراه مذاكره بايد  درنظرگرفته شود ودست هاي كشورهاي خارجي كه به حمايت ازطالبان مي پردازد ومانع ازاين مي شود كه اين گروه به صلح با دولت قناعت كند،‌ از كشوركوتاه شود وعوامل اين همه مقاومت ونفوذ بايد دربيرون ازمرزهاي افغانستان با چانه زني هاي جامعه جهاني حل ورفع شود. هم چنان طالبان نيزبايد اين را بپذيرد كه اگردولت افغانستان وجامعه جهاني نمي تواند آنها را دركنترول درآورند ويا ازبين ببرد،‌طالبان نيزنمي توانند كه كه اين دومتحد كه ازحمايت ملت افغانستان برخوردار است را ازميان بردارد وتسليم كند. پس تنها راه كه باقي مي ماند تغييردرنگرش هاي سياسي واعتقادي طالبان وتغييردرابزارهاي برخورد باطالبان ازسوي حكومت وجامعه جهاني مي باشد. 

لذا، رويكردجديد ايالت متحده امريكا نسبت به طالبان درشرايط كنوني با درنظرداشت هشت سال جنگ، رويكردعقلاني ومنطقي است؛  اما جامعه جهاني براي موفقيت دراين راستا نيازمند اين است كه ابتكاراين طرح دردست دولت افغانستان باشند و هم چنان دستاوردهاي اين هشت سال مي طلبد كه ارزشهاي ملي وقانوني افغانستان درمذاكره با طالبان و رويكرد جديد ناديده گرفته نشود وجامعه جهاني به عنوان يك قوه سومي به حمايت ازملت افغانستان بايد حافظ وناظراصلي اين منافع وارزشها درنحوه تعامل دولت افغانستان با طالبان باشند؛ تا عدالت درگفتگو و ختم مخالفت ها رعايت شود وافراط وتفريطي دراين مذاكرات ملت افغانستان را آسيب پذيرنكند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/18ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

کمیسیون نظارت برقانون اساسی؛ وچالشهاي تكراري

کمیسیون نظارت برقانون اساسی؛ وچالشهاي تكراري

 

سرانجام پس ازگذشت نزدیک به هفت سال ازتصویب قانون اساسی کشور، حامد کرزی افراد پیشنهادی خود برای عضویت در کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی را به مجلس نمایندگان معرفی کرد.

این کمیسیون هفت عضو دارد و در حال حاضر، شش نفر از اعضای آن از سوی رئیس جمهور معرفی  شده اند و انتظار می رود نفر هفتمی، به زودی معرفی شود اما مطابق به قانون اساسی کشور، عضویت این افراد در کمیسیون قانونی اساسی مستلزم کسب رای اعتماد مجلس نمایندگان است.

وظیفه اصلی این کمیسیون همانطوریکه ازنام آن پیداست، نظارت بر اجرای کامل قانون اساسی و در صورت لازم، تفسیر مواد این قانون است.

این درحالی است که ازیک سودرطی چند سال گذشته دربعضی موارد اختلافات میان حکومت وپارلمان افغانستان برسرتفسیربعضی ماده های قانون اساسی وجود داشته است، جدید ترین مورد آن مساله احضارکریم خلیلی معاون ریاست جمهوری ورییس کمیته حالت اظطرار ازسوی ولسی جرگه افغانستان است که حکومت افغانستان  به دلیل معاون بودن خلیلی، خواست مجلس نمایندگان را خلاف قانون می دانست، درحالیکه مجلس نمایندگان تأکید داشت که خلیلی را به عنوان رییس کمیته حالت اظطراراحضارمی کند نه به عنوان معاون رییس جمهورکشور، هم چنان اختلاف مجلس نمایندگان وحکومت برسرفرمان تقنینی حامدکرزی درخصوص قانون انتخابات کشور، که یک طرف آن را قانونی می خواند وطرف دیگرآنرا خلاف قانون اساسی کشورمی دانست ودوبار آنرا رد کرد، نمونه های از اختلاف مجلس وحکومت برسرتفسیرقانون اساسی کشورمی باشد.

ازسوی دیگرمجلس نمایندگان افغانستان دراین اواخر اعتصاب کاری چندین روزه به منظوربرآورده شدن خواست های شان از سوی رییس جمهورکرزی نمودند تا یازده وزیرباقی مانده را معرفی نمایند وخلیلی نیزدرمجلس حاضرشوند یا استعفا بدهند.

هم چنان این کمیسیون که مطابق به ماده یک صدو پنجاه وهفتم قانون اساسی باید چند سال قبل ازاکنون تشکیل می شد، اکنون بعد ازنزدیک به هفت سال معرفی می گردد.

حال بادرنظرداشت این نکات، اول؛ ضربه وتاوان این تأخیر وسهل انگاری رییس جمهور درخصوص معرفی وایجاد این کمیسیون به اندازه ای کافی شالوده های حقوقی وقانونی کشور را آسیب پذیرکرده وموانع وچالشهای جدی را با کارهای عمدی وسهل انگارانه حکومت در راستای قانونمند شدن جامعه ما نهاده وقبل از تهداب گذاری کمیسیون نظارت برقانون اساسی کشور، تهداب فرارازقانون ونقض قانون توسط نهادهای حکومتی با عملکردحکومت گذاشته شده، نقض قانون توسط حلقه های قدرت مند وجریانهای سیاسی درکشورقبل از ایجاد این کمیسیون رسم شده است و به جایی رسیده است که دیگرمحال است کمیسیون ایجاد شده نیزبتوانند ازاین سرکشی ها وقانون شکنی های حکومت درمواقع که نفع مقامات حکومتی درخطرباشند، جلوگیری نمایند.

دوم؛ کشاکش ها واختلافات موجود میان حکومت ومجلس نمایندگان برسرموضوعات مختلف به خصوص معرفی یازده وزیرباقی مانده وقانون جدید انتخابات وتفاوت دیدگاه های شماری ازنمایندگان مجلس با حکومت نسبت به جرگه مشورتی صلح، ممکن است برنحوه نگرش وقضاوت حکومت نسبت به افراد که ازسوی رییس جمهورمعرفی شده، تأثیربگذارند وآنطوریکه نمایندگان مجلس باید نسبت به این کمیسیون مطابق به معیارهای قانونی وویژگی های فردی تأمل بکنند ورای بدهند، ندهند. بلکه نسبت به کمیسیون معرفی شده از موضع خصمانه وعقده مندانه نگاه بکنند وهم چنان مثل برخوردهای چندی قبل مجلس باشماری ازوزیران، اعضای این کمیسیون را نیز ازفلترقومی شان بگذرانند. بدیهی است که با چنین نگرش ازسوی مجلس نمایندگان نسبت به اعضای این کمیسیون معیارهای قانونی وتوانایی ها وویژگی های فردی اعضا معرفی شده، برای احرازمناصب دراین کمیسیون ازنظرنمایندگان پنهان می ماند وچترمصلحت ها وعقده های شخصی برستون های کمیسیون مستقل نظارت برقانون اساسی سیطره می نماید وکمیسیون را نیزناکارآمد خواهندساخت وترکیب آنرا تحت شعاع قرارخواهند داد.

سوم؛ سومین نگرانی عمده، نسبت به ترکیب وماهیت این کمیسیون می باشد، که ممکن  است ازیک سو افراد با درنظرداشت مصلحت ها وتوافقات وتحمیل های نظری رییس جمهورکرزی به این کمیسیون معرفی شده باشد، وازسوی دیگرممکن است با درنظرداشت مورد اول، افراد ناتوان وضعیف نسبت به مسایل حقوقی وفهم قانون اساسی کشور دراین کمیسیون وجود داشته باشند که اکنون با درنظرداشت اسامی اعلام شده اشخاص این کمیسیون، ضعف درشماری ازافرادمعرفی شده دراین کمیسیون وجود دارند. مستولی بودن این موارد درترکیب اعضای این کمیسیون این خطررا فراهم می کند که درآینده درموارد اختلاف حکومت ومجلس نمایندگان برسرماده های قانون اساسی واختلاف درتفسیرها ونگرشهای این دورکن قوه های ثلاثه کشور، کمیسیون مستقل نظارت برقانون اساسی، جانب حکومت را بگیرد وبه جای اینکه وظیفه نظارت برقانون را اجرا نمایند وکاراصلی ووظیفه ای وجدانی وقانونی خود بدانند، به حمایت از حکومت بپردازد و درمواقع مهم حق وحقیقت ماده های قانون اساسی را فدای مصلحت های حکومت ومنفعت شخصی شان بکنند.

لذا، درحالی که اقدام دیرهنگام رییس جمهوردراجرای این ماده قانون ومعرفی این کمیسیون به پارلمان ضررهای جبران ناپذیری را برپیکره های قانونی کشورگذاشته، بازهم معرفی این کمیسیون یک گام به جلو درراستای اجرای قانون اساسی می باشند. اما بازهم بیم برخوردهای عقده مندانه وقومی گرایانه مجلس نمایندگان و گوش به فرمان بودن افراد معرفی شده دراین کمیسیون نسبت به خواست ها ونظریات رییس جمهور از عمده ترین نگرانی های  است که هم چنان استقلال و مفیدیت این کمیسیون را درچاله از ابهامات همیشگی می کشاند وسوال ها ونگرانی های زیادی را برای مردم خلق می کند.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

نگراني ها درمورد جرگه واشتراك كنندگان

نگراني ها درمورد جرگه واشتراك كنندگان

 

بعد از شكننده ترشدن اوضاع امنيتي دركشور، حكومت افغانستان تصميم به دايركردن يك لويه جرگه نمود. اما چندي بعد ازبرگذاري لويه جرگه منصرف شد و اقدام بربرگذاري يك جرگه مشورتي كوچكترنمود. نام آن را نيزجرگه مشورتي صلح گذاشت.

باوجود مخالفت ها وموانع عملي ونظري درقبال برگذاري اين جرگه وتأخيرات كه دروقت برگذاري جرگه اتفاق افتاد،‌ سرانجام امروزجرگه مشورتي صلح به طوررسمي به كارمشوره دهي وبحث وتبادل نظرشان آغازخواهندكرد.

نسبت به برگذاري اين جرگه ازسوي نهادها واحزاب وشخصيت هاي سياسي وقومي درداخل كشورواكنش هاي متفاوت موافق ومخالف ازاوايل وجود داشت وهم اكنون نيزوجود دارد. مقامات امريكايي نيزدرهنگام وخيم ترشدن اوضاع امنيتي وبميان آمدن تنش هاي لفظي ميان حامد كرزي ومقامات امريكايي،‌ ابتدا نسبت به اهداف وماهيت اين جرگه به ديده ترديد نگريسته بود،‌ اما بعد از سفركرزي به امريكا نگراني هاي مقامات امريكايي نسبت به اهداف و ماهيت اين جرگه با طرح 34 صفحه اي رييس جمهوركرزي درخصوص كاركردها ومحورهاي گفتگو وبحث دراين جرگه اين نگراني تا حدودي رفع شد وكرزي توانست موافقت نسبي مقامات امريكايي را به عنوان عمده ترين شريك استرات‍ژيك خود به دست بياورد. البته درخصوص توافقات احتمالات وجود دارد كه اوباما براي مذاكره با طالبان خط قرمزهاي را براي كرزي تعيين كرده باشد.

نهادهاي داخلي به خصوص مجلس نمايندگان افغانستان، دريك مقطع زماني به دولت هشدار دادند كه درجرگه اشتراك نخواهندكرد، اما ديري نپاييد كه اين هماهنگي وهمصدايي نمايندگان نيزكاري را به جايي نرسانيد وجمعي زيادي از نمايندگان مجلس به اين جرگه اعلام اشتراك دادند.مجلس سناي افغانستان مثل هميشه يك دندنه پشت اين تصميم رييس جمهوركرزي ايستاد ونه تنها كه خودشان به كلي تصميم اشتراك گرفتند، بلكه از مجلس نمايندگان افغانستان نيزخواستند كه درجرگه اشتراك بكنند.

سرانجام با همه اي خوشبيني ها وبدبيني ها ومخالفت ها وموافقت هاي جامعه جهاني ومردم افغانستان وجريان هاي سياسي داخلي، امروز جرگه مشورتي صلح به صورت رسمي به فعاليت شان آغازمي كنند. اين جرگه با اشتراك 1600 تن ازشهروندان كشوركه از قشرها ونقاط مختلف كشورمي باشند برگذارمي شوند وحدود 15000 هزارنيروي امنيتي كشور از آن محافظت مي نمايند. هزينه اي برگذاري اين جرگه نيز160 ميليون دالرپيش بيني شده است وهدف اساسي آن نيزبحث وگفتگو ومشورت با مردم افغانستان به منظورمذاكره وگفتگو با مخالفين دولت مي باشد. اين جرگه آنگونه مقامات دولت افغانستان بيان مي كنند، سازوكاري است به منظورمشورت با مردم درخصوص كشاندن شماري از مخالفين دولت به زندگي عادي وختم خشونت هاي مسلحانه آنها درداخل كشورمي باشد.

حال، با درنظرداشت اهداف تعريف شده اين جرگه ازسوي حكومت افغانستان، مسئووليت تضمين وتأمين اين هدف بيش از حكومت افغانستان به دوش مردم افغانستان مي ماند، درحقيقت سرانجام پس ازسالها مبارزه وجنگ با مخالفين دولت اكنون حكومت به نحوي بيان عجزمي كند وبدين لحاظ تصميم گرفته است كه مسئووليت اين كار مهم وحياتي را بدوش مردم افغانستان بگذارند. بدون شك هيچ كسي دركشورمخالف صلح نخواهد بود، همه اي مردم افغانستان با هرانديشه اي كه باشد ودرهرمكاني كه زندگي كند از تأمين صلح وثبات دركشوروبرچيده شدن انتحاروانفجاروختم جنگ استقبال خواهندكرد، اما چيزي كه درميان اين سازوكاربراي مردم افغانستان نگران كننده است موارد ذيل است.

اول؛ نگراني شهروندان كشوروفعالين مدني وحقوق بشري از امتيازدهي ها وباج دهي هاي كلان وزايد وبدون دليل به طالبان وسايرگروه هاي مخالف دولت. دوم؛ نگراني از يك تصميم مهندسي شده توسط مقامات دولتي به منظوررسيدن به اهداف خاص وپنهان سياسي وقومي، درپس طرح جرگه مشورتي صلح ومشروعيت بخشي برتصاميم ازقبل اتخاذ شده مقامات دولتي ازآدرس جرگه مردمي وملي و سوم هم  برباد رفتن هزينه هاي گزاف مالي وسرانجام بي دستاوردي اين جرگه مانند جرگه قبلي كه بنام جرگه امن منطقوي ميان افغانستان وپاكستان برگذارشده بود.

لذا با درنظرداشت اين سه نكته بالا كه نگراني هاي عمده مردم افغانستان مي باشند، اين به عهده اشتراك كنندگان اين جرگه به عنوان نمايندگان مردم افغانستان مي باشد كه با درنظرداشت نگراني هاي مردم افغانستان هم بتوانند راهكارصلح با مخالفين دولت را مطابق به معيارهاي قانون اساسي واحترام به قانون اساسي كشوربيابند وهم آرمانهاي سايرمردم افغانستان كه از گذشته اي طالبان زخم هاي فراواني را بردل وسينه دارند، دفاع كنند ونگراني هاي مردم افغانستان را نيزفراموش نكنند.

وبراي اين كاراولين چيزي كه نيازاست اشتراك كنندگان دراين جرگه بايست به آن مراجعه كنند و ازآن محافظت نمايند ارزشها وحقوق مندرج درقانون اساسي افغانستان مي باشند، حد ومرزهاي مصالحه وعمق وماهيت مصالحه با مخالفين دولت، شامل هرگروه ومردمي كه مي شودبايست بادرنظرداشت قانون اساسي كشورتعين شود ومعيارهاي قانوني مصالحه بامخالفين نبايد فراموش اشتراك كنندگان شوند. دوم؛ همه اي اشتراك كنندگان به عنوان نماينده ومتنفذين قومي افغانستان اين مسووليت ومكلفيت را دارند كه به عنوان نماينده ومتنفذ محلي ومردمي، بايست نسبت به طرح ها وبحث ها وافكاراين جرگه براي صلح با مخالفان مستقلانه ، منطقي ،عقلاني با درنظرداشت منافع ملي، قانون اساسي كشور، وحدت ملي ومنافع مردم افغانستان، تصميم خودشان را بگيرند، نه اينكه به گفته هاي ديگران، گردن تأييد بچرخانند. با تأمين اين دو مورد، به يقين مي توان گفت كه ازهدررفت هزينه هاي مالي بسيارزياد نيزجلوگيري مي شود ودستاورد جرگه نيز درگِرو اعمال اشتراك كنندگان خواهند بود.

اكنون ازهمه اي اشتراك كنندگان دراين جرگه به عنوان نمايندگان ومتنفذين مردمي ومحلي انتظارمي رود كه براي تأمين مصالح ملي وحفظ ورعايت ارزشهاي قانون اساسي ومفيديت اين جرگه‌‌، مستقلانه ومنطقي با رعايت ارزشهاي قانون اساسي وخواست هاي مردم افغانستان، راهكارمنطقي وقانوني مصالحه با طالبان را دريابند و فقط كاراشتراك كنندگان، خوردن وسرجنباندن براي تأييد حرف مقامات دولتي ومسوولين اين جرگه وقصه گفتن براي مردم محل نباشند، چون انجام چنين كارهاي ازسوي نمايندگان مردم، خودخيانتي به مردم افغانستان.

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/12ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

جنگ درگرفت؛ جرگه مشورتي تا مدت نامعلوم تعطيل شد

 جنگ درگرفت؛ جرگه مشورتي تا مدت نامعلوم تعطيل شد

صبح امروز جرگه مشورتي صلح با سخنان حامدكرزي رييس جمهوركشورآغازشد. كرزي مدتي پشتو مي گفت و مدتي ديگري هم فارسي. تلاش كرزي درجريان صحبت هايش سعي مي كرد با بعضي شوخي ها،‌شماري ازاشتراك كنندگان كه دراين جرگه از مريدان تيم او نيست را به هدف هاي اين جرگه موافق سازد.

سپس مجددي صاحب، بعد از خواب برخواسته وآمد قصه اي جنگ جهاني را به راه انداخت. وچنان طولاني كرد تا اينكه يك انفجارشديدي در داخل محوطه تعليم وتربيه  و پولي تخنيك رخ داد. مجددي گفت ترس نخوريد يك فير توپ بود وهيچ چيزي ديگري نيست. اما ديگران مثل او درخواب نبود ويا درحال خواب ديدن نبود. فاروق وردك آمد وبرايش گفت كه ليست گردانندگان جرگه را بخواند كه كدام گدو دي نخيزد.

سپس مجددي سراسيمه رباني را رييس جرگه اعلام وكرد و معاون ان را يادم نيست. جعفرمهدوي به عنوان منشي جرگه اعلام شد وبعد از آن يك تفريح ۱۵ دقيقه اي اعلام شد.

اما اكنون كه حدود يك ساعت مي گذرد از تفريح ديگرهيچ نمايندگان واشتراك كنندگان جمع نشد. بلكه درطي تماس تيلفوني كه با يكي از اشتراك كنندگان داشتم. همه رفته به اطاقهاي شان وجرگه تا مدتي نامعلومي كه هيچ كس نمي داند تعطيل شده است.

اشتراك كننده مذكورگفت : كه طالبان درمسجد دانشگاه تعليم وتربيه جاگرفته ودرگيري شروع شده وشماري ههم زخمي شده است ولي تعدا د دقيق آن هنوزمعلوم نيست. گفته مي شود يك نفر از مخالفين وحمله كنندگان گرفتارشده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/12ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

شكست به تنهايي، جبران شكست با همكاري

شكست به تنهايي، جبران شكست با همكاري

ميثم مهريار

روز شنبه ولسوالي برگ متال ولايت نورستان از كنترول نيروهاي پوليس افغانستان خارج شد و به دست نيروهاي طالبان افتاد. سخنگوي وزارت داخله كشورخارج شدن اين ولسوالي را از چنگ نيروهاي پوليس شكست درجنگ نه بلكه يك عقب نشيني تاكتيكي اعلام كرد و شكست از طالبان دراين جنگ را نپذيرفت.

با اين حال فرماندهان پوليس درآن ولسوالي دليل شكست شان را ترس از كشته شدن افراد ملكي به اثرحملات نيروهاي طالبان با سلاح هاي سنگين و نرسيدن كمك هاي تجهيزاتي ونيروهاي كمكي ازسوي نهادهاي امنيتي كشور عنوان كرد.

درتازه ترين واكنش سخنگوي  وزارت داخله افغانستان گفته است، به خاطر تصرف دوباره ولسوالی برگ متال ولایت نورستان، تلاش های جدی آغاز شده است و روی یک پلان تازه برای همین منظور کار جریان دارد.

هرچند كه وزارت داخله كشورابتداء شكست را نپذيرفت اما بعد ها دليل اين شكست را تنهايي نيروهاي پوليس دراين ولايت عنوان كرد و گفت كه اردوي ملي وقوت هاي آيساف دراين درگيري داومدارنقش نداشته است.

ازسوي ديگرچندي قبل از اين شكست نيروهاي آمريكايي اين منطقه را تخليه كرده بودند و دليل اين كارشان را نيز توافق با مردم محل اعلام كرده بودند.

آنطوريكه وزارت داخله كشور عنوان كرده است اگر اين عقب نشيني تاكتيكي باشد به منظور شكست بيشتردشمن واجراي بهتر عمليات هاي نظامي برعليه مخالفين دولت وجلوگيري از كشتارافراد ملكي توسط نيروهاي طالبان يك كارعقلاني ومنطقي است كه بايد ازآن تقديركرد، اما اظهارات سخنگوي وزارت داخله كشور با فرماندهان پوليس درآن ولسوالي درتناقض به هم قرارمي گيرد كه اين تناقض ادعاهاي خيرخواهانه ووطن دوستانه وزارت داخله كشور را زيرسوال مي برد. چون مقامات محلي پوليس درآن ولسوالي به صراحت اعلام كرده است كه دليل شكست شان نبود نيروهاي كمكي وتجهيزات ونبود نيروهاي اردوي ملي مي باشند، اما وزارت داخله به تأكيد تكرارمي كند كه نيروهاي پوليس شكست نخورده است بلكه عقب نشيني تاكتيكي به منظور جلوگيري از تلفات مردم ملكي نموده است.

لذا،  ازيك طرف اظهارات سخنگوي وزارت داخله كشوردرحين اينكه ادعاهاي خييرانه واقدام منطقي نيروهاي پوليس را بيان مي كند، همزمان به نحوي سرپوش گذاشتن بريك شكست تلخ از طالبان نيزمي باشند كه درست روز پيش آن نيروهاي پوليس ادعا كرده بودند كه طالبان را دراين درگيري شكست داده اند وبه عقب رانده اند. ازطرف ديگراقدام يك جانبه نيروهاي خارجي براي تخليه وترك اين مناطق قبل از اين درگيري وبعد از آن شكست نيروهاي پوليس دراين منطقه وتحت كنترول قرار گرفتن اين منطقه به دست طالبان،‌وهم چنان عدم موجوديت نيروهاي اردوي ملي به عنوان پاسبان مرزهاي افغانستان وحفظ ونگهداري سرحدات كشوردرمهم ترين نقطه اي سرحدي كشوركه همانا ولايت نورستان مي باشد؛ باعث پرسش ها ونگراني هاي جدي مردم افغانستان شده است.

اين سه عملكرد همزمان سه نهاد مسئول ومهم دراين نقطه كشوراين احتمال را مطرح مي كند كه گفته هاي چند روزپيش روزنامه گاردين چاپ انگليس صحت دارد. ونيروهاي امريكايي به نحوي براي تداوم حضورشان درمنطقه آسياي ميانه  از طالبان حمايت مي نمايند و درسطح داخلي تئوري كه اخيراً روي آن شماري از آگاهان مسايل سياسي ونظامي تأكيد دارند نيزنهادينه افكارعمومي مي شود كه مطابق به آن طالبان طرح ناامن كردن شمال ومناطق مركزي را درسرمي پروراند وشماري از حلقات درداخل كشور نيزمي باشند كه ازاين طرح به گونه اي حمايت مي كنند ويا حداقل براي آن تدابيرنمي گيرند.

اگرچنين نباشد طبيعي است كه نبايد نيروهاي خارجي ونيروهاي اردوي ملي دريك ولايت ناامن سرحدي، مشاركت نداشته باشند ومنطقه سرحدي را تنها به عهده پوليس ملي بگذارند. درحالي كه تنها نيروهاي اردوي ملي است كه توانايي چنين مقاومت هاي ديرمدت را دربرخورد با مخالفين دولت دارند واز تجهيزات وامكانات بيشتر نيز برخوردارند.

اكنون، بعد از يك شكست كه تنها به نام پوليس ملي  ختم نشده بلكه به نام حكومت افغانستان تمام شده است جا دارد كه دراين نقطه مهم كشور نيروهاي اردوي ملي به صورت فعال ودايمي حضور داشته باشند ودرعمليات نظامي كه به منظور پس گيري اين ولسوالي از چنگ طالبان به راه انداخته مي شود، نيروهاي پوليس و اردوي ملي كشور دوشادوش هم براي شكستاندن پايگاه دشمن وبيرون كردن آنها همگاهنگي وهمكاري نمايند واين كار هرچه بادقت بيشترشود بهترخواهندبود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/10ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

جرگه صلح؛ آماج اعتراض هاي مدني نمايندگان وحملات مسلحانه طالبان

   جرگه صلح؛

آماج اعتراض هاي مدني نمايندگان وحملات مسلحانه طالبان

 

ذكي دريابي

درحاليكه قرار است تا چند روز ديگر به تاريخ دوازدهم جوزا جرگه مشورتي صلح دركابل برگذار گردد. موج ازاعتراضات ومخالفت ها نسبت به برگذاري اين جرگه دركشور هر روزبيشتر مي شود. طالبان با گسترش حملات مسلحانه خويش در نقاط مختلف كشور قويتر از گذشته مراكز نيروهاي خارجي وداخلي را هدف قرار مي دهند و موفق تر از هرزماني ديگر عمل مي كنند، درنقاط مختلف كشور با نيروهاي امنيتي افغانستان درگيرند ودر تازه ترين اقدامات خود ولسوالي برگ متال ولايت نورستان را نيزدر كنترول خود درآورده اند.

اشتراك نمايندگان جامعه هزاره درشوراي ملي افغانستان نيز هنوز قطعي نيست وهم چنان مجمع سياسي راه نو هنوز نسبت به بحران كوچي گري وحملات مسلحانه گسترده تحت لواي كوچي ها برمناطق مركزي هزاره جات وسايرنقاط افغانستان وكشتن وآواره كردن مناطق بومي اين مناطق درتحصن به سرمي برند. ائتلاف سياسي اپوزيسيون دولت به رهبري عبدالله عبدالله نيزاعلام كرده است كه درجرگه مشورتي صلح اشتراك نمي كنند.

هم چنان مجلس نمايندگان افغانستان نيزبه حكومت هشدارداده اند كه درصورت ناديده گرفتن خواست هاي مجلس نمايندگان درجرگه مشورتي صلح اشتراك نخواهندكرد.

درميان همه اي اين مخالفت ها وشك وترديدها واگر ومگرهاي اشتراك وياعدم اشتراك درجرگه صلح دو محور قابل تأمل وبحث جدي تراست. يكي تداوم حملات مسلحانه طالبان وحتي تشديد اين حملات وديگرپافشاري مجلس نمايندگان افغانستان مبني برخواست هاي شان.

مجلس نمايندگان افغانستان از چند روزي بدينسو دراعتصاب كاري به سرمي برد. نمايندگان مجلس افغانستان براي اين كارشان دو دليل دارند. اول، اينكه حامد كرزي چرا يازده تن از وزراي باقي مانده كابينه را به مجلس نمايندگان جهت اخذ رأي اعتماد معرفي نمي نمايد. دوم اينكه چرا كريم خليلي معاون دوم رياست جمهوري براي توضيح دادن ومورد سوال قرار گرفتن به پارلمان افغانستان نمي آيد ويا از رياست كميته اظطرار استعفا نمي دهد.

بادرنظرداشت اين نكته كه مجلس نمايندگان دليل اصلي عدم اشتراك شان را در جرگه مشورتي صلح عدم معرفي يازده وزيرباقي مانده كابينه اعلام مي كنند، اما شماري از آگاهان مسايل سياسي افغانستان تنها عدم معرفي اين تعداد از وزراي باقي مانده را دال اصلي اين مخالفت وتهديد نمي دانند. بلكه آنها معتقداند كه نمايندگان مي خواهند ازيك طرف فشار بر تكتازي هاي چند ساله حكومت را بيشتركنند واز سوي درتأييد ويا رد يازده وزيركابينه افغانستان بتوانند با راي شان افراد دلخواه وهمرنگ با منافع گرايشي وقومي شان را تأمين نمايند.

هم چنان عده اي ديگر اين اقدامات مجلس نمايندگان افغانستان را نمايشي وآرايشي به منظور جلب اعتماد از دست رفته اي مردم افغانستان مي دانند و فراتر از آن شماري از آگاهان اقدام مجلس نمايندگان افغانستان را طفره رفتن زيركانه اي شماري از نمايندگان مجلس مي دانند كه با اقدام دراين راستا سعي كرد كه ازموضوع مهم ملي ديگر كه معضل كوچي ها مي باشد چشم پوشي كند و آنرا به حاشيه براند ويا حد اقل معضل ملي حملات كوچي ها را بالاي مردم بومي بعضي ازمناطق كشور محدود به كوچي ومردم بومي محل درگيري نمايند.

اما، با درنظرداشت همه اي اين ديدگاه ها، اعتراض ومخالفت مستقيم وغيرمستقيم مجلس نمايندگان افغانستان دركنارسايرمخالفت ها يكي از مخالفت ها واعتراضات جدي نسبت به برگذاري خوب اين جرگه مي باشد كه بادرنظرداشت تلاش هاي كرزي براي جلب حمايت جامعه جهاني واميدواركردن جامعه جهاني نسبت به مفاد اين جرگه ، اعتراضات مجلس نمايندگان افغانستان دركنار سايراعتراضات از سوي گروه هاي مختلف مي توانند ميزان اميدواري جهاني و هم پيمانان افغانستان را كم رنگتر نمايند وكرزي به نحوي كه مي خواست نتوانندبراي اين جرگه مشروعيت كسب نمايد.

ازسوي ديكرتشديد حملات مخالفين مسلح دولت به وي‍ژه طالبان دراين اواخريكي از جدي ترين چالش ها وپاسخ ها نسبت به برگذاري اين جرگه ونتايج كه تصورمي شد ازاين جرگه گرفته شود مي باشند كه به صورت واضح نشان دهنده اي آن است كه طالبان عليرغم همه اي تلاش هاي دولت افغانستان به منظوردست برداشتن شماري از طالبان ازجنگ، پاسخ شفاف وروشني به حكومت افغانستان مي دهند كه نمي خواهند از جنگ دست بكشند ونسبت به تلاش هاي دولت افغانستان با برگذاري جرگه مشورتي صلح براي يافتن راه هاي دست كشيدن طالبان از جنگ و برگرداندن آنان به زندگي عادي باورندارند ونمي خواهند چنين زندگي را پيشه نمايند. حمله برپايگاه نيروهاي خارجي دربگرام وهلمند وقندهار و شكل دهي حملات انتحاري در كابل وسايرنقاط كشور و حتي تحت كنترول گرفتن ولسوالي برگ متال ولايت نورستان نشان از اين هدف دارند.

با اين حال درحاليكه حكومت افغانستان به شدت نسبت به نتايج ومفيديت اين جرگه اميدواراست وهزينه هاي زيادي را صرف اين مسئله مي نمايند. تداوم اعتراض مدني نمايندگان مجلس وعدم اشتراك شماري ازائتلاف ها وانجمن هاي سياسي ومدني با پشتوانه هاي مردمي دركشور، همگام با تشديد وتسريع حملات مسلحانه طالبان درنقاط مختلف كشور و وضعيت آشفته اي سياسي وامنيتي ووحدت ملي دركشوراين اميدواري ها را نا اميد مي كند و اينكه جرگه مشورتي صلح به خوبي با مشاركت ملي متنفذين سياسي وقومي برگذارنشود و نتايج پيش بيني شده اي حكومت ازآن برآورده نشود، بيشترافكارعمومي را نسبت به موفقيت اين جرگه درسطح ملي وبين المللي تحت تأثيرقرارخواهندداد.

لذا، وضعيت امنيتي وسياسي كشور ايجاب مي كند كه حكومت افغانستان دراين مقطع تلاش نمايند كه اولاً‌اين جرگه را يك جرگه ملي بسازد وبراي اين كارنيازمند آن است كه تمام اقشار واقوام موجود دركشور را درجرگه بگنجانند واز سوي ديگربايد تلاش شود كه به خواست هاي مردم افغانستان واقشارمختلف جامعه مطابق به قوانين كشور رسيدگي صورت گيرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/09ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

عمليات قندهاركارناپسند، اما اجتناب ناپذير

رحمت الله ارشاد

بعد از انجام عمليات گسترده نظامي ازسوي نيروهاي امنيتي افغانستان وبين المللي به رهبري نيروهاي امنيتي كشور درولسوالي مارجه ونادعلي ولايت هلمند، بحث از عمليات تازه اي ديگردرولايت قندهارمطرح شد.

عمليات مارجه با همه اي كاستي ها ونواقص ومصارف كه درآن صورت گرفت ازسوي مردم رضايت بخش توصيف شد، به گونه اي كه بعد از آن تجمع مردم درآن منطقه بيشترشد وميزان فروش ومبادلات اقتصادي در بازارچه آن ولسوالي بيشتر وپر ازدهام تر ارزيابي شد ومردم نسبت به جاگزيني نيروهاي امريكايي با انگليسي ها ابزار خوشبيني كردند. اما بعد از اتمام اين عمليات وابراز موفقيت وخوشبيني مردم ومقامات داخلي وخارجي نسبت به اين عمليات طرح يك عمليات نظامي ديگر درولايت قندهاربه شدت مطرح شد و موضع گيري ها وواكنش هاي متفاوتي نسبت به اين عمليات بعد از عمليات مارجه نشان داده شد.

درسفري كه كرزي به قندهار داشت دراوج تضادهاي لفظي شان با واشنگتن اعلام داشت كه مردم خواهان عمليات درقندهارنيست ومردم نيز نمي خواست عملياتي برضد طالبان دراين ولايت راه اندازي شود. اما مقامات امريكايي برانجام اين عمليات وعملي كردن آن پافشاري كرد ودرهمين راستا جنرال مك كريستال فرمانده عمومي نيروهاي ناتو به قندهار رفت تا رضايت شهروندان قندهار را نسبت به اجراي اين عمليات جلب نمايد.

درتازه ترين واكنش ها فرمان عمومي نيروهاي بحري آمريكا جمييزستاورديس اعلام كرد كه عمليات درقندهار اجرا خواهندشد،‌هركسي كه مخالف آن باشد مانع نمي تواند براي اجراي اين عمليات باشد وي از احمدولي كرزي به عنوان مخالف اجراي اين عمليات ياد كرد وگفت كه ولي كرزي نمي تواند مانع اين عمليات شود.

همه اي اين تأكيد ها ومخالفت ها درحالي صورت مي گيرد كه اوضاع امنيتي ولايت قندهار هرروز بدتر مي شود و دراين اواخر نيروهاي طالبان حملات شان را دراين ولايت بيشتركرده است. حمله بالاي پايگاه نيروهاي خارجي وحملات پراكنده اي ديگردرنقاط مختلف شهرازجمله كاركردهاي اخيرطالبان مي باشند كه درحين پافشاري نيروهاي بين المللي ناتو و مخالفت مردم وشماري از مقامات محلي قندهاربه منصه اي اجرا گذاشته مي شود.

درحالي كه اين اختلافات ميان نيروهاي خارجي وشماري از مقامات محلي ومردم محل پابرجاست، اين طالبان است كه ازاين وضعيت دلبخواه شان استفاده مي كنند، هم دست به حملات برضد نيروهاي دولتي وخارجي مي زنند وهم ازسوي ديگربه نحوي مي خواهند نفوذ مردمي شان را با تبليغات ضد خارجي و ميهن دوستانه بيشترنمايند. دليل اصلي مخالفت مردم نسبت به اجراي اين عمليات واضع است، كشته شدن افراد ملكي درعمليات. هرچند با توجه به تكرار فاجعه كشتار افراد ملكي درحملات نيروهاي خارجي حق مردم قندهار است كه نسبت به اجراي اين عمليات مخالفت نمايند، اما نبايد مردم نسبت به مشكل امنيتي وسياسي كه طالبان مي آفريند آنقدركوته بين باشند كه حتي نخواهند عمليات اجرا شوند. چون فعلاً هم دربعضي مناطق قندهار نفوذ طالبان به قدري است كه حتي باشندگان محل بايد براي بازار رفتن از طالبان محل اجازه بگيرند.

حاكم بودن چنين وضعيت درحين همه اي مشكلاتي كه ممكن است عمليات نظامي درپي داشته باشد ايجاب مي كند كه مردم افغانستان به وي‍ژه قندهاري ها ازعمليات نظامي نيروهاي افغان وخارجي ها حمايت نمايند تا منطقه از طالبان ومخالفان دولت پاكسازي شوند. هم چنان نگراني عمده اي مردم وترس مردم از كشتار افراد ملكي وخانواده هاي شان ايجاب مي كند كه نيروهاي خارجي ودولتي دراجراي عمليات نظامي دراين منطقه نگراني هاي مردم را جدي بگيرند وبه گونه اي عمل نمايند كه در عمليات كه قرار است به راه انداخته شود، شهروندان عادي وافراد ملكي مناطق تحت عمليات كشته نشوند.

با تأمل جانبين نسبت به پيش شرط هاي اين عمليات وصادق ومتعهد بودن طرفين نسبت به آن مي توان پيش بيني كرد كه اجراي عمليات قندهار هم ضروري است وهم مفيد به نفغ اوضاع سياسي وامنيتي قندهار وكشور، چون  تداوم وضعيت امنيتي فعلي در قندهار درآينده ها زيان بارتر از اجراي عمليات نظامي درآن ولايت است كه اكنون با مخالفت شماري از مقامات محلي ومردم منطقه مواجه مي باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/09ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

اهداف استراتژيك درپس دشمن تراشي هاي انسان دوستانه

اهداف استراتژيك درپس دشمن تراشي هاي انسان دوستانه

"درحاشيه جديد ترين گذارش روزنامه گاردين مبني برحمايت امريكايي ها از طالبان"

تقي بيگزاد

روزنامه گاردین انگلیس با ارائه گزارشی اعلام کرد که تمامی نگرش‌ها و اعتقادهای موجود بر این نقطه متمرکز است که آمریکا جهت طولانی کردن درگیری‌های دائم در افغانستان و به هدف گسترش و ادامه نفوذ خود در منطقه آسیای میانه از طالبان حمایت می‌کند.به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه گاردین انگلیس با ارائه گزارشی نوشت: تمامی روشنفکران و نخبگان افغان و حتی نیروهای بین المللی در افغانستان بر این اعتقادند که آمریکا و یا به عبارتی غرب از گرو ه طالبان افغانستان حمایت می‌کند.در ادامه این گزارش آمده است: اکثر رسانه‌های جهانی و نیروهای بین المللی و صاحب نظران و متفکران افغان‌ و غیره معتقدند که آمریکا در طولانی شدن بحران در افغانستان ذي ‌نفع است چرا که می‌تواند به مدت بیشتر و طولانی تری در این کشور باقی بماند.

هم‌چنین بر اساس این گزارش افغانستان به دلیل منابع طبیعی و موقعیت استراتژیک خود برای آمریکا بسیار حائز اهمیت است.

این روزنامه انگلیسی در ادامه می‌نویسد: تسلط بر افغانستان این امکان را به ایالت متحده آمریکا می‌دهد که بر هند، روسیه، پاکستان، چین و دیگر کشورهای آسیای میانه مسلط باشد.

این روزنامه می‌نویسد: آمریکا از اسرائیل به عنوان یک ادات تهدید علیه کشورهای عربی استفاده می‌کند و می‌خواهد که از افغانستان نیز به این گونه استفاده کند چرا که هر کسی که بر آسیا مسلط شود در آینده بر کل جهان مسلط خواهد شد.

روزنامه گاردین می‌نویسد: این موضوع درباره انگلستان نیز صادق است چرا که دولت انگلیس خواهان آن است که به مدت بیشتری در افغانستان بماند و همین امر منجر شده است که دولت انگلیس به دنبال کانالی برای گفت‌ وگو با طالبان و قانع ساختن آنها جهت بازگشت به حکومت ‌باشد.

اين گذارش درحالي نشرشده است كه چندي قبل سه وزيركابينه انگليس به ولايت هلمند آمدند وافغانستان را يك افغانستان قرن سيزدهمي خواند وگفت كه ما مجبور نيستيم براي يك كشورقرن سيزدهمي سربازان مان را به كشتن بدهيم. هم چنان به تازگي اتهامات مبني براينكه نيروهاي انگليسي درولسوالي مارجه ولايت هلمند با طالبان همكاري داشته است واززمان مستقرشدن نيروهاي آمريكايي اوضاع امنيتي دراين منطقه بهترشده، نيزمطرح شده است.

 ازسوي ديگر سالهاي قبل شماري از نمايندگان مجلس نمايندگان افغانستان ادعا كردند كه هيلوكوپترهاي امريكايي در ولايت زابل دريك منطقه به طالبان اسلحه تحويل داده اند و هم چنان اين زمزمه وگمانها كه امريكايي ها خودشان طالبان را كمك مي كنند وحتي يكي ازباشندگان ولسوالي مقرولايت غزني گفت كه خود وي به چشم سرخود ديده است كه امريكايي ها پول هاي شاهراه كابل – قندهار را ماين گذاري كرده است وانفجارداده است به طورگسترده افكارعمومي مردم افغانستان را تحت تأثيرقرارداده است. هم چنان از زمان اوج تبليغات انتخابات رياست جمهوري سال گذشته اين خبربه سرعت فراگيرشد كه از طرف شب هيلوكوپترها در مناطق شمال كشور افرا د مسلح را پياده مي نمايند.

هرچند كه به طورقطعي نمي توان صحت و بطلان اين زمزمه ها را رد يا تأييد كرد، اما باتوجه به اينكه مردم افغانستان شاهدان وناظران خوبي اوضاع سياسي- امنيتي افغانستان هستند ودر تمام نقاط كشور حضورفعال دارند وهيچ معامله وعملكرد پيدا وپنهاني نمي تواند به طور كامل وتا ابد از چشم مردم افغانستان پنهان بمانند وباتوجه به اينكه فعلاً‌ هر هزارسرباز خارجي درمقابل يك نفرطالب مي جنگند؛ مي توان  گمانه زني و تحليل نمود كه آمريكايي  ها با درنظرداشت قدرت وامكانات كه دردست دارند نمي خواهند طالبان را شكست بدهند. ازسوي ديگر توانايي وظرفيت وسيع ودقيق ايالت متحده امريكا درعرصه اطلاعاتي ومسايل سياسي ونظامي درسطح جهان باعث شده است كه كسي نتواند اين تصور را بكند كه آيا امريكايي ها واقعا ً‌نمي توانند چندنفرطالب را شكست بدهند؟ آيا قدرت نظامي وسياسي واطلاعاتي وتسليحاتي امريكا درافغانستان به قدري نيست كه اگر صادقانه با تمام نيروهاي شان در برابرطالبان بجنگند نتوانند طالبان را شكست بدهند ويا حد اقل از قدرتمندي ونفوذ روز افزون آنها جلوگيري نمايند؟ اين سوالها ازجمله سوالهاي است كه همه ازمتن قدرتمندي امريكا درمنطقه وجهان وبه خصوص درافغانستان برخواسته است وهمزمان با افشاي بعضي كاركردهاي امريكا وانگليس درمناطق مختلف افغانستان كه نشان از معاملات وداد وستود با نيروهاي مخالف دولت را دارند اين باور را تقويت كرده است كه امريكايي ها به دنبال كمك به مخالفين دولت است براي تداوم حضورخود درافغانستان، چون با تأمين امنيت درافغانستان ديگر بهانه اي براي حضورامريكا درافغانستان نمي ماند وحضورنظامي امريكا درافغانستان ازمنظرحقوق بين الملل قابل توجيه نخواهد بود وبه مثابه اي نقض حاكميت ملي افغانستان تلقي خواهندشد.

لذا،‌امريكايي با اين ديد مجبوراست كه براي رسيدن به طرح هاي بزرگ منطقه اي واسترات‍ژيكي خود درمنطقه مشكل تراشي جدي را درسياست خارجي خود مطرح نمايند واين مشكل تراشي را بهانه اي براي حضورخود درمنطقه افغانستان بدانند. مانند اينكه تروريزم درراس دكتورين سياست خارجي امريكا بعد از ختم جنگ سردمي باشد اين بهانه وبهانه هاي ديگري مثل حقوق بشر وطالبان درراس سياست خارجي امريكا براي تقويت وتداوم حضورامريكا مي باشند كه براي رسيدن به اين ارمانها از حربه اي مثل طالب وحقوق بشرو ... استفاده خواهند كرد وبعيد نيست كه امريكايي ها به صورت جدي از مخالفين دولت افغانستان حمايت كنند تا به منافع ملي امريكا برسند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/08ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

سپری محافظتی در موقعیتی خطرناک

قرار داد منع گسترش سلاحهای هسته ای

سپری محافظتی در موقعیتی خطرناک

نوشته Olivier Zajec

در حالیکه کنفرانس بررسی قرارداد منع گسترش سلاحهای هسته در این ماه در واشنگتن برقرار خواهد شد، ایالات متحده، یورش خود را برای تحمیل مجازات های تازه علیه ایران ادامه می دهد وآنرا شرطی برای نجات این قرارداد میداند، قراردادی که با وجود کمبود های آن، سپر محافظتی قانونی و اخلاقی برای صلح جهانی است.

فکر بوجود آوردن قرار داد منع گسترش سلاحهای هسته ای(TNP)، در سالهای ۱۹۵۰ ریشه گرفت، در آن زمان، سه کشور ( ایالات متحده، روسیه وانگلستان) دارای سلاحهای اتمی بودند، و دو کشور فرانسه و چین تحقیقاتشان را در این خصوص ادامه می دادند و ناظرین تردیدی در رسیدن این دو کشور به اهدافشان نداشتند( آنچه که در سال ۱۹۶۰ برای پاریس و در سال ۱۹۶۴ برای پکن اتفاق افتاد)

از همان ابتدا ی سالهای ۱۹۵۰، ایالت متحده آمریکا، که از دیگران در این امور پیشرفته تر بود، طرفدار اصلی محدود کردن مسابقه تسلیحات اتمی بود و بر لزوم « ارتباط مدار بسته» دیپلوماتیک در چارچوب تسلط دولتی بر بمب اتمی تاکید داشت.

با این منطق دوایت آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا در ۸ دسامبر ۱۹۵۳ در مقابل اجلاس عمومی سازمان ملل متحد، تاسیس آژانسی برای کنترل مواد اتمی را پیشنهاد کرد(۱).

قدرتهای دیگر هسته ای، با هدف صلح جهانی ( و حفظ موقعیتشان) و یا موقعیتی که در حال بدست آوردن آن بودند، به سرعت در این رابطه محاسباتشان را به روز کردند: آنها نیز منفعت شان در ایجاد نهادی بود که به پیشرفت آنها در زمینه هسته ای رسمیت بخشد و جلوی« دمکراتیزه» شدن تدریجی این ابزار قدرت را بگیرد.

در کل، بر پایه خطر گسترش هسته ای، ایده ایزنهاور به راهش ادامه داد، با وجودیکه دوره ای طولانی ، این فکر در گرو توازن قدرت بین امریکا واتحاد شوروی قرار گرفت( جنگ کره تازه پایان یافته بود). پس از مذاکراتی متلاطم، سرانجام سازمان ملل متحد، آژانس بین المللی انرژی اتمی (AIEA) را در اکتبر ۱۹۵۶ تاسیس کرد. رسالت واقعی این نهاد، بنا بر بند ۳.۵ معاهده بنیان گذاری اش : « تضمین آنست که انواع تولیدات، خدمات، تجهیزات، تاسیسات و اطلاعات ارائه شده از طرف آژانس ویا به در خواست آژانس، تحت مدیریت و یا کنترل آژانس، در مسیر هدفهای نظامی مورد استفاده قرار نگیرد». در عوض، بنا بر بند ۳.۱ آژانس « تعهد می کند که توسعه کاربرد عملی انرژی اتمی با اهداف صلح جویانه وتحقیقات در این مورد را تشویق و تسهیل نماید». در متن معاهده الویت بندها تغییرداده شده است : با در نظر گرفتن توازن قوای آن زمان، بند ۳.۱ از بند ۳.۵ ناشی می شود و نه برعکس. آژانس بین المللی انرژی اتمی قبل از هر چیز یک نگهبان است و سپس یک فراهم کننده تسهیلات و سرویس. غیر از این مسئله، بند ۳.۵ نتیجه مهمتری را به دنبال دارد : آژانس بین المللی انرژی اتمی باید مقرراتی الزامی در اختیار داشته و مسئول اجرای آنها باشد، و گر نه به یک نهاد جنبی بدون قدرت تبدیل خواهد شد. بدون قانون نمی توان از نگهبانی صحبت کرد.

این امر که ارزش قانونی و جهانشمول داشت، در اول ژوئیه ۱۹۶۸ به معاهده عدم گسترش سلاحهای اتمی(TNP) انجامید ، متن قرارداد توسط چهل وسه کشور امضاء شد ( منجمله کره شمالی).سپس در ۵ مارس ۱۹۷۰ برای مدت ۲۵ سال به تصویب رسید و موفقیت های شایانی کسب کرد تا آنجا که به قراردادی با بیشترین تعداد عضو در جهان تبدیل گردید( فقط سه کشور اسرائیل، هند وپاکستان تا به حال آنرا امضاء نکرده اند). در ملاحظات مقدماتی این متن، بر هدف دستیابی جهانشمول صلح آمیز به تکنولوژی اتمی تاکید می شود و آرمان جهانی بدون سلاح هسته ای طرح می گردد، که البته امروزه به فراموشی سپرده شده است. امضاء کنندگان توافق می کنند که « تنش زدائی و تقویت اعتماد بین کشورها در سطح جهانی، به منظورتسهیل قطع ساختن سلاحهای هسته ای را به پیش ببرند، از بین بردن تمامی ذخائر مو جود سلاحهای ممنوع و نابودی سلاحهای هسته ای کشورها و موشکهای مربوطه دنبال شود تا بتوان به قرارداد خلع سلاح عمومی کامل و موثر، تحت کنترل دقیق بین المللی دست یافت». بر اساس این جهت گیری، باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا، در سخنرانی پراگ اش درباره « گزینه صفر» - که برعکس آنچه گفته می شود زیاد هم شجاعانه نیست- می توانست همچنین، قرائت جدیدی از متن قرار داد عدم گسترش سلاحهای هسته ای ارائه دهد(۲).

بازی دوگانه واشنگتن و مسکو

فعلا تا رسیدن به « نگرشی خیرخواهانه»، قرار داد منع گسترش سلاحهای اتمی (TNP) با متن کنونی اش شده، از تکنولوژی اتمی نظامی همچون معبدی مقدس در چارچوب ۱۰ اصل، برخی اختیاری وبرخی الزامی، مراقبت می کند. اختیاری، از آنرو که اصول ۸ و ۱۰، به تمام کشور های امضاءکننده امکان میدهد در صورتی که « رویدادهای ویژه ای، در رابطه با قرارداد، منافع با الویت تر کشورشان را به مخاطره اندازد» اصلاح قرارداد و یا خروج از آن را پیشنهاد کنند. الزامی از آنرو که اصول ۲ و ۳، که روح قرار داد را تشکیل می دهند، مکانیسم منع انتشار طرحها و مواد لازمه برای ساخت سلاحها را تعیین کرده وبر عدم تلاش « کشورهای فاقد سلاحهای هسته ای» (ENDAN) به دستیابی به آنها تحت نظر(AIEA) تاکید کرده و شیوه های بازرسی و تمکین به آنها را تشریح می نماید، در مقابل « کشورهای دارنده سلاحهای هسته ای»(EDAN) (۳) دسترسی به تکنولوژی غیر نظامی را برای این کشورها تضمین می کنند.

نقطه قوت و نقطه ضعف قرارداد نیز در همین جاست: لازم است که چشم پوشی آزادانه و همراه با رضایت کشورهای فاقد سلاحهای هسته ای از اهداف نظامی بصورتی جبران شود و کشورهای دارای سلاحهای هسته ای، به تدریج و لی واقعا و در عمل زرادخانه نظامی شان را کاهش دهند (۴) و از طرف دیگر تکنولوژی هسته ای غیر نظامی خود را در اختیار دیگران قرار دهند و در استفاده از این تکنولوژی، به شکلی رفتار نمایند که کشورهای بدون سلاهای هسته احساس نکنند که مورد تهدید واقع می شوند. هیچیک از سه نکته ذکر شده، هیچ وقت واقعا بشکل رضایت بخشی اجرا نشده است، با وجود این پس از گفتگوهای فراوان(۵)،قرار داد منع گسترش سلاحهای اتمی (TNP) مشروعیت کسب می کند، تا آنجا که در سال ۱۹۹۵ این قرار داد برای مدتی نامعلوم تمدید می شود. در سال ۱۹۹۸، سرانجام پروتکل الحاقی، آزادی کامل بازرسان آژانس در ماموریتشان را تضمین می کند(۶).

سه مشکل بزرگ باعث تضعیف این قرار داد می شود: از یک سو مرزهای بیش از پیش ناروشن بین تکنولوژی هسته ای نظامی و غیر نظامی، از سوی دیگر روش کنترل ( این کشورها هستند که مراکز مورد بازرسی را به آژانس اطلاع می دهند والبته می توانند برخی ها را فاش نکنند) و نبو د تعریفی دقیق از «مدارک لازمه برای اثبات رعایت اصول توافقنامه » و سرانجام امکان مانور برای برخی از کشورهای فاقد سلاحهای هسته ای برای خریدن وقت در طی مراحل امضاء، تصویب واجرا که می تواند مدتها ادامه پیدا کند. امری که به آنها برای رسیدن به « مرز» تولیدات هسته ای و حتی عبور از آن یاری می رساند. (۷)

با وجود اینکه در متن قرارداد الزاماتی برای جلو گیری از گسترش سلاحهای هسته ای تعبیه شده، موارد « شکست » فراوانند. آیا باید این شکستها را مشخصا در ارتباط با قرار داد ارزیابی کرد؟این سوالی است که ارزش مطرح کردن دارد. مهمترین نقطه تاریک در این چارچوب صعود قدرت هسته ای دو کشور برادر و دشمن ،هند و پاکستان ، در آسیای جنوبی است که به ترتیب در سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۸۵ به قدرتهای نظامی هسته ای تبدیل شدند و امضاء کننده قرارداد نیستند . در مورد هند، آمریکا تا سال ۱۹۶۵ و بعد از آن مسکو، به دلایل تعادل های ژئوپلیتیک دوران جنگ سرد، دهلی نو را کمک کردند. ولی این «دوره کمک» بویژه قبل از ایجاد قرار داد و تصویب آن در سال ۱۹۷۰ تبلور یافت و همه اینها قبل از سال ۱۹۷۴ که اولین بمب هند منفجر شد اتفاق افتاد. (۸)

در مورد پاکستان، مسئله با یک ابهام شروع می شود: برخی کشورها از جمله فرانسه دانش های غیر نظامی خود را با این فکر که اسلام آباد، قرار داد را امضاء خواهد کرد، در اختیار این کشور قرار دادند. چنین اتفاقی نیفتاد، بعد از توقف کمکها از جانب فرانسه، چین آنرا تا موفقیت پاکستان در سال ۱۹۸۵ ادامه داد. آیا این جریان، یک «فسخ قرار داد»(TNP)، از جانب کشوری که دارای سلاح هسته ای است به شمار می آید؟ از لحاظ تکنیکی، نه، چون چین فقط در سال ۱۹۹۲ به قرار داد پیوسته است.

مورد اسرائیل، مسئله ساز تر از دیگر کشورهائی است که قرار داد را امضاءنکرده اند و شکست بزرگتری به شمار می آید، در اینجا وضع خرابتر است چون رسما واقعیت انکار می شود ( بر عکس هند وپاکستان) وآمریکا علی رغم مطلع بودن از این امر از تظاهرتل آویو به نداشتن سلاح هسته ای پشتیبانی می کند.

اما در میان کشورهائی که قرار داد را امضاء کرده ا ند، تایوان، کره جنوبی و ژاپن از لحاظ توانائی تکنیکی به رده « کشورهای در آستانه» دستیابی به سلاح هسته ای رسیده اند. ولی تایوان نمی تواند قرارداد را زیر پا بگذارد چون وضعیتش چنین اجازه ای را نمی دهد (درچارچوب طرح پیوستن به چین) و واشنگتن سر انجام پروژه هایش را در آنجا« متوقف» کرد. کره جنوبی و ژاپن، کشورهائی هستند که با تا خیر قرار داد را امضاء کردند (۱۹۷۵ و ۱۹۷۶) و هرچند به تکنولوژی پیش رفته دسترسی یافته اند اما زیر چتر حمایت آمریکا در چارچوب « تضمین امنیت هسته ای» قرار دارند.

بنظر می رسد که ا یران نمونه روشن تری را ارائه می دهد :این کشورکه امضاء کننده قرار داد است گویا در تلاش برای دست یابی به سلاح اتمی به تعهداتش عمل نمی کند.

در مورد ضمانت، هیچ کشوری حتی روسیه و چین، ادعا نمی کنند که بتوانند بشکلی موثر مسئله را حل نمایند. کره شمالی نیز نمونه مشکل وخیم دیگری است . چون این کشور بر عکس ایران در سال ۲۰۰۳ از چارچوب قرار داد خارج شد و در مورد پیشرفتهای هسته ای آن، لااقل از سوی یکی از قدرت های هسته ای جهان، چین، با اغماض برخورد شد. هرچند چین کمکش به پیونگیانگ را پس از تصویت قرار داد قطع کرده است

با این ملاحظات بنظر می رسد که منظره عمومی چندان درخشان نیست. با این وجود می شود به شکل دیگری مسئله را بررسی کرد. جز کره شمالی، هیچ یک از کشورها از قرار داد خارج نشده اند. و در سال ۲۰۱۰، هیچیک از کشورهائی که دارای بمب اتمی نبوده اند، هنوزبه آن دست نیافته اند. از زمان تصویب قرارداد تا کنون، شاهد جنگ اتمی و رودر روئی فوق العاده ای نظیر آنچه در کوبا در سال ۱۹۶۲ اتفاق افتاد نبوده ایم. قراردادهای متعددی امضاء شده اند که مناطقی از جهان را غیر اتمی اعلام کرده اند(امری که در اصل ۷ قرار داد عدم گسترش سلاحهای اتمی پیش بینی شده بود (۹) ): مانند قطب جنوب در سال ۱۹۵۹ یعنی قبل از پیدایش (TNP)، اقیانوس آرام جنوبی در سال ۱۹۸۵، آمریکای لاتین در سال ۱۹۹۵. قزاقستان، اوکراین و بلو روسی و همچنین آفریقای جنوبی و سوئد، زرادخانه های اتمی شان را منهدم کردند. برزیل و آرژانتین تحقیقات شان در این زمینه را متوقف کرده اند.

همه اینها اثرات مستقیم قرار داد منع گسترش سلاحهای اتمی (TNP) نیست، ولی قرار داد ۱۹۶۸ دست کم زمینه حقوقی و اخلاقی ای را ایجاد کرد که بر پایه آن مذاکرات دو جانبه یا چند جانبه انجام گرفت و به نتایجی هم رسید. تمدید قرارداد در سال ۱۹۹۵« برای مدتی نا مشخص»( که می توانست از لحاظ نظری فقط ۲۵ سال دیگر باشد) به تنهائی نشانگر اهمیتی است که قرار داد سرانجام به آن دست یافت .

آیا قرار داد منع گسترش سلاحهای اتمی (TNP) به شکل کنونی اش موثر است؟ تا رسیدن به راه حل ایده آل یعنی « گزینه صفر»، این قرارداد البته از تمام جهات موثر نیست، به خصوص که به دکترین انصراف « مسئولانه» کشورهای دارنده سلاحهای هسته ای( EDAN) وابسته است (مانند فرانسه که عدم استفاده از سلاحهای هسته ای را مطلقا کافی می داند).

باید تصور کرد که اگر قرار داد منع گسترش سلاحهای اتمی (TNP) وجود نداشت چه اتفاقی می افتاد. در واقع ارائه فهرستی از آنچه که قرار داد نتوانسته مانع آنها شود، ساده تر از دادن نمونه هائی است که موفق به جلو گیری از آنها شده است. در این زمینه، شکست ها به حساب آورده می شوند و نه موفقیت ها، بخصوص وقتی که موفقیت ها به دیدی منفی بررسی شوند.

در ارزیابی نهائی و آنهم زمانیکه مجادله در مورد برنامه اتمی ایران به اوج خود رسیده است، باید انتقادهای مخالفین قرار داد منع گسترش سلاحهای اتمی (TNP) را پذیرفت که آنرا به سپری پر از سوراخ در مقابل خطر تکثیر سلاحهای هسته ای توصیف می کنند و یاد آور می شوند که این قرارداد بهیچ وجه این تهدید را از میان برنداشته است.

با اینهمه یک سپر پر سوراخ ، امکان مشاهده آنچیزهائی را میدهد که بدون آن می توانست به ما اصابت کند و از اینرو هیچکس تمایلی به دور انداختن آن ندارد.

(۱) - سخنرانی با عنوان« اتم برای صلح» متد کامل در سایت www.atomicarchive.com

(۲) - مقاله « تنگنای هسته ای رئیس جمهور اوباما» لوموند دیپلوماتیک آوریل ۲۰۱۰

(۳) - توافق نامه ضمانت می بایست تا ۱۸۰ روز بعد از عضویت هر کشور امضاء شود.

(۴) - این تعهد در ماده ۶ آمده است

(۵) - جنبش عدم تعهد با ۱۱۸ عضو، مرتبا خواهان همکاری بیشتر کشورهای دارای سلاحهای هسته ای در گسترش تکنولوژی غیر نظامی( طبق قرارداد) و تصویب قرار داد از جانب اسرائیل بود.

(۶) – از ۱۸۹ کشور امضاءکننده قرارداد فقط حدود ۶۰ کشور قرارداد الحاقی را امضاء کرده اند

(۷) - «گسترش هسته ای در آسیا آیا آینده (TNP) را به مخاطره می اندازد؟» نوشته پیر واندیه را بخوانید: Collège interarmées de défense, Paris, 1er octobre 2005. بخاطر داشته باشیم که فرانسه فقط در سال ۱۹۹۲ به (TNP) پیوست. . (۸) – بد تراز همه آنکه ، توافق همکاری هسته ای بین واشنگتن و نیو دهلی در سال ۲۰۰۶ که بنظر می رسد پاداشی است به نا دیده گرفتن (TNP) از طرف هند. « جایزه هسته ای برای هند»، بسته دیپلوماتیک را بخوانید، لوموند دیپلوماتیک ۲۳ نوامبر ۲۰۰۶.

(۹) - «هیچیک ازبندهای قرارداد(TNP) مانع این نمی شود که هر گروهی از کشورها بتوانند قراد داد های منطقه ای منع سلحهای اتمی امضاء کنند .

منبع : لوموند دیپلماتیک

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/05ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

بقای لرزان والی ها در ولایات

 میثم مهریار

 اسدالله وفا وزیر مشاور و رییس سمع شکایات ریاست جمهوری اسلامی افغانستان می گوید: بر اساس شکایات شورای ولایتی نورستان و بزرگان قومی آن ولایت، والی نورستان و قوماندان امنیه آن ولایت را به دادگاه عالي(څارنوالی) معرفی کرده اند.

وي افزود: آنها گفتند که مدت شش ماه است که اين افراد در وظیفه خود حاضر نشده و علاوه بر آن شش تن ولسوالان را كه با دستور ریاست جمهوری مقرر شده بودند نيز سبک دوش نموده وهزارها خریطه گندم کمک به ولایت نورستان را نیزبه مردم نرسانده است.

آقای وفا افزود: یکی از والیان دیگر مشرقی را نیز به اتهام‌هاي مشابه به دادگاه عالي مرکزی معرفی کرده ام و وظیفه اش نیز به تعلیق در آورده شده است.

با اين حال جمال الدین بدر والی نورستان می گوید: من حاضرم در هر محکمه که آنها خواسته باشند به اتهامات جواب بگویم، زیرا من به وظیفه ام حاضرم و  ولسوالاني را که سبک دوش کرده‌ام نيز به اين دليل بود كه آنها در وظیفه خود حاضر نمی شدند و با مخالفین ارتباط داشتند و من نوار ضبط شده‌ي صحبت‌هاي آنها را نيز دارم.
ولي نورستان همچنين اظهار داشت: در مورد گندم هم باید بگویم که به نورستان هیچ نوع کمکي صورت نگرفته است و اين اتهامات به دلايل سیاسی به من وارد شده است.

این درحالی است که دراین اواخر در شماری از ولایات دیگر نیز مردم به شدت از والی های شان ناراض هستند وصدای انتقادات مردم بیشتر از هر زمانی اوج یافته است.

مردم ولایت غور نیز با ارسال نامه ی به رئیس جمهور با امضای شمار زیادی از بزرگان آن ولایت به دلیل ضعف مدیریتی والی آن ولایت خواستار برکناری وی شدند.  هم چنان مردم بامیان نیز در یک تظاهرات گسترده خواهان استعفای والی ان ولایت شده اند.

هرچند که هنوز معلوم نیست که ادعای کدام یک از طرفین صحت دارد؛ اما گوش دادن شماری از مقامات عدلی و قضایی افغانستان و نهادهای حکومتی به درخواستها و شکایتهای مردم امرشایسته ومیمونی است. باتوجه به اینکه والی ولایت نورستان اتهامات وارده را رد کرده است اکنون این وظیفه نهادهای عدلی وقضایی افغانستان است که در بررسی پرونده هر شخص به ویژه افرادی که از مناصب دولتی متهم به ارتکاب جرم وخیانت می شوند دقت بکنند، تا ازیک طرف، جلو سوء استفاده ها از مناصب دولتی به نفع شخصی اعم از مالی و سیاسی و اجتماعی صورت بگیرد وهم چنان اصلاح وجدیت درقبال یک فرد بلند پایه در نهادهای دولتی عبرتی باشد برای دیگرانی که آلوده به فساد وسوء استفاده از مناصب دولتی است. ازسوی دیگر با توجه به اینکه والی ولایت نورستان اتهامات وارده را ناشی از اختلافات سیاسی دانسته است، بازهم ایجاب می کند که مقامات عدلی وقضایی برای دفاع ازحق یک شهروند اقدامات منصفانه وقضاوت عادلانه و مطابق به قانون و مبتنی برشواهد و مدارک را کنار نگذارند و افراد را به دلیل نگرش ها و کشش های متضاد سیاسی به جرم که انجام نداده است متهم نکنند.

هرچند لوی سارنوالی افغانستان وظیفه اختصاصی رسیدگی به دعواهایی که جانب آن حکومت باشند را دارند و این امر خود گاهگاهی در براندازی واتهام بستن به شخصی که حکومت می خواهد کار ساده است. لوی سارنوالی می تواند به سادگی دعوی را از جانب حکومت افغانستان برعلیه والی ولایت نورستان راه اندازی کنند و ظاهراً با توجه به قدرت و امکانات و  ابزارهای حقوقی که در دست دارند، وی را متهم بکند؛ اما این کار را نباید به خاطر چند روز باقی ماندن در پست دولتی کرد که فردی را بدون تقصیر و جرم به جزا محکوم کرد. هم چنان جدیت لوی سارنوالی افغانستان در قبال رسیدگی به پرونده های شخصی افراد که از مناصب دولتی سوء استفاده می کنند یک کشت نیک و ناشده ای در کشور است و هرشخصی که دراین بررسی مطابق به قانون جزای افغانستان مجرم شناخته شود بدون هیچ بازی سیاسی دیگری کار نیک و قانونی هست که از لوی سارنوالی افغانستان تقاضا می رود که مجرمان را حمایت نکنند و بخاطر اختلافات سیاسی اشخاص را از وظایف شان خلع و مجازات نکند.
هم چنان این قضیه می تواند روند خوبی را در زمینه اصلاح مقامات ادارای محلی ایجاد کرده و مردم هرمحل را نسبت به کارکردهای ضعیف مقامات دولتی بیدار تر و روحیه اعتراض گری را بیشتر بکنند. چنان که اکنون شماری از والی ها در ولایات از اعتراضات گسترده مردم به لرزه درآمده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/04ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

از دولت امتياز دهي؛ از هزاره ها شكيبايي؛ از كوچي ها رجز خواني

از دولت امتياز دهي؛ از هزاره ها شكيبايي؛ از كوچي ها رجز خواني

هادي صادقي

 رييس جمهور كرزي براي پايان دادن به معضل كوچي ها فرمان شش ماده اي صادر كرده است و ظاهرا به نظر مي رسد پس از اعتراضات گسترده مردم و نمايندگان جامعه هزاره در شوراي ملي،‌ دولت برآن شده است تا اين معضل را به صورت بنيادين و اساسي خاتمه دهد. بدين منظور محمد كريم خليلي معاون رييس جمهور براي تطبيق فرمان رييس جمهور كرزي به بهسود رفته و گفته است هيچ چيزي جز تطبيق فرمان رييس جمهور وي را قانع كرده نمي تواند. فرمان رييس جمهور كرزي در خصوص حل معضله كوچي ها هم از اين جهت كه پاسخ مثبت به خواسته هاي مردم و نمايندگان جامعه هزاره تلقي مي گردد و هم از اين جهت كه با تطبيق اين فرمان اين مشكل مزمن و تاريخي و زخم ملتهب بر پيكر جامعه افغانستان التيام يافته و يك مساله ملي و كلان افغانستان حل مي گردد،‌ قابل تقدير مي باشد؛ اما آنچه مهم است تطبيق كامل اين فرمان بوده و انتظار مي رود كه ارگان هاي امنيتي و دولت عملا درراستاي تطبيق كامل اين فرمان جهت حل بنيادين اين معضله اقدام عملي نموده تا هم كوچي ها خانه و سامان يابد و از وضعيت رقت بار و نامطلوب زندگي كوچي گري رهايي يافته واز الزامات و مظاهر زندگي مدني و مدرن بهره مند گردد و هم مردم بومي افغانستان از يك مشكل كلان نجات يابد و هم دست دشمنان مردم افغانستان از آسيب رساندن به وحدت ملي و ثبات سياسي  افغانستان كوتاه گردد. بدون ترديد،‌ نه كوچي هاي واقعي خواهان زندگي رقت بار كوچي گري بوده و در آرزوي دست يافتن به يك زندگي مدني و برخوردار از الزامات و مظاهر زندگي مدرن و بهداشت و آموزش مي باشد و هم مردم بومي از فجايع و جنجال هاي همه ساله كوچي گري در مناطق شان به ستوه آمده اند؛‌ بنابراين بردولت است تا هرچه زودتر به صورت درست و عاقلانه با توزيع زمين به كوچي ها در جاهاي مناسب هم كوچي ها را از وضعيت رقت بار زندگي كوچي گري نجات دهد و هم مردم بومي را از تخاصمات همه ساله كوچي گري در مناطق شان رهايي داده و اين مشكل ملي را به صورت دايمي و بنيادين حل نمايد.

متاسفانه در سال هاي گذشته براي حل بنيادين اين معضل اقدامات جدي صورت نگرفته است و دولت همه ساله از طريق دادن باج به كوچي ها به صورت سطحي صرفا صورت مساله را پاك نموده اند ولي تاكنون هيچگاهي براي حل بنيادين اين مساله اقدام صورت نگرفته و هميشه بعد ازخلق غائله و ايجادبحران،‌ دولت براي جلوگيري از دامنه بحران با توصل به تاكتيك ها و شيوه هاي سطحي از حل بنيادين و دايمي اين معضل طفره رفته اند. اما اين بار انتظار مي رود كه با تطبيق كامل فرمان رييس جمهور،‌ اين مساله بصورت اساسي و بنيادين حل گردد.

جالب اين است كه باوجود تهاجمات و جنايات كوچي نماها در مناطق هزارجات و تحميل خسارات و ويراني هاي بي شمار برمردم بومي اين مناطق،‌ علي رغم صبر و شكيبايي مردم هزاره،‌ كوچي ها همواره با رجز خواني هاي خصمانه،‌ بردهل جنگ و ادامه تجاوزات و كشتار مردم بي گناه كوبيده و هر از چند گاهي نمايندگان آنان با ياوه سرايي هاي بيهوده،‌ آتش جنگ و نفاق را شعله ور تر مي گرداند. باوجود در يافت باج و مبالغ هنگفت از دولت و تضمين زمين در مناطق مناسب،‌ بازهم نمايندگان كوچي ها همواره برتداوم جنگ،‌ درگيري،‌ بحران،‌ فجايع و كشتار مردم بومي بي گناه پاي فشرده و تهديد به شورش جنايات بيشتر مي نمايد. بايد گفت كه زخم هاي متعفن و جانكاه جنگ و نفاق داخلي هنوزهم بر پيكر رنجور ملت افغانستان وجود داشته و آثار ناميمون آن هنوز در بحران كنوني محسوس است؛ بنابراين برادران كوچي:  از اين بيشتر تلاش نكنيد كه صفحه برگشته و يك بار ديگر در اتش بحران وجنگ خانمانسوز داخلي فرورويم. بحران كنوني نه با رجز خواني و ياوه سرايي هاي بيهوده و حساسيت برانگيز،‌ بلكه با شكيبايي و عقلانيت و منطق قابل حل بوده و از دولت نيز توقع مي رود كه اينبار نه صرف با پاك كردن صورت مساله،‌ بلكه با حل بنيادين اين مساله بصورت هميشه اين مشكل را پايان دهد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/04ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

گذارش تصویری از تظاهرات دانشجویی دیروز در پی تجاوزهای غیرانسانی شبه نظامیان مسلح به نام کوچی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/03ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

فرمان كرزي؛ نوشدارو بعد از مرگ سهراب

فرمان كرزي؛ نوشدارو بعد از مرگ سهراب

يحيي عمار

مهاجميني بنام كوچي هرسال ، مجهزباسلاح هاي سنگين وسبك به بهسود يورش برده ووحشيانه دست به كشتارمردم بي گناه وبي دفاع مي زنند، خانه ها، مساجد، مكاتب،‌شفاخانه ومزرعه هاي شانرا به آتش كشيده وده ها هزار انسان را آواره وبي خانمان مي كنند. اما آقاي كرزي بعد از اين همه فاجعه وبيداد گري ضد انساني وحتي ضد حيواني( چون اين كار را حيوان هم نمي كند) ودرپي اعتراض وفرياد عدالتخواهانه مردم ازخواب گران بيدار ويك فرمان صادرمي كند، اين فرمان وفرمان بازي هاي عوام فريبانه ازچهارسال به اين طرف چندين بارتكرارشده است وامسال نيزوقتي كوچي ها هجوم برده كشتند،‌آواره كردند، به آتش كشيدند وبه غارت بردند وبعدش وقتي جمعي ازنمايندگان پارلمان درواكنش به سهل انگاري ، بي كفايتي وسكوت شرم آور وغيرانساني حكومت دست به تحصن زدند وبالاخره درگردهم آيي ميليون ها انسان داغديده وصلحجو آمدند وكرزي را هشدار دادند كه درصورتيكه حكومت درظرف 24 ساعت مهاجمين وحشي را از قلمرو بهسود بيرون نكند واگردر ظرف پنج روز آوارگان اين تهاجم وحشيانه را به خانه هاي سوخته وويرانه اي شان برنگرداند، ما جرگه مشورتي صلح را تحريم و از دولت قطع رابطه خواهيم كرد.

كرزي از ترس اينكه مبادا تلاش هاي چند ماهه اش براي برگذاري اين جرگه، نقش برآب شود فوراً فرماني مبني برخروج زود هنگام كوچي ها ازمناطق اشغال شده صادركرد ودراين فرمان وعده اي جبران خساره برطرفين منازعه را داد وبا ارگانهاي ذيربط دستور داد تا كار اسكان كوچي ها را تاسه ماه ديگر آغلزنمايد. البته پيش از صدور اين فرمان هيئت متشكل از معاون دوم رياست جمهوري،‌ وزارت دفاغ و وزارت امورداخله براي حل اين معضل به بهسود فرستاده شده بود. اما كوچي ها فيصله اين هيئت مبني برترك بدون قيد وشرط منطقه را پشت پا زدند و فقط از دره ها بالا رفته وبرفراز كوه ها ي مسلط برمناطق اشغالي سنگرگرفته بودند.

اما وقتي مردم هزاره كرزي را هشدار دادند كه جرگه مشورتي صلح را تحريم مي كنند آقاي كرزي فوراً‌ فرمان فوق ذكر را صادركرد.

اين فرمان ديرهنگام درحالي كه ظاهراًٌ  غايله را خاموش كرده است اما به هيچ وجه خسارات، صدمات وتلفات مالي، روحي وجاني مردم را جبران كرده نمي تواند. كرزي چگونه وبه چه قيمتي درد هاي مردم وبه وي‍ژه خانواده هاي كه عزيزشان را ازدست دادند، مداوا مي كند وچه گونه صدمه سنگين روحي را كه برمردم وارد آمد ترميم مي كند وچگونه به آتش كشيده شدند مكان مقدس، سجدگاه مسلمانان وآيات قران كريم را جبران مي كند و چگونه فروريختن بناي باورها وعواطف كودكان معصوم را كه هرروز با خواندن سرود ملي وترانه معارف بناي وحدت ملي وصلح، اگاهي ومعرفت را مستحكم ترمي كردند بازسازي مي كند وچگونه...

درحالي كه آقاي كرزي مي توانست از اين فاجعه دردناك جلوگيري كند اما نكرد چرا؟

آقاي حنيف اتمر وزير امورداخله كه روز پنجشنبه در كنفرانس مطبوعاتي ضمن خواندن متن فرمان آقاي كرزي به يك نكته اي خيلي مهم اشاره كرد كه قبلاً‌ ازطرفي بعضي ها به آن اشاره شده بود،‌آن نكته مهم اين است كه اتمرگفت: بعضي شخصيت هاي سياسي از هردو طرف هستند كه ازاين غايله استفاده غيرمشروع سياسي مي كنند وهشدار داد درصورت كه آنها يعني همين شخصيت هاي استفاده جو،‌دست از كارشان برندارند، نام هاي شان افشا خواهندشد."

ازاينجا به اين نتيجه مي رسيم كه اين فاجعه يك پروژه سازمان دهي شده بوده است كه بعضي ها براي رسيدن به هدفي، قبل از قبل آنرا طراحي كرده ووسايل جنگي را آماده وبعداً‌ وارد عمل شده است. جالب تر از همه اينكه به اساس گذارش رسانه ها قبل از حمله كوچي ها، نيروهاي امنيتي مناطق مورد حمله را ترك كرده بوده اند، اكنون سوال اين است كه آيا درجريان طولاني حمله تا عمليات، حكومت هيچ اطلاعي از آن نداشته است ؟ به نظرم هيچ عقلي سليم اين را باوركرده نمي تواند كه چندين موتردارسن با نيروهاي مجهز با راكت ، هاوان، پيكا وديگرسلاح هاي پيشرفته با آمادگي چندين ماهه قبلي به بهسود حمله كند، اما نيروهاي امنيتي استخباراتي ودفاعي متوجه آن نشود.پس بدون هيچ ترديدي گفته مي توانيم كه حكومت ازاين حمله با خبربوده است، اما اينكه چرا ازآن جلوگيري نكرد، چند فرضيه مطرح شده مي تواند.اول اينكه، حلقات در درون حكومت وجود دارند كه با سوء استفاده جويان اين قضيه همدست وهمداستان هست . دوم اينكه ريختن خون مردم بي گناه وبه آتش سوختن خانه ها مساجد وداراي هاي شان براي حكومت اهميت ندارد.

به هرحال ماكياولست هاي روباه صفت، بي شرم، پست ودوكانداران سياسي معامله شان را كردند. اما آنچه جان هرانساني با وجدان نيك را به آتش مي كشد، اين اس كه چرا حكومت درحالي كه مي توانست ازاين فاجعه انساني جلوگيري نكرد كه بعد از ان براي تمسخرخون شهدا فرمان صادرمي كند. چنانچه پيداست فرمان كه آقاي كرزي صادركرد نه به خاطرمردم داغديده وآواره اي بهسود، بلكه به خاطرجرگه مشورتي صلح است. زيرا تا وقتي كه كرزي هشدار قطع روابط از دولت وتحريم جرگه مذكور را ازمردم دريافت نكرده بود، خبري از فرمان نبود. يعني كرزي مردم را به خاطر جرگه اهميت داد نه جرگه را به خاطرمردم.

به  هرروي تا به اجر ا گذاشته شدن اين فرمان چندين سال خواهد گذشت يا به احتمال قوي مانند فرمان هاي قبلي به آرشيف گذاشته وفراموش خواهدشد،‌ اما آنچه مهم است اين كه اينگونه سوء استفاده ازكوچي وكوچي گري ادامه خواهد داشت، بناءً حكومت بايد قبل از به فاجعه انجاميدن جلو انرا بگيرد، چون فرمان بعد از فاجعه هيچ دردي را دوا نمي كند ودرضمن براي پايان دادن به اين معضل بزرگ ملي براي كوچيان كه خواهان زندگي ثابت هستند زمين توزيع كند.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/01ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

ولسي جرگه! ختم فاجعه انساني بهسود يا استعفاي خليلي

ولسي جرگه!

ختم فاجعه انساني بهسود يا استعفاي خليلي

 

در اجلاس عمومی روز چهار شنبه در حالی که قرار بود محمد کریم خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری که سمت افتخاری ریاست کمیته حلات اضطرار را دارد پیرامون فعالیت های آن اداره در خصوص رسیده گی به مشکلات سیلاب های اخیر توضیحات بدهد ولی عدم حضور معاون دوم ریاست جمهوری باعث اعتراض نماینده گان مردم کردید و در فرجام آقای قانونی خواستار استعفای آقای خلیلی از سمت ریاست کمیته حالات اظطرار شد.

ولی محمد کریم باز معاون وزارت دولت در امور پارلمانی گفت: «خلیلی صاحب معاون رییس جمهور افغانستان است، آمدن معاون رییس جمهور به پارلمان مطابق به قانون اساسی و سایر قوانین در این کشور موجه نیست. وظیفه آقای خلیلی در پست ریاست کمیته اضطرار یک وظیفه فرعی است و این وظیفه اصلی وی نمی باشد. روی همین علت بود که وی ارایه کرد که نامبرده در اجلاس عمومی کمیته اضطرار در شورا شرکت نمی کند.»

اظهارات معاون وزارت دولت در امور پارلمانی با اعتراض وکلا رو به رو گردید و گفتند که در پرتو قانون اساسی، آنها صلاحیت فراخواندن مقامات دولتی را جهت پاسخ دهی به عملکرد دولت دارند.

اين اظهارات درحالي صورت مي گيرد كه يك جمعي زيادي از نمايندگان مردم درولسي جرگه افغانستان هنوزهم به اثرتجاوزهاي وحشيانه كوچي نماها درولسوالي بهسود ولايت مردان وردگ، درتحصن به سرمي برند و به رسم اعتراض پارلمان كشور را ترك گفته اند. و از حكومت افغانستان خواهان قطع تجاوزكوچي نماها و حل دايمي اين مشكل ملي است.

درحالي كه ازيك سو اين مشكل سالهاست به عنوان يك مشكل اساسي كشور درسطح ملي هرسال جان شهروندان افغانستان را مي گيرند وتعدادي زيادي از خانواده هاي افغانستان را متلاشي مي نمايند و ازسوي ديگر قانون اساسي افغانستان درماده چهاردهم خود به صراحت دولت افغانستان را مكلف به اسكان دادن براي كوچي ها كرده است وحكومت افغانستان نيز دراين راستا هزينه هاي گزافي را اختصاص داده است ونماينده اقوام وقبايل دراين راستا سهم زيادي را به جيب زده است وهيچ كاري نكرده است، ولسي جرگه افغانستان براي روپوش نهادن به ضعف ها ومشكل تراشي هاي كه خود آنها دراين راستا كرده، به گونه اي مي خواهند كه اذهان عمومي را به سمت ديگري نسبت به نحوه نگرش به نمايندگان درپس اين فاجعه انساني سوق دهند.

ماده  چهارده قانون اساسي راه كارخوب ومناسب براي اين مشكل ملي مي باشند، اما با توجه به بي خوابي هاي كه شماري زيادي ازنمايندگان مردم ازدوران جنگ هاي داخلي داشتند، مانع ازاين شد كه ولسي جرگه افغانستان ازخواب نازشان بيدارشوند واين ماده را مورد تأمل قراربدهند و براي كميسيون كه دراين راستا ايجاد شده بود فشارمي آورد تا اين مشكل را حل بنيادي مي كرد.

هم چنان ازولسي جرگه افغانستان به عنوان مظهراراده مردم افغانستان اين توقع مي رفت كه براي حل اين  مشكل ملي اقدامات عملي را درشرايط حساس كنوني به طورجدي دنبال مي كرد. اما متأسفانه ولسي جرگه كشورنه تنها كه اين عمل انساني وايماني خود را انجام دادند بلكه با نيرنگ ها ونگرش هاي قومي وحزبي ومنطقه اي به نحوي تلاش كردند تا اين مشكل را مشكل قومي  بسازد.

شرايط حساس كنوني ايجاب مي كند كه ولسي جرگه افغانستان فراتر ازقيود تنگ منطقه اي وقومي به هماهنگي عده اي ديگري از نمايندگان اين مجلس همگام براي قطع تجاوز كه به راه انداخته شده بود، تلاش مي كردند ومتحد مي شدند. وهم چنان اين مشكل را قومي وساده جلوه نمي دادند وازمسوولين كه درراستاي حل مشكل كوچي گري دركشورتوظيف شده بودند، پاسخ مي خواست.

اما،  كم كاري ها، ضعف ها، منافع شخصي و بي مسئووليتي بيش از حد شمارزيادي از وكلا درقبال ملت افغانستان درطي چند سال گذشته باعث شد كه هريك ازنمايندگان  دنبال سياست هاي قومي ون‍ژادي باشد ومشكلات اساسي كه فراروي تطبيق قانون اساسي كشوروجود دارد قرباني كم كاري ها وسراسيمگي ولسي جرگه افغانستان شوند.

با فرض ادعاها ومشكلات كه اگر ازيك بعد مسئله قانوني است، منطقي تر از آن غيرقانوني است ، نه تنها كه مشكلات اساسي كشور ومردم افغانستان حل نشد بلكه مشكلات ملي وقومي درطي چند سال بيشترشد.

اما اكنون كه ديرشده است وديگرمدتي براي خواب كردن درآن خوابگاه براي شماري ازوكلا باقي نمانده است، ضعف ها ونقايص وكم كاري هاي نماينده گان مردم دراين مجلس شماري از آنها را چنان سراسيمه كرده است كه دست از پا نمي شناسد. و به اين دليل است كه مشكل كوچي گري كه سالها جان شهروندان را مي گيرند وخانه ها را مي سوزانند ومردم را آواره مي كنند  ازياد ولسي جرگه رفته اند و تا ازخواب برخواسته اند به حلق رييس كميته حالات اظطراري زده اند.

تازه وكلاي محترم خوب مي دانند كه كشورهاي قدرتمند و ازلحاظ امكانات درجه اول جهان نمي توانند با حوادث طبيعي مبارزه خوبي بكنند وهرسال به اثرحوادث طبيعي قرباني مي دهند، مگر درافغانستان نمي شود كه حوادث طبيعي واتفاقات جان مردم را بگيرند؟

بدون شك درهركشوري اين حوادث اتفاق مي افتد. اما درهيچ كشوري دنيا اين اتفاق نمي افتد كه جمعي ازمخلان نظم عامه ودشمنان ملي يك كشوربرعليه مردم آن كشوردست به كشتار بزنند ودهكده ها را آتش بزنند ونماينده مجلس آن كشور نسبت به اين مسئله خود را منزوي بگيرند وكاري را نكنند؟

خوب است كه شما دعوي حقوق مردم را چند سال قبل از اكنون مي كرديد وبه سرعت كه فعلاً وارد عمل مي شويد چند سال قبل مي شديد، چون ديگرزمان گذشته است واكنون نزديك انتخابات بعدي شده است. من اميدوارم كه ملت افغانستان درطي چند سال گذشته سبكي وسنگين كاركرد شما را سنجيده است و دوباره با اين هياهوي سراسيمه گوني بعد ازخواب به شما اعتماد نخواهند كرد. 

اين مطلب قبلاً در روزنامه سروش ملت نشرشده.
+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/31ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

نوروز"حکیمی "

تجاوز کوچی یا تجاوزتحت نام کوچی ؟!

نوروز"حکیمی "

بار دیگر،گروهی مسلح بنام کوچی در مناطق دای میرداد،خوات و قسمت های دیگر ولسوالی، بهسود ولایت میدان وردگ،در ساعات اولیه روز یکشنبه هجوم برده ومردم مظلوم را مجبور به ترک خانه هايشان نموده است.گر چند این خبری چندان  تازه ای هم نیست که کوچی مسلح، در منطقه هزا ره نشین بهسود هجوم برده،زندگی گرم وآرام، پور از صفا وصمیمیت را در کام مردم تلخ و آرامش مردم را تبدیل به آواره شدن از مناطق مسکونی شان می نمایند.چون در سال های قبل نيز آنها، به بهسود و دیگر مناطق هزاره جات هجوم بردند و مردم منطقه را به زور سلاح و ايجاد رعب و وحشت مجبور به ترک مناطق مسکوني شان نمودند.

 تجاوز کوچی ها در سالهای قبل،بخصوص در سال1387در ولسوالی بهسود،ولایت میدان وردگ، فاجعه ای غیر قابل جبران  را برای باشینده گان منطقه بوجود آورد که بر اثر آن تعدادی از باشینده گان آن منطقه شهید و بیش از دو هراز خانواده از ولسوالي بهسود آواره شدند وده ها خانه هم ویران به آتش کشیده شد.در ابتدای تجاوزکوچی ها در سال1387تصور می شد که شاید دولت،جلو خود سریهای  آنها را بیگیرد ومردم هم از دولت انتظار این را داشتند، که از شهروندان شان حمایت نماید.ولی با کمال تاسف از طرف دولت هم به صورت اساسی، توجه، صورت نگرفت که این مشکل رابصورت بنیادی حل توانسته باشد. از آن جای که، مردم ده نشین هم این توانای را نداشت که با دست خالی ازخود به دفاع بپردارند واز همین جهت بود که بشترین خسارت را این مردم متحمل شدند. و درکل،کاری را که  دولت انجام داد کميسيونی را برای حل مشکل کوچي ها و مردم ده نیش ايجاد کرد،که هيچ کار مثبتي را تاکنون انجام داده نتوانسته است

اما درسال  گذشته جلو ورود کوچی ها در منطقه بهسود و سایر مناطق هزاره جات گرفته شد وامسال هم انتظار مي رفت که جلو ورود اینها گرفته می شود وهمه مردم اين انتظار را داشتند که دولت این مشکل را از مجرای قانونی حل نماید و باید هم، دولت این معضل را بطوراساسي،از راه حل های قانونی حل میکرد، اما متاسفانه دولت هیچگونه  اقدامی به حل اساسي اين معظله نکرد.از این جهت بود که امسال هم  گروهی بنام کوچی بار دیگر در منطقه دای میرداد،بهسود هجوم بردند وطبق گزارش هم که داده شده است،آنها با موتر داخل منطقه شده و به مجرد رسیدن به منطقه،شماری از خانه های باشینده گان محل را به آتش کشیدند و برای مردم فاجعه ی را خلق کردند. سوالیکه در این زمینه وجود دارد این است که چرا اين مردم نجيب و شريف که هنوز چشم اميد به فردای بهتر، به صلح و امنيت و عدالت و برابری برای همه، دوخته اند و به عدالت  اجتماعي نظام مبتني بردموکراسي هنوز باور دارند،مورد تجاوز قرار می گیرد؟.چرا بين خائن و خادم، بين دوست و دشمن، بين صلجو و جنگ طلب، بين خرابکار و آبادگر، بين پيرو قانون و ناقض قانون فرق قايل نمیگردد؟ چه وقت حاکميت قانون و عدالت و برابری و برادری در اين کشور چند فرهنگي و چند زباني و چند قومي تامين خواهد شد؟چرا هرکسی که خوب است  با او احسان نمیشود و هرکس بد بود و غير قابل اصلاح، با او بر خورد قانوني نمیگردد؟وهرکس پاداش و جزای اعمال خود را مطابق به قانون بدون استثنا نمی بیند؟جواب این همه سوال ها را باید دولت بدهد که بیشتر از نه سال شده،دم از عدالت و حقوق بشر زده است،اما در عمل می بینیم که در اساسي ترين وظيفه اش که تامين امنيت شهروندانش است کوتاهي نموده است.حقیقت واضح این است که، دراین فاجعه،بهسود و نا امن کردن ،آواره نمودن، ویران کردن کاشانه های مردم،غیر از دولت دیگر کی می تواند مسئول باشد. زيرا گروهی که خود را کوچي معرفی می کنند، براحتی برای خودشان  اجازه می دهند که مسلحانه داخل منطقه شوند و با زور اسلحه، امنيت منطقه را بر هم بزنند وخانه های مردم را ویران و به آتش بکشند و مردان،زنان وکودکان مظلوم و معصوم را جبراً آواره نمایند،بدون این که کمترین احساس خطر از دولت داشته باشند.مگر دولت این وظیفه را ندارد،که بررسی نماید که کیها و برای چه سلاح حمل می کنند وبه کجا می برند و توسط آن، قصد تجاوز،قتل و کشتار مردم مظلوم را دارند؟ حقیقیت غیر قابل کتمان این است که ابعاد فاجعه ی بهسود خیلی گسترده تر از آنچه است که تاهنوز مردم تصور آن را دارند. به دلیل اینکه قربانیان خالص این فاجعه هزاره ها هستند کمتر مورد توجه مقامات داخلی و خارجی قرار میگیرد. متاسفانه یکی از معضل بزرگی که مسیر تکامل وتوسعه ی تفکر ملی و ملت سازی را درافغانستان به چالش گرفته است همین نگرش قومی نسبت به رخدادهای سیاسی می باشد.وخیلی ها این مسلئه را به زحمت قبول میکنند شعله های که زندگی مردم بهسود را به خاکستر می کشاند دود آن می تواند ازچشم دیگران هم آب بگیرد. به همین دلیل کمتر کسی قبول میکند که فرایند یک فاجعه دریک نطقه ی از افغانستان می تواند تاثیر مخرب برسرنوشت تمام لایه های جامعه داشته باشد. درفاجعه ی بهسود اگر چه قربانیان خالص آن هزاره ها می باشند وازظاهرآن به دیگران آسیبی نمی رسد ولی ازیک چشم انداز دیگر، امنیت وثبات سیاسی را فراتر از سرنوشت هزاره ها به چالش میگیرد.اگر تدابیر سالم سنجیده نشود، نتیجه آن وضعیتی را بوجود خواهد آورد که ما در سه دهه گذشته آن را تجربه نمودیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/29ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

کوچی ها؛ضلع سوم مثلث شوم نا امني دركشور،‌منطقه وجهان

کوچی ها؛

ضلع سوم مثلث شوم نا امني دركشور،‌منطقه وجهان

 

حکومت افغانستان بعد ازتوافقات بن به حمایت جامعه بین المللی فراز ونشیب های بسیاری را پیموده است. درطول این سفرموانع ومشکلات فراوانی برای حکومت افغانستان دست وپاگیربوده اند. وفاداریهای قومی، انحصارگرایی قدرت، فساد اداری، کشت وقاچاق مواد مخدر، عدم حاکمیت قانون وامنیت از جمله مهمترین مشکلات درطی چند سال گذشته فرا روی حکومت جدید ونظام جدید درافغانستان بوده است.

دراین میان امنیت به عنوان اساسی ترین دغدغه وموثرترین مشکل برای حکومت ومردم افغانستان وهم چنان جامعه جهانی، مهمترین مسئله بوده است. از شروع توافقات بن و به اجرا گذاشتن این توافقات ازسوی جامعه جهانی وتعهدهمه  جناحهای درگیربه استثنایی طالبان تا کنون هرچه بیشتر از حاکمیت طالبان براکثریت مناطق افغانستان فاصله زمانی بیشتری را می پیماییم؛ وضعیت امنیتی درافغانستان آشفته تر وشکننده تر می گردد. بعد از بمباردمان مواضع طالبان وهدف قراردادن این گروه وشکست مقطعی این گروه درآن آوایل، موج از خوشبینی ها نسبت به شکست این گروه شکل گرفت. اما، تصورشکست قطعی طالبان دیری نپایید و بعد از گذشت مدت کوتاهی این گروه دوباره به شکل پراکنده به حملات شان علیه نیروهای دولتی ونیروهای خارجی ادامه دادند و بعد از گذشت مدت زمانی نه چندان طولانی این حملات گسترده شد وبه شکل نسبتاً سازمان یافته انجام می شد.

دراین میان، باورنیروهای امنیتی افغانستان وجامعه بین المللی نسبت به عملکرد سازماندهی شده طالبان یک باورکاذب بود که برای طالبان این فرصت را داد تا دوباره دورهم جمع شوند وبه عنوان یک کانون موثرمسائل امنیتی، سیاسی واقتصادی افغانستان را تحت شعاع شان قراردهند.

پس از سپری شدن مدت زمان بیشتری نه تنها که کانون طالبان ازهم نپاشید ودرحدی که تصورمی شد ضعیف شد بلکه کانون القاعده که ترکیبی ازمجموعه اتباع کشورهای مختلف به شمول اتباع افغانستان می باشند نیزبیشترقدرتمندشد ودرعرصه های امنیتی ونظامی منطقه ظهورقدرتمندتریافت.

تاسال 85، طالبان والقاعده ازلحاظ انسانی تنها نیروهای امنیت شکن وضد دولتی ومردمی درافغانستان به شمارمی رفت. اما دراوایل سال 86 کانون دیگری به این نیروهای ضد امنیتی درکشورافزوده شد که جمعی ازکوچی های ازقبایل پشتون افغانستان بود وبا این حرکت مثلث شوم ضد امنیتی تکمیل شد.

مثلث شوم ضدامنیت تشکیل ازسه کانون تروریستی و وحشت افگنی درافغانستان است که دررأس آن طالبان و دوضلع دیگرآنرا گروه القاعده وکوچی های متجاوزتشکیل می دهند؛  مثلث شوم ضدامنیت درحین اینکه درمواقع مهم نقش یکسانی را مشترکاً ایفا می نمایند درسه بعد مسئله امنیت را به چالش های جدی کشانده است. طالبان به عنوان گروه مخالف دولت، چالشهای جدی وفراگیری را برای دولت افغانستان خلق کرده است؛ گروه القاعده درحین اینکه نقش مخرب کننده ای را درمسائل امنیتی افغانستان ایفا کرده است همزمان به عنوان یک کانون ضد امنیتی درمنطقه وسطح جهان به شمارمی رود، کوچی ها به عنوان یک محورتاریخی تازه تجدید شده وسازمان یافته درمیان این سه ضلع مثلث ضد امنیت، مخرب ترین وشکننده ترین آنها می باشند که به عنوان یک کتلیست میان قومی  وضد وحدت ملی سرعت تقابل های قومی وزبانی را بیشترمی کنند وپروسه تأمین امنیت و وحدت ملی راشکننده ترمی کند وعملاً مردم بی گناه افغانستان را هدف قرارمی دهند.

هرچند هرزمانی ممکن است، که این سه ضلع شکننده امنیت باهم دیگرهمکاری نمایند وگاهی اهداف مشترک را دنبال کنند ولی درمیان این سه محورشرارت وضد امنیتی خطری ترین وجدی ترین آنها کوچی ها می باشند که نه به عنوان مخالف دولت بلکه درچارچوب یک خواست فاشیستی قانونی جلوه داده  شده اقدام به کشتارمردم بی گناه وغصب ملکیت خصوصی مردم می نمایند وفراتر از این خواست غیرعقلانی ومنطقی شان درسایه ای حمایت حلقات خاص تنش های وتضادها واحساسات قومی ومردمی را نیز درپی دارد. دراین وضعیت نه تنها که مشکل امنیتی کشورپیچیده ترمی شود بلکه با تداوم این مشکل جدی بیم این می رود که از یک طرف دامنه تنش های قومی فزون تر وگسترده تر شود و میزان مشروعیت دولت به عنوان مجری قانون اساسی افغانستان در نزد افکارعمومی درسطح پایین تر از اکنون قراربگیرند.

هرچند که تا کنون دولت افغانستان تنها به طالبان والقاعده به عنوان گروه های ضد امنیتی توجه کرده اند اما حکومت افغانستان نمی توانند از وجود وتوسعه یابی کانون دیگری ضد امنیتی که خطرناک ترین حرکت ضد امنیتی نیزمی باشند، چشم پوشی نمایند. به خصوص با توجه به ماهیت اهداف شومی که کوچی ها از تجاوزات مسلحانه شان دنبال می کنند و عملاً درمقابل قراردادن اقوام علیه همدیگر وقراردادن اقوام علیه حکومت افغانستان نقش ماهرانه وخوبی را بازی می نمایند.

این مشکل به صورت جدی ترازهرمشکلی دیگرایجاب می کند که حکومت افغانستان برای حل این مشکل اقدامات جدی ومنطقی را نمایند، تا دامنه ای اختلافات بیشترنگردد و این محورباعث شکل گیری یک مشکل دیگرضدامنیتی برای کشور نگردد وفردای امنیت کشور تاریک تر وپرتنش تر از امروز نباشد.

بناءً کاهنی وبی توجهی نسبت به این مشکل، عمق این مشکل را بیشترمی کند ومشکل کوچیگری توأم با چپاول وکشتاربه عنوان تولیدسوم ضدامنیتی افغانستان دامنه منطقه وجهان را برعلاوه خلق چالش های فراوان برای دولت  ومردم افغانستان دربرخواهدگرفت.

 

اين مطلب قبلاً‌در روزنامه سروش ملت نشرشده.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/28ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

کوچی ها؛ دشمنان جدید امنیت ملی کشور

کوچی ها؛ دشمنان جدید امنیت ملی کشور

" تأمل بر از سرگیری تجاوزات کوچی ها درولسوالی بهسود"

شام روزشنبه، میان کوچی ها و ساکنین ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک درگیری مسلحانه رخ داد و برای مدتی زیادی ادامه داشت. هرچند که تعداد کشته ها یک نفر اعلام شده اند و تاهنوز حدود 1800 خانه از مناطق مرزی ولسوالی بهسود به مناطق دور دست تر آواره شده اندومناطق مرزی ولسوالی بهسود به دست کوچی ها افتاده اند. بیم آن می روند که تلفات وخسارات این درگیری بیشترشوند.

این درحالی است که تهاجم کوچی ها هراز چندگاهی درنقاط مختلف کشوربه خصوص درولسوالی بهسود چند سال است که ادامه دارد، وهرسال جان شماری از شهروندان کشور را می گیرند. کوچی ها با فرهنگ کوچی گری که دارند فارغ از هرگونه بینش انسانی واسلامی خانه های مردم را غارت می کنند وبه آتش می کشند، کشت زار مردم را چپاول می کنند وجان شهروندان را می گیرند و برای این همه چپاول وغارتگری وکشتارشان هیچ مرجعی هم برای بازخواست از عمل غیرقانونی و وحشیانه آنان وجود ندارند.

مشکل کوچی ها به عنوان یک مشکل ملی از سالهاست که درکنارسایرمشکلات مثل ناامنی، فساد ومواد مخدر وجود دارد ویک مشکل جدی هم هست. اما برخلاف سایرمشکلات که همه رسانه ها ونهادها واشخاص به آنان توجه دارند و برای آن نقد ونظربیان می کنند وکنفرانس ها ونشست ها برگذارمی نمایند، برای این مشکل بزرگ وجدی اقدامات لازم ازسوی مردم افغانستان وحکومت صورت نمی گیرد. آنگونه که طالبان برای مردم افغانستان مشکل خلق می کنند، ودربعضی مواقع جان شهروندان ملکی افغانستان را می گیرند، کوچی ها نیز جان مردم افغانستان را می گیرند، اما یک تفاوت عمده میان عملکرد کوچی ها وطالبان وجود دارند، طالبان به هیچ وقت تا کنون رسماً دست به کشتن مردم بی گناه نبرده اند، عده ای را که می کشند به عنوان کارمند دولت، جاسوس دولت، همکارخارجی ها، ویاهم براثرسازماندهی حملات انتحاری وکنارجاده برعلیه نیروهای دولتی ونیروهای خارجی می کشند. اما کوچی ها آشکار وصریح وسازمان یافته دست به کشتن وچپاول کردن مردم عادی وبی گناه می زنند.

حکومت افغانستان، درمهارطالبان وبازداری آنها به عنوان دشمنان مردم افغانستان، هزینه های فراوانی را اختصاص می دهند وحدود دوصدهزارنیروی امنیتی افغانستان اعم از پولیس واردو وامنیت درهمین راستا مشغول هستند. بدون اینکه نزدیک به 100 هزار سرباز خارجی نیز درهمین راستا به منظور تأمین امنیت موظف می باشند. بادرنظرداشت این نکات، می توان دریافت که نیروهای امنیتی افغانستان مصروف تأمین امنیت مردم نمی باشند بلکه تلاش شان براین است که امنیت خودشان را تأمین نمایند، چون طالبان هیچ وقت هدف اصلی شان مردم عادی افغانستان نبوده است که نیروهای امنیتی کشور داعیه دفاع ازمردم را سربدهند.بلکه همه ای مصارف ووقت نهادن دراین راستا به هدف تأمین امنیت نیروهای دولتی صورت می گیرد. هرگاه حکومت افغانستان و نیروهای امنیتی افغانستان این داعیه را درسرداشته باشد که هدف اصلی آنان تأمین آسایش و امنیت مردم می باشند، آنگاه بایست برای مشکلی که سالهاست درکشورادامه دارد وهرسال جان شماری از شهروندان کشور را از دوطرف می گیرند، راهکاری بسنجند و ازوقوع چنین درگیری ها وتجاوزات به عنوان یک مشکل عمده درسطح ملی که هرسال به دلیل بینش ها ی کوچیانه وغیرانسانی و بی توجهی مقامات دراین خصوص صورت می گیرد جلوگیری نماید و راهکارهای حقوقی وقانونی این مسئله را که درقانون اساسی کشورآمده است عملی نماید.

ازسوی دیگرقانون اساسی افغانستان، راهکارهای را برای دولت افغانستان دارد که بایست مطابق به آن به عنوان یک مسوولیت جدی درصدد حل این مشکل ازسالها قبل اقدام می کرد،  اما غفلت حکومت و بی توجهی نسبت به این مشکل با عث شده است که هنوز هم این راه حل فقط به عنوان یک ماده درقانون اساسی بماند وکاری در راستای این ماده صورت نگیرد.

وضعیت آشفته ای امنیتی کشور که ازسوی طالبان ومخالفین دولت خلق شده است، همراه با شکل دهی وایجاد یک جبهه ای جنگی جدید از سوی کوچی ها درنقطه ای امن کشورمشکل کنونی را گسترده تر وعمیق تر خواهند کرد و فردای شومی را ترسیم خواهندکرد. این وضعیت ایجاب می کند که حکومت افغانستان اولاً مشکل کوچی گری را به عنوان یک مشکل کلی که همه مردم افغانستان از آن در رنج هستند، به شکل قانونی حل نمایند تا مانع از تکرار این مشکل درهرسال شوند، دوم؛ از انجایی که اکنون چپاول کوچی ها شروع شده است وشماری زیادی از خانواده ها از خانه های شان آواره شده اند وخانه ها به آتش کشیده می شوند، باید یک راه حل فوری از طریق فرستادن نیروهای امنیتی افغانستان به منظور جلوگیری ازکشتار وچپاول کوچی ها به منطقه اعزام نمایند. البته این امر مستلزم صداقت وتعهد نیروهای امنیتی افغانستان می باشند که مانند سالهای گذشته به بهانه کمک به مردم، دست به حمایت از کوچی ها نزنند که سالهای گذشته مردم محل از کمک وارائه تجهیزات ازسوی نیروهای امنیتی افغانستان به ویژه کوچی ها شکایت داشتند. وهم چنان نظارت دقیق برعملکرد نیروهای اردوی ملی وپولیس ملی داشته باشند.

این مطلب قبلاْ در روزنامه سروش ملت نشرشده.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

انتخابات؛ میدان رقابت یک زن درمقابل هشت مرد

 

       انتخابات؛

    میدان رقابت یک زن درمقابل هشت مرد

 

ذکریا بارکرزی معاون دارالنشا کمیسون مستقل انتخابات بروز پنجشنبه در کابل به خبر نگاران گفت پس از بررسی های که درمورد کارت های حمایوی نامزدان از سوی کمیسون مستقل انتخابات صورت گرفت از جمع دوهزارششصدوهفتادسه تن که برای بدست اوردن کرسی های ولسی جرگه ثبت نام نموده بودند2447 تن توانستن به لست ابتدائی راه پیدا کنند که 226 تن ازلیست ابتدائی خذف شد که در حال حاضر 286 تن آنان را زنان تشکیل میدهد.

دربرگذاری انتخابات  ولسی جرگه سال 1389 این نگرانی ها وجود داشت که حضور زنان  در انتخابات کمتر است اما رئیس کمیسون  مستقل انتخابات میگوید حضور زنان در انتخابات فعلی بیشتر است.

درحالی که کمیسیون مستقل انتخابات از حضور پر رنگ زنان درانتخابات امسال خبرمی دهد ومطابق به تعدادی اشتراک کنندگان که درلست ابتدایی اعلام شده است، تنها  11 درصد اشتراک کنندگان را زنان تشکیل می دهد بقیه درصدی اشتراک کنندگان که نزدیک به 90 درصد اشتراک کننده گان را دربرمی گیرند مردان است.

اظهارات خوشبینانه مقامات کمیسیون مستقل انتخابات ناشی ازمیزان اشتراک زنان درانتخابات پارلمانی دوره قبلی می باشند که مطابق به اظهارات این مقامات درانتخابات دوره قبلی میزان اشتراک زنان کمتر از فیصدی کنونی بوده است.

حال سوال اساسی این است که چه چیزباعث شده است که بازهم بعد ازسپری کردن چندین سال درسایه دموکراسی وبرابری زن ومرد، میزان اشتراک زنان بازهم کمرنگ باشد ومیزانی که توقع می رفت زنان درفعالیت های سیاسی واجتماعی واقتصادی سهم بگیرند این سهم محقق نشده است؟

شاید ابتدایی ترین وعمومی ترین دلیل برای وجود این مشکل ازسوی همگان مانند سایرعرصه ها مسئله امنیت باشند که این مشکل بسیار جدی درعرصه مشارکت شهروندان درعرصه های سیاسی واجتماعی  ازنبود امنیت کافی درشماری ازولایات ناشی شود. اما این دلیل کافی وقناعت کننده ای برای این کاستی نیست. باتأمل عمیق وعاقلانه درخصوص مسایل سیاسی وارزشهای قانون اساسی وکارکردهای نهادهای مدنی وحکومت افغانستان و ارزش گذاری وهزینه کردن جامعه جهانی درعرصه تأمین حقوق بشر وتوسعه مشارکت زنان درعرصه های سیاسی وامورکشوری می توان دریافت که عمق مسئله بیشترازمشکلات امنیتی درکشوراست.

دراین هیچ شکی نیست که درشماری ولایات افغانستان زنان به دلیل امنیت کافی درانتخابات اشتراک کرده نمی توانند، اما این مشکل درحدی نیست که میزان مشارکت زنان را به درصد کمتر ازیک دهم پایین بیاورد. هرچند که یک بعد مسئله ، مسئله امنیت درکشورمی باشد، اما؛ بعد اصلی واساسی قضیه بسیار پیچیده تر ومهم تر ازاین است، نهادینه بودن باورهای مردانه همزمان با یک اجتماع بدوی چندین سال قبل از دیگرمشکلات  است که همزمان با بدون دستاوردی نهادهای مدنی وآموزشی درکشوراین مشکل را پیچیده تر وعمیق تر کرده است.

نزدیک به یک دهه دفاع وحمایت ازحقوق زنان، توسط نهادهای مدنی وحقوق بشری همراه با هزینه کردن های موسسات جهانی ومنطقه ای با حمایت های جامعه جهانی در راه تأمین حقوق بشروادعاهای حکومت افغانستان درراستای کشاندن زنان درعرصه های حکومتی، اقتصادی و سیاسی درپس میزان مشارکت زنان درپارلمان کشورنشان ازشکست عمیق این ادعا واین مهم است که متاسفانه برخلاف آنچه توقع می رفت درعرصه های مشارکت زنان درامورمختلف کشور از سوی نهادهای مدنی وحقوق بشری، کاری اساسی صورت گرفته باشد صورت نگرفته است و نگرش های طالبانی وسنتی نسبت به زن بودن هنوز هم درجامعه ما نهادینه مانده است وکاری شایسته واساسی درراستای زدودن باورهای مردسالارانه صورت نگرفته است.

درحالی که جامعه جهانی وحکومت افغانستان نسبت به صحنه کشاندن زنان درعرصه های مختلف خوشبین است واز این میزان کاری که شده است به عنوان یک دستاورد مهم یاد می نمایند، حضور کمرنگ زنان درحین نهفته بودن امتیازات کلان سیاسی واقتصادی درمنصب نمایندگی مردم درپارلمان وتجربه یک دوره ای ملت افغانستان دراین راستا نشان از کاستی ها ومشکلات فراوانی دراین راستا است وچشم انداز ناامید کننده ای در راستای افزودن مشارکت زنان درکشورمشاهده می شود.

تبعات این مسئله درحد کاستی مشارکت زنان دراین عرصه محدود نمی شود بلکه منحصرماندن زنان درپس دیوارهای جامد مرد سالاری وتداوم وضعیت شکننده ای موجود درکشور وعدم گسترش فعالیت های مدنی وحقوق بشری، عقب ماندگی وکاستی افغانستان درکشاندن نیم از جمعیت جامعه ما در عرصه های سازندگی، آموزشی، سیاسی، اقتصادی از پیامدهای دیگر این مسئله است که نگران کننده است.

با این وضع باورهای مردسالارانه ونگاه های ابزاری وغیرانسانی به زنان درموجودیت یک قانون اساسی حقوق بشر دوستانه ودموکراتیک وتداوم گوشه نشینی زنان ازسوی خود آنها و یا هم مجبور کردن آنان به ماندن درحصارهای مردانه خانه ای پدروشوهرهم چنان به عنوان باورهای اساسی درحین شعارهای دموکراتیک وبرابری گرایانه خواهند ماند ورنج نگرش های غیرانسانی وابزاری به زنان وگوشه نشین کردن نیم از نیروی انسانی درجامعه ما سالها تداوم خواهند یافت.

 این مطلب قبلاً در روزنامه سروش  ملت نشرشده.

                                 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/25ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

راه باريك صلح و وضعيت آشفته حقوق بشر

راه باريك صلح و وضعيت آشفته حقوق بشر

 درحاليكه هنوز كشتار و حمله وانتحار وكمين در نقاط مختلف كشورادامه دارد و تعدادي از شهروندان كشور درحملات مختلف جان خود را ازدست مي دهند. رئيس جمهور كشور به طور جدي از طرح گفتگو با مخالفان حمايت مي نمايد. دراين راستا درحين همين خطر وانفجار وانتحار قرار است به زودي جرگه مشورتي صلح دركابل برگذارگردند كه هدف اساسي آن يافتن راه حل هاي براي تحكيم صلح ودست كشيدن طالبان به عنوان عمده ترين گروه مخالف دولت ازجنگ مي باشند.

هرچند كه رئيس جمهوركرزي براجراي اين طرح وموفقيت خوبي كه ممكن است از اين جرگه بدست بياورند، اصراردارند مقامات امريكايي نسبت به موضوعات كه دراين جرگه مطرح خواهند شد ترديد دارند گفته مي شود يك از اهداف اساسي دعوت كرزي به امريكا نيزارائه توضيحات درمورد اين جرگه مي باشند. مقامات نظامي امريكا بارها به صورت مستقم وغيرمستقيم مخالفت شان را مبني برگفتگوي زود هنگام باطالبان اعلام كرده اند وخواهان مبارزه با طالبان ازراه هاي نظامي مي باشند.

درحاليكه هنوزنمي توان، موفقيت چشم گيري را از برگذاري اين جرگه انتظارداشت ونمي توان گفت كه مقامات امريكايي وافغاني نسبت به موضوعات كه دراين جرگه مطرح خواهندشدتوافق خواهند كرديانه؟ و آيا امريكايي ها با حكومت افغانستان به منظوربرخورد با طالبان راهكارهاي مشتركي را درپيش خواهند گرفت يانه ؟  نگراني شديدي از سوي فعالين جامعه مدني افغانستان و فعالين حقوق زن وحقوق بشر وهم چنان گروه هاي اقليتي افغانستان نسبت به طرح مذاكره با طالبان وجود دارند.

اين نگراني  بيش تر از آنجا مطرح است كه اخيراً‌ حامد كرزي رئيس جمهور افغانستان از جامعه جهاني خواستار ايجاد يك صندوق اعانه به منظور كمك با مخالفان حکومت افغانستان شد كه مطابق اين طرح به آن عده مخالفين دولت كه دست از جنگ بردارند خانه، زمين ومعاش داده شوند وهم چنان اهداف جرگه مشورتي صلح به گونه مهندسي شده است كه با سازوكاري مسالمت آميز وملي بتوانند طالبان را از حالت جنگ با حكومت به گونه اي به عنوان يك جمع تأثيرگذار دركناركرزي درسياست افغانستان بكشانند. هرچند كه هنوز قطعي نيست كه طالبان به اين طرح تن دهند. اما با توجه به اين كه حكومت افغانستان به اين راهكار تأكيد زيادي دارند وبيش از آنكه تصورمي شد هزينه گذاري كرده است. براي گروه هاي فعال مدني وحقوق بشري واقليت هاي قومي ومذهبي كه درزمان امارت طالبان مورد بي حرمتي وظلم وستم فراوان بوده است اين يك زنگ خطرجدي است كه درصورت به اجرا درآمدن اين طرح به بهانه تأمين صلح دركشور دوباره طالبان چنان امتيازات كلان بگيرند كه حرف هاي تعين كننده را درسياست داخلي افغانستان بزنند.

اين وضعيت آشفته صلح ودموكراسي وحقوق بشر وامنيت دركشوروضعيت را به گونه اي كرده است كه هرگروهي دروضعيت موجود احساس بيم ونگراني نمايند. كرزي با نخبگان ومهره هاي حكومتش ترس از دست دهي ساحات زيادي تحت قلمروخودش و بي آبرويي ازناكارآيي  بيشتر را درسرمي پروراند، هم زمان جامعه جهاني با درنظرداشت اين نكته كه اين طرح يك جانبه ازسوي كرزي اعمال مي شوند، نگران از پيامد چنين طرح است كه يك بار حكومت مشروع افغانستان به سوي ديكتاتوري وبنيادگرايي نگرايند و فعالين حقوق بشر و جامعه مدني ترس از برگشت به دهه اي تاريك وشوم طالباني را نگران كننده مي خوانند.

اين درحالي است كه حكومت افغانستان دركنار اينكه مسئوليت تأمين امنيت كشور را به عهده دارند،‌ مسئوليت گسترش نهادهاي مدني وتأمين حقوق اقتصادي، اجتماعي وسياسي اقليت ها وهم چنان توسعه وحمايت ونظارت براجراي حقوق بشر را نيزدارند. وجود مسئوليت هاي مختلف كه در بالا به آن اشاره شد. سوال جدي را مطرح مي كنند كه درصورت تصادم اين همه مسئوليت با درنظرداشت اين نكته كه حكومت توانايي تأمين همه اي آنان را ندارند، جانب كدام يكي را خواهندگرفت؟

طبيعي است كه رسيدن به تفاهم با طالبان نيازمند اعطاي امتيازات سياسي واقتصادي به آنان است كه درصورت واگذاري بخش بزرگ از قدرت سياسي دركشوربه طالبان، وضعيت نيمه نسبي خوب جامعه مدني وحقوق بشر ودموكراسي وحتي قانون اساسي درخطرجدي قرارخواهند گرفت.

اين درحالي است كه توجه وي‍ژه شخص رئيس جمهورپيرامون مذاكره با طالبان است و نگراني هاي نهادهاي مدني وفعالين حقوق بشر درتصاميم بعدي رئيس جمهورجاي چنداني نخواهند داشت. لذا، ازوضعيت مبهم وجاري به ضررما مي توان تأكيد كرد كه براي به صحنه آوردن عده اي كه سالهاست شهروندان را قرباني كرده است نمي توان فداكاراني را كه براي تأمين حقوق انساني مردم تلاش كرده اند و قرباني داده اند فراموش كرد وناديده گرفت. اگر امروز تداوم جنگ با طالبان به نفع كشور نيست وهمه از آن ضرر مي بينيم، فراموش كردن توده اي ديگر از اجتماع نيز فردا همين قدر مشكل زاست براي توسعه سياسي ومدني وحقوقي افغانستان.

 

این مطلب قبلاً در روزنامه سروش ملت به نشرشده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/22ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

ديروزمبارزه امروز تشويق؛ فردا چه خواهد شد؟

ديروزمبارزه امروز تشويق؛ فردا چه خواهد شد؟

"تأملي برجلوگيري نيروهاي آيساف ازتخريب مزارع كوكناردرمارجه"

ميثم مهريار

وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان می گوید، مبارزه با مواد مخدر به خصوص کمپاین محو کشت کوکنار که در هشت ولایت افغانستان آغاز شده است.
زلمی افضلی سخنگوی وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان به روز دوشنبه در یک نشست خبری در کابل گفت، در حالی که در شماری از ولایات نیرو های آیساف در محو کشتزار های کوکنار همکاری نموده اند، اما در ولسوالی مارجه که مرکز جنگ های اخیر با مخالفین مسلح در ولایت هلمند بود، این نیرو ها، از تخریب کشتزار های کوکنار جلوگیری نموده به زارعین کوکنار اجازه حاصل گیری را نیز داده اند.

سخنگوی وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان هم چنان گفت، والی قندهار نیز با عملی شدن این کمپاین مخالفت نموده است.
اما غلام جیلانی همایون معاون والی قندهار در صحبت با خبرنگاران گفت، پول مصارف محو کشتزار های کوکنار به ما نه رسیده. ما نمی توانستیم در نبود هزینه که همه ساله پرداخته می شد به این پروسه همکاری کنیم.

درحاليكه افغانستان درتوليد كوكنارمقام اول را دارند، حكومت افغانستان همواره درتلاش بوده اند تا كشت كوكنار را دركشور كاهش دهند وتوليد كوكنار درافغانستان را به صفربرساند. مقامات سازمان ملل متحد گذارش دادند كه دربيست ولايت افغانستان كشت كوكنار به صفر درصد رسيده اند.

ايالت متحده امريكا يكي از مشوقان اصلي سياست كوكنار زدايي درافغانستان بوده كه درطي چند سال اخير مبالغ زيادي را بدين منظور دراختيار دولت افغانستان قرارداده است.

اما دركنارهمه اي كمكها وتلاش هاي كه امريكاييها وجامعه بين المللي براي برداشتن كوكنار ومحو آن كرده است،‌ اين باربرخلاف انتظاررسماً مقامات افغانستان اعلام مي نمايند كه نيروهاي آيساف در ازميان برداشتن كشت كوكنار در ولسوالي مارجه مخالفت مي نمايند ومانع از اقدامات حكومت افغانستان دراين راستا برخلاف توافق قبلي مي شوند.

اين درحالي است كه يكي از وظايف اساسي نيروهاي خارجي درافغانستان برعلاوه تأمين امنيت وتحكيم صلح ودموكراسي درافغانستان مبارزه با كشت وقاچاق مواد مخدر مي باشند، اما چه چيزي باعث شده است كه نيروهاي خارجي عملاً برعليه خطوط اساسي وظايف شان درافغانستان اقدام نمايند و دست به مخالفت برعليه از ميان برداشتن مواد مخدر بزنند؟

بعيد مي نمايد كه بتوان اين نگرش را حقيقت پنداشت كه نيروهاي خارجي عملاً خودشان در امر كشت مواد مخدر كمك مي نمايند. چون از اين مجرا سودي براي نيروهاي خارجي به خصوص نيروهاي آيساف متصور نيست. ولي ممكن هست كه نيروهاي خارجي درولسوالي مارجه وضعيت امنيتي ، سياسي واقتصادي را به گونه اي بدانند كه مطابق به آن بعد از يك جنگ طولاني ووسيع اين تصميم را گرفته باشد كه بايست به افراد مسكوني اين ولسوالي بعضي زمينه ها را باز بگذارند. و شايد هم اين يك بازي باشد به منظور كسب محبوبيت ميان مردم كه به اثر رفتارهاي خلاف منافع مادي مردم محل ازسوي نيروهاي مبارزه با مواد مخدر طرح آن ريخته شده باشد. چون نيروهاي خارجي درولايت هلمند مثل هرولايت ديگر وباعمق بيشتر مورد تنافرمردم قرار دارند كه مي خواهند با اجراي اين كار به نحوي مردم فقير و آميخته ونيازمند به كشت مواد مخدر را رها بگذارند تا ميزان اين نفرت به درجات محبت وخوشبيني تبديل گردند.

گرچند كه اين فرض ضعيف مي نمايند اما با درنظرداشت اهداف اساسي نيروهاي خارجي وكارويژه هاي شان درافغانستان وتصميم كنوني شان، حقيقت اين فرض بعيد هم نيست.

اما، درپس اين فرض نتيجه وپيامدهاي كه حتمي است اين است كه دراجراي اين طرح نبايد چنان گشاده دستي كرد كه فردا نتوان مارهاي برخواسته ازاين طرح را در آستين خود سرزنش وآرام كرد. فرصت دهي درشرايط كنوني براي دهاقين ومردم محل امكان تجديد قوا به نيروهاي مخالف دولت را مي دهند و سودهاي زيادي را از اين راه غيرمشروع به حساب مخالفان دولت افغانستان واريز مي نمايند كه دامنه اي خطرات برخواسته ازاين گونه رويارويي وپاداش دهي فردا دامن گير نيروهاي خارجي نيزخواهند شد و در درازمدت بي تفاوت نشستن نسبت به اين مسئله، باوجود هرهدفي كه درپس اين آزادماندن مردم نهفته باشد منجربه چالش هاي فراوان براي نيروهاي امنيتي افغانستان وخارجي ها خواهندشد.



اين مطلب قبلاً‌در روزنامه سروش ملت نشرشده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/22ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

صدور حُکم علیه فساد، اجرای حکم در دست فاسدان

 صدور حُکم علیه فساد،

    اجرای حُکم دردست فاسدان

در ادامه تلاش ها به هدف تشدید مبارزه با فساد اداری در افغانستان و جلوگیری از سو استفاده از کرسی های حکومتی، رییس جمهور کرزی حکم تازه یی را صادر کرده است. در این حکم محدویت های جدی برای احراز برخی پُست های دولتی وضع شده است.

اداره عالی نظارت بر تطبیق استراتیژی مبارزه با فساد اداری افغانستان می گوید که در این حکم به موارد زیادی اشاره شده که می تواند در قسمت کاهش فساد در آینده در این کشور کمک کند.

قسیم لودین معاون اداره عالی نظارت بر تطبیق استراتیژی مبارزه با فساد اداری به روز دوشنبه در این مورد گفت:
« بعضی موارد که در این حکم آمده است بسیار مهم و سازنده است. مثلاً در این مورد اشاره شده که یک تعداد اقارب مامورین عالی رتبهء دولت  ازاین بعد نمی توانند در بعضی پُست های کلیدی و اساس دولت وظیفه بگیرند. مثلاً در گمرکات، مسایل حسابی، تقررات و غیره. به این اساس ازاین بعد این یک فکتور بسیار عمده خواهد بود.»

در حکم، اداره عالی نظارت هم چنان توظیف شده تا در همکاری با وزارت مالیه جلو سو استفاده از عواید و مالیات گمرکی را بگیرد.

این حکم درحالی صورت می گیرد که موجودیت فساد در ادارات دولتی افغانستان یکی ازموضوعات چالش برانگیزمیان حکومت افغانستان وجامعه جهانی وهم چنان میان حکومت ومردم می باشند و حکومت افغانستان بارها از اقدامات جدی وتنظیم مکانیزم های به منظورمبارزه با این مشکل سخن گفته است که یکی از اقدامات دولت واخرین سازوکار دراین راستا ایجاد اداره عالی نظارت برتطبیق استراتژی مبارزه با فساد اداری می باشند.

درحالی که هنوز به رغم گذشت مدتی زیادی از ایجاد ادارات وکمیسیونهایی به منظورمبارزه بافساد اداری درکشور، دستاوردهای چشم گیری نصیب حکومت افغانستان نشده است . اما بازهم درصورت پابندی وجدیت مقامات افغانستان در راستای اجرای این حکم می توان چشم اندازی روشن تری را در راستای بهبود فساد درکشورمتصورشد.

این امر به خودی خود منوط به جدیت وعملکرد اداره عالی نظارت برتطبیق استراتژی مبارزه با فساد اداری می باشند که بایست درپرتو حکم جدید رییس جمهور کشوراقدامات عملی وصادقانه را روی دست گیرند. برداشتن افراد مربوط به حلقه های فامیلی وگروهی و پیروان افراد دولتی که درمناصب بالای دولتی ایفای وظیفه می نمایند، کار شایسته و موثری است. اما منوط به اینکه دراین برچیدن ها وگزینش های جدید بازهم فسادی درکار نباشند ومعیارهای تجربه شده در استخدام کارمندان دولتی معیار اساسی برای استخدام نباشند.

درحالی که رییس جمهور حکمی مبنی بربرداشتن زمینه های ترویج فساد صادرکرده اند، بازهم بیم این وجود دارند که این حکم در جریان تطبیق خود و موکول شدن ازیک اداره به اداره ای دیگر تامنصه ای اجرا آلوده به فساد گردند وخود فاسد شوند. این امر در ادارات دولتی افغانستان وادارتی که مسئول اجرای این حکم است بعید نیست. چون بازهم ممکن است که با وجود صدور حکمی از سوی رییس جمهور در راستای برداشتن این مشکل از ادارات دولتی، شماری از افراد فاسد در درون نهادهای دولتی که از وجود وتداوم فساد در ادارات دولتی نفع می برند، در راستای تطبیق آن مشکل سازی نمایند وکارشکنی کنند در راستای تطبیق صحیح این حکم.

ازسوی دیگرهرچند که این حکم ، حکمی خوبی است، اما با توجه به اینکه شماری از افرادی که درنهادهای حکومتی به اجرای وظیفه مشغول اند فاسد می باشند، وبه شکل یک زنجیره ای ناگسستنی این حلقه باهم دیگر به دلیل منفعت مشترک که از وضع موجود دارند همکاری می نمایند. بعید است که این حکم تا زمان اجرا هم چنان یک حکم با این جدیت بمانند و این حلقه نتوانند ونخواهند به آن دست بُردی بزنند. چون تا زمانی که مجریان حکم فاسدان باشند، حکم عاری ازفساد نیزنمی توانند موفقیتی را درپی داشته باشند. مجریانی فاسدی که به اجرای حکم می پردازند، قطعاً به دلیل نفع شخصی شان حکم را نیزبه صورت درست اجرا نخواهندکرد.

لذا، با درنظرداشت این حکم بایست مقامات حکومتی به ویژه شخص رییس جمهوردرحین اینکه حکمی را درراستای زدودن فساد صادرکرده اند، بایست همزمان به افرادی ونهادهای که به اجرای این حکم می پردازند نیزتوجه ونظارت داشته باشند. درغیرآن صورت امکان فاسد شدن حکم رییس جمهور نیز قطعی است و حتمی می نمایند که درصورت عدم تأمین این موارد مهم بازهم این حکم به زباله دانی های احکام نا اجرا بروند.

 

این مطلب قبلاْ در روزنامه سروش ملت نشرشده.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/21ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

محور هاي اساسي مذاكرات كرزي دركاخ سفيد

محور هاي اساسي مذاكرات كرزي دركاخ سفيد

حامدکرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان به دعوت بارک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در راس یک هیات بلند پایه دولتی و به منظور دیدار رسمی چهار روزه از امریکا دیروز رهسپار واشنگتن شد.

در این ديدار كرزي و مقامات بلند پایه‌ي حکومت امریکا در مورد ابعاد مختلف همکاری های استراتژیک ميان دو كشور در عرصه های سیاست های منطقوی و خارجی، تحکیم امنیت افغانستان، ادغام مجدد، انکشاف اقتصادی، انکشاف زراعت، انکشاف منابع بشری، بهبود وضعیت صحت عامه، حکومت داری و حاکمیت قانون، مسایل اجتماعی وحقوق زنان و دیگر موضوعات مربوط به همکاری های دو کشور به تفصیل بحث و گفتگو می کنند.

این دیدار وگفتگو درحالی صورت می گیرد که از چندی قبل بدینسو گمانه زنی های در خصوص اینکه روابط میان کرزی ومقامات کاخ سفید به تشنج های لفظی گرایده و دو طرف نسبت به همدیگر دریک وضعیت بی اعتمادی بسرمی برند وجود دارند . ازطرف دیگر قرار بود به تاریخ دوازدهم ثور امسال جرگه مشورتی صلح به منطور دست یافتن به راه حل های برای صلح با مخالفان دولت در کابل برگذارشود که به دلیل دعوت شدن آقای کرزی به کاخ سفید برگذازی این جرگه به تعویق افتاد، وقرار است به تاریخ هشتم جدی امسال این جرگه نیز به منظور یافتن راه حل برای بیرون رفت از وضعیت شکننده امنیتی درکابل برگذار گردد.

با درنظر داشت این دونکته اساسی می توان پی برد که هدف اساسی این گفتگو را نیز همین دومحور تشکیل می دهد.  اولاً با درنظر داشت این نکته که چندی قبل به اساس اظهارات حامد کرزی و مقامات امریکایی، دوطرف به دلیل نیازشدیدی که هریک به دیگری دارند ناخشنود از وضعیت پیش آمده می باشند، لذا با درنظرگرفتن این مشکل هم آقای کرزی وهم مقامات کاخ سفید تلاش اولی شان این خواهند بود که اعتماد یکدیگر را نسبت به هم جلب نمایند. بوجود آمدن اعتماد میان طرفین از ضروریات اساسی برای به توافق رسیدن وبه اجرا درآوردن هرگونه طرحی است که بایست قبل از هرکاری دوطرف به دلیل نیازهای جدی که دراین مقطع زمانی به هم دیگر دارند به آن تن بدهند.

مقامات کاخ سفید این ضرورت را درک می کنند که اکنون شریک بهتر از  کرزی در افغانستان نمی توانند داشته باشند واگرهم این شریک وجود داشته باشد، صلاحیت قانونی وحقوقی برای بدست گرفتن امور افغانستان را ندارند واز سوی دیگر می دانند که اگر کرزی بهترین گزینه و فرد مورد اعتماد جامعه جهانی به خصوص آمریکا هم نباشد نمی تواند در وضعیت آشفته ای سیاسی وحقوقی افغانستان، بی تفاوت وبی نیاز به کرزی به عنوان رییس جمهور افغانستان بمانند. چون خطر ازبین رفتن هزینه گذاری ها وعملکرد های جامعه جهانی درخصوص تأمین ونهادینه سازی دموکراسی وحقوق بشر وشالوده سازی یک نظام دموکراتیک درافغانستان به صورت جدی دریک چنین حالتی مطرح است. که به اثر چنین بی توجهی وتداوم این موضع خصمانه بیم این وجود دارد که اقتدارگرایی و اندیشه های بنیادگرایانه حامی تروریزم وافراط گرایی اسلامی از نوع طالبانی به شدت درجامعه ترویج شود و همپیمانان افغانی امریکا دراین راستا ازدست برود.

ازطرف دیگر کرزی هم این مسئله را به خوبی می داند که درصورت تکرار موضع گیری های که درقندهار وقندوز نسبت به خارجی صورت گرفت، جامعه جهانی نسبت به صداقت کرزی مشکوک خواهندشد و این اندیشه که کرزی شریک قابل اعتماد نیست ممکن است به زودی در جامعه جهانی فراگیر شود و این امر منجر به این خواهند شد که جامعه جهانی اولاًٌ  از کمک های اقتصادی شان درافغانستان بکاهند و یا به طور کلی خاتمه دهند وازسوی دیگر نیروهای خارجی مستقر در افغانستان که شماری شا ن خیلی زیاد هم هست برعلیه کرزی دست به توطئه نزنند.

نیاز همزمان جانبین به همدیگر، قطعاً دو طرف را به آنجا خواهند کشاند که قبل از هرچیزی به وضعیت خصمانه ارتباط فعلی شان پایان بگذارند و به طور مصلحتی با همدیگر همکاری دوجانبه نمایند.

دوماً؛ از مدتها قبل حکومت افغانستان راهکار مذاکره با طالبان را یک از راهکارهای موثر به منظور تحکیم وتوسعه صلح در کشور می دانند ودراین راستا تدویر مشورتی صلح با اشتراک شماری زیادی از متنفذین قومی درافغانستان بهترین چارچوب برای به اجرا در آوردن طرح گفتگو با طالبان است که حکومت کرزی این ابتکار را به طور قطعی دنبال می کنند. اما مقامات امریکایی به طور واضح نسبت به برگذاری این جرگه ابراز علاقه نکرده اند و هنوز وارد شدن از راه گفتگو با طالبان را درحین اینکه شماری عساکر امریکایی درکشور بیشترشده اند ؛  را راهکار به موقع نمی دانند. لذا، رییس جمهور کرزی نیازمند این است که توجه وحمایت مقامات امریکایی را به عنوان عمده ترین شریک سیاسی واستراتژیکی دولت افغانستان نسبت به طرح جرگه مشورتی صلح جلب نمایند. این دو امر از اولویت های این گفتگو خواهند بود. اما با توجه به اینکه شخص رییس جمهور شماری زیادی از وزرا ومقامات بلند پایه دولت را با خود برده اند. نمی توان گفت که محور های گفتگو به این دو امر اساسی خلاصه شوند بلکه با درنظرداشت حوزه مسوولیت های هریک از این افراد که همراه با کرزی رفته اند، می توان گفت که بحث روی گسترش وتوسعه امور این حوزه ها به خصوص امنیت و مسایل نظامی ومنطقه ای از محور های دیگر این گفتگو خواهند بود.

این مطلب قبلاْ در روزنامه سروش ملت نشرشده.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/20ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

طفره رفتن از وجود فساد اداري درحكومت، وقع گذاردن به فاسدان

طفره رفتن از وجود فساد اداري درحكومت، وقع گذاردن به فاسدان 

ذكي دريابي

همکاران نزدیک رییس جمهور امریکا دیروز واضیح ساختند که در هفته جاری بارک اوباما بالای حامد کرزی رییس جمهور افغانستان فشار وارد خواهد کرد تا فساد اداری را در کشورش ریشه کن سازد.

رییس جمهور کرزی به روز دو شنبه وارد امریکا می می شود و یک روز بعد با هیلاری کلنتن، وزیر خارجه امریکا ملاقات می کند. به روز چهار شنبه، رهبران دو کشور برای بیشتر از 3 ساعت در قصر سفید ملاقات خواهند کرد.

مسئله فساد اداري در افغانستان از مسايل جنجال برانگيز و اختلاف آميز ميان حكومت افغانستان وجامعه جهاني مي باشند. قبل از برگذاري انتخابات رياست جمهوري پارسال انتقادات از موجوديت فساد اداري درافغانستان از سوي مقامات خارجي ودركل جامعه جهاني افزايش يافت وتا اكنون اين انتقادات از سوي جامعه جهاني ادامه دارد.

اين درحالي است كه به دنبال انتقادات مقامات خارجي از حكومت افغانستان بارها مقامات افغانستان فساد اداري را تنها مشكل ادارات  حكومتي افغانستان ندانسته بلكه بردست داشتن شماري از مقامات خارجي وشركت هاي خارجي ودولت هاي كمك كننده درارتكاب اعمال فساد آميز تأكيد كرده است.

اما سوال اساسي اين است كه چرا مقامات حكومتي، هرباري به گونه اي مي خواهد وجود فساد اداري را دركشور را به خارجي ها نسبت دهند؟

دراين هيچ شكي نيست كه شماري از مقامات حكومتي درافغانستان به فساد اداري آلوده هستند و عملاً‌ از تداوم واجراي فساد در ادارات دولتي حمايت مي نمايند. اگر با وجود همه اي مشاهدات و سندهاي كه مردم دارند، بخواهيم منكرشويم كه در افغانستان فساد اداري وجود ندارد، كار ناشدني وغيرعقلاني است. اين چيزي است كه شخص رييس جمهور و مقامات عدلي وقضايي افغانستان آنرا به خوبي مي داند و به طور دقيق تشخيص مي دهد كه چه كساني وكدام حلقه ها درعقب اين زنجيره قرار دارند وكه ها از اين مسئله سودي بيشتري به دست مي آورند.

حال با درنظرداشت اين نكته كه در درون ادارات حكومت افغانستان فساد اداري وجود دارند وممكن است دريك اداره كمتر باشد ودر اداره ديگر بيشتر يك فرد بيشتر مسئول اجرا وراه اندازي فساد باشد يك فرد ديگر اصلاً به فساد واجراي فساد هيچ عمل را مرتكب نشده باشد وياهم اداره ي هست كه اصلاً فساد در آن  وجود ندارد، وهم چنان اين مشكل را مقامات حكومتي وعدلي وقضايي افغانستان مي دانند، درپاسخ به سوال بالا مي توان چند نكته را اشاره كرد.

اول؛ اظهارات تدافعي ازسوي مقامات حكومتي افغانستان در حين اينكه مي داند فساد در ادارات دولتي وجود دارد، تلاشي است براي برطرف كردن فشارهاي ناشي از انتقادات گسترده وجدي شماري ازمقامات خارجي. كه حكومت افغانستان از اين راه تلاش مي نمايند تا به نحوي از پيامدهاي حتمي وجدي اين نگرش كه حكومت افغانستان در ازميان برداشتن فساد اداري جدي نيست ، بكاهند وبراين باوركه حكومت كرزي دربرداشتن افراد فاسد ازكابينه اش جدي نيست وبه نحوي شماري از افراد نزديك به رييس جمهور كه حتي برادر كرزي نيز دراين زمزمه شامل است؛ كرزي وقعي مهلتي مي نهند، خاتمه دهد.

دوم؛ برعلاوه اينكه از پيامد هاي جدي انتقادات مقامات غربي مخدوش شدن اذهان جامعه جهاني نسبت به عدم جديت مقامات حكومتي افغانستان درازميان برداشتن فساد اداري مي باشند، تحت فشار قرار گرفتن مقامات حكومتي در نزد افكارعمومي شهروندان افغانستان نيزيكي از پيامدهاي حتمي آن مي باشند. تأثيراين وجه از اظهارات مقامات غربي بيشتر از وجه ديگرآن مي باشند چون دراين راستا شماري از شهروندان كشور بطور مستقيم در رد وبدل مبالغ به عنوان رشوت كه يكي از مظاهر فساد اداري است، در ادارات دولتي آشناست واين انتقادات از سوي مقامات غربي نسبت به وجود فساد گسترده، باورمندي شهروندان افغانستان را بيشترمي كنند كه نتيجه اي چنين نگرش بدبيني نسبت به حكومت افغانستان ومقامات حكومتي افغانستان مي باشند و شهروندان افغانستان كه به صورت جدي  از وجود فساد در ادارات دولتي رنج مي برند وزندگي شان متأثرمي شوند نسبت به بي توجهي مقامات حكومتي افغانستان احساس رنجش مي كنند و ميزان اعتماد مردم نسبت به حكومت هر روز كمترمي شوند. لذا،‌ با درنظرداشت اين نكته حكومت درتلاش اند تا به رجعت دادن وجود اين مشكل در خاك افغانستان به خارجي ها وجه ملي ومردمي خويش را هم چنان نگهداري نمايند ونگذارند كه افكارعمومي درخلاف عملكردهاي دولت قرارگيرند.

اما، ضرر اين گونه مواجه بيش ازاينكه تصورمي شود برشالوده اي دولت داري وحكومت داري سالم درافغانستان تأثيرگذاري مي كنند كه ازيك طرف ميزان قابل توجهي از كمك هاي خارجي كه قرار است در افغانستان كمك شوند را كاهش مي دهد چون با اين وضعيت خارجي ها نمي توانند مبالغ بيشتر را دراختياردولت افغانستان قراردهند و دوماً؛ مواجه با خارجي ها به منظور كاستن از فشار اذهان عمومي به نحوي وقعي نهي وچشم پوشي كردن از وجود اين مشكل وافراد فاسد در ادارات دولتي است كه وجود آنها به خودي خود از رسيدن وگام نهادن به وضعيت ايده آل مي كاهد ومشكل را زمين گيرتر مي كنند.  

این مطلب قبلاْ در روزنامه سروش ملت نشرشده.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/19ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

چه چيزي مقامات امريكايي را خوشبين كرده است؟

چه چیزی مقاامات امریکایی را خوشبین کرده است؟

جنرال ستانلی مک کریستال قوماندان نیروهای امریکا و ناتو در افغانستان در اجتماع با رییس جمهور اوباما در قصر سفید به وی گفت که پیشرفت ها در افغانستان آهسته اما منظم می باشد.

رابرت گیبس سخنگوی قصر سفید بعد از این اجتماع گفت که توقع من این است که روند امور تا پایان سال جاری به همین منوال ادامه کند.

او افزود که رییس جمهور از چنین پیشرفت راضی می باشد و آرزوی پیشرفت زیاد را در مدت نسبتاً کوتاه نه داشت.

جنرال دیوید پیتریوس فرمانده قوماندانی مرکزی اردوی امریکا که وی هم در این اجتماع سهم داشت، وضعیت جنگ در افغانستان را ارزیابی کرده گفت که مانند مک کریستال واقع بین می باشد.

جنرال پیتریوس در اظهارات خود به شبکهء تلویزیونی ام، اس، ان، بی، سی، گفت که موج فزایندهء امنیتی معمولاً توسعه می یابد.

درپي اين اظهارات سوال اساسي اين است كه چه چيزي مقامات امريكايي را نسبت به اوضاع موجود دركشورخوشبين كرده است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/18ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

قوم گرایی؛ سازوکاری برای حاشیه راندن جوانان

قوم گرایی؛ سازوکاری برای حاشیه راندن جوانان(مروری بریک دوره کاری نمایندگان مجلس وبحران انزوای متخصصان وشایستگان)

 درامتداد فرهنگ سیاسی استبدادی حاکم درکشورکه شکل گیری تاریخ استبدادی یکی از پیامدهای حتمی آن بود، از اول مطمئن می نمود که جایی برای رشد وتوسعه تساهل ومدارا و فضایی برای نقد، اصلاح وانتقاد از عملکردهای حکام باقی نمی ماند؛ چون دربدو چنین حاکمیتی استبداد، زور، چپاول وجبر، رَشد هم پایه فرهنگ دموکراتیک وشکل گیری جریان ها ونهادهای مدنی بعید می نمود که حتی به ابتدایی ترین شکل تولدشوند. حاصل این جبر و نبود نهادهای مدنی درحین اینکه استمرار فرصتی بدون رقیب برای مستبدانی که درمقاطع زمانی طولانی وکوتاه جا گزین می شدند، بشمارمی رفت، تداوم بحران هویت روشنفکری وروشنگری نیز درافغانستان مشکلی دیگری بوده بود که از نبود آن به دلایل مختلف، حلقات آمیخته به قدرت منصب واستبداد سود فراوانی را به کیسه می زدند.

نتیجه ی چنین استمرار وتکرار حلقوی وزنجیره ای مستبدان برسکوی قدرت دولتی درافغانستان، ازیک طرف برتداوم این مشکل می انجامید واز سوی دیگر ملالت ورنج بیمارگونه ی توسعه سیاسی واقتصادی هر روز دامنگیرتر وزمینگیرترمی شد.

سعی بر واکاوی چنین مشکلاتی ساده وسهل نیست؛ اما یکی از نتایج قطعی چینن چرخه ی بی سامان وتُهی از اندیشه وعقلانیت تأکید ووقع نهی برسازوکارهای قومی وقبیله ای وبی تخصصی ناشایست گرایی، درعرصه پهن معرفتی وتخصص گرایی ودانش سالاری، برای رسیدگی به نیازمندیها وتجدید معرفت وتخصص درآزمونهای سیاسی، اقتصادی واجتماعی است.

یکی از دستاوردهای ملموس چنین نگرشی، چیدمان ترکیب پارلمان قبلی افغانستان بود که درحین نیازمندیهای شدید، این نهاد ملی به نیروی انسانی سالم وخردورز وتخصصی، شماری زیادی از نیروهای فرسوده وناکارآمد دوران جنگ واستبداد درآن راه یافت وترکیب اصلی وتعیین کننده تصامیم این نهاد را نیز این حلقه درچنگ گرفت.

دست آورد این ترکیب نه تنها برداشتن مشکلات وموانع داخلی وخارجی برتطبیق قانون اساسی وتوسعه حکومتداری خوب وسالم بود،  بلکه نیم دهه تکرارسناریوهای رنگ باخته، عجین با ناملایمتی ها وزشتی ها، تولید چنین سناریویی بود که با نقاب ملی گرایی ومردم سالاری شمشیرزدنی برای خلق وآفرینش وحفظ پایه های مردمی با تجزیه گرایی قومی عاقلانه بود. 

لذا، بااینکه ایجاد فرایندی برای گزینش نمایندگان  مردم درشورای ملی افغانستان اقدام ارزشی وشایسته بود؛ اما دستاوردی که مردم انتظارآنرا از نمایندگان مجلس داشتند، نه تنها بر آورده نشد بلکه ناامیدی های بیشتری را خلق کرد. تمرکز برمنافع شخصی درحین راه اندازی داعیه نفع ملی ومردمی همگام با بی سوادی وبی تخصصی نمایندگان قبلی دست به دست هم داد تا چنین نتیجه ی را برای مجلس افغانستان شکل بدهد.

پس تلاش برای رهایی از بازی ها و ارزشهای گذشته، نیاز به رهایی از چنین قید وبندها ومحدوده های بدوی است، که امید تحقق چنین آرمانی بیش از هرنسلی منوط به تجدید ونوآموزی ارزشها و واقعیت ها ازسوی نسل جوان این مرز وبوم می باشد که از دل این خمپاره ها وانتحارگاه های، بزرگان ساختگی و خودباختگی بیرون بیایند و درافق وسیعتر و روشنتر ازکره ی محبوس تحمیلی رکاب بزنند و بررسم نهادینه "پیرو بودن" شمشیر "پیشراه بودن" را بزنند، چنان که دیگر تعاملات و معاملات سیاسی و اجتماعی ما از عزلت تنگ قومی و منطقه ای، بر فراز باز و خوش آیند ملی و عقلانی به حرکت بیافتد

هم چنان، با درنظرداشت تلاش فردی جوانان برای رهایی از بندهای نامیمون گذشته، شناخت و پشتیبانی از نیروهای جوان، متخصص، علمی وبا ظرفیت یکی دیگر از کلیدهای پیروزی ما در نبرد گذشته وآینده است که فوری ترین تأثیر وکارکرد آن در انتخابات پارلمانی پیشرو مشاهده می شود. انتخابات پارلمانی پیشرو فرصتی خوبی است برای اینکه ساختارها و نیروهای ناکارآمد گذشته را در دوران فعلی با ارزشهای مندرج درقانون اساسی کنارگذاشت و برنیروهای متخصص وشایسته وکارآمد برای این دوران فرصت دست یافتن به نهادهای دولتی به ویژه قوه قانونگذاری را داد. ثمره ای چنین تصمیمی نه تنها اینکه ازناکارآیی همیشگی نهادهای دولتی جلوگیری خواهند کرد بلکه بیرون رفت از وضعیت دشوار ومتلاطم دربرزخ فعلی را نیز درپی خواهندداشت. هم چنان تجدید درساختارهای قانونی وسیاسی با ملاک های ارزشی و مدرنتر از دیگر دستاوردهای چنین تصمیم ومبارزه ی خواهند بود که به اثرآنها خوشبختی مردم ما  و امیدواری جوانان ما تضمین خواهندشد.  

این مطلب قبلاْ در روزنامه سروش ملت نشرشده.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/13ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

نفع ما : درتقابل یا تعامل؟

نفع ما : درتقابل یا تعامل؟

"تأملی برتوافق پاکستان وهندوستان مبنی بر از سرگیری مذاکرات"

میثم مهریار

صدراعظمان هند و پاکستان روزپنجشبه توافق کردند که مذاکرات صلح میان دیپلومات های دو کشور از سر گرفته شود تا اعتماد میان دو کشور به میان آید.

 یوسف رضا گیلانی صدراعظم پاکستان و منموهن سنگ صدر اعظم هند که در حاشیه اجلاس سران کشور های عضو سارک در بوتان با هم ملاقات کردند در مورد عادی شدن روابط میان دو کشور، توافق کردند. روابط بین هند و پاکستان بعد از گرفتن استقلال شان از برتانیا، در 6 دهه گذشته، همواره خصمانه بوده است.

رهبران دو کشور به وزاری خارجه خود وظیفه سپردند تا مذاکرات را که در سال 2004 میلادی آغاز گردیده بود، به طور رسمی از سر گیرند.

هند بعد از حملات تروریستی سال 2008 میلادی بالای شهر ممبیی، گفتگو های 4 ساله خود را با پاکستان متوقف کرد. در حملات ممبی حدود 170 نفر کشته شدند و هند شورشیان مستقر در پاکستان را به حملات ممبی متهم کردند.

بعد از حمله که در سال 2008 میلادی درشهرممبیی صورت گرفت، درمقاطع مختلف روابط میان هند وپاکستان به تشنج گروید و عمق اختلافات این دوکشور از حد قبلی آن فروتررفت.

هند وپاکستان به عنوان دوکشور همسایه افغانستان که حجم زیاد مبادلات تجاری و روابط سیاسی را با افغانستان دارند، بدون شک درقبض وبسط قضایای موجود افغانستان نقش اساسی را دارند. اهمیت نقش این دوکشور همسایه بویژه زمانی برجسته می شوند که تهدید مشترک تروریزم والقاعده علیه کشورهای منطقه به ویژه افغانستان- پاکستان، افغانستان- هندوستان وهندوستان- پاکستان وجود دارند و هر روز به دلیل اختلافات موجود میان کشورهای منطقه ونبود یک همکاری جمعی میان کشورهای منطقه این خطر جدی تر وگسترده تر می شوند.

درچنین وضعیتی که ازیک سو مناسبات دوکشورهمسایه افغانستان از همکاری به منظور برقراری امنیت به تشنج می گرود و زمینه های مشترک که میان این دوکشور برای رفع خطرات منطقه ای بویژه تروریزم وجود دارند ازمیان برداشته می شود وفرصت های گسترش امنیت که در اختیار دوکشور است، تبدیل به اختلاف وبدبینی وشک میان دوکشور می شود  واز سوی دیگر، همزمان با عمق گرفتن بیشتراین اختلافات، تنها تروریزم وافراط گرایان منطقوی است که بیشترین نفع را می برند وبا استفاده ازوضعیت این چنینی دست به قدرتمند سازی وآماده سازی بیشترنیروهای شان می زنند ودامنه نفوذ شان را گسترش می دهند. طبیعی است که درچنین وضعیتی آسیب بیشتر این اختلافات و دیدگاه خصمانه و فرصت دهی دوکشورهند وپاکستان به تروریزم متوجه افغانستان می باشد.

لذا، با درنظرداشت این نکته که وضعیت تقابل وتعامل دوکشورهمسایه هند وپاکستان نمی تواند، بدون تأثیر بالای قضایای افغانستان باشند. سود بیشتری که نصیب افغانستان می شود، موجودیت وضعیت تعامل میان دوکشوراست نه جبهه گیری میان دوکشورهمسایه افغانستان. چون، موجودیت وضعیت تعامل میان این دوکشورشرایطی را فراهم می کند که اولاً؛ هردو کشور نیروهای شان را بجای صف آرایی درمقابل یکدیگر به مقابله با تروریزم درمرزهای شان ومرز میان افغانستان وپاکستان سوق دهند که این امر منوط به همکاری وخواسته حکومت پاکستان است. ثانیاً؛ با درنظرداشت ادعاهایی که مبنی بردست داشتن پاکستان درقضایای افغانستان وجود دارند، برقرارشدن مذاکره این خطر را کاهش می دهد که هر دو کشور تلاش می نمایند که برای براندازی یکدیگر در داخل افغانستان به رقابت بپردازند وآسیب این رقابت متوجه افغانستان باشند. با کاهش این خطر که هرکدام سعی برتأمین منافع ملی شان داشته باشند وبرای این کار از هیچ امری حتی درداخل خاک افغانستان دریغ نورزند، به یقین که دامنه ناامنی ها در افغانستان محدودتر خواهند شد و حکومت افغانستان توانایی بیشتری را به منظور جلب همکاری منطقه ای برای بهبود وضعیت امنیتی کشور، پیدا خواهند کرد.

تقویت این موضع از سوی هر دو کشور وهمکاری صادقانه دوکشورهمسایه افغانستان درحل مسئله امنیتی منطقه، فرصت خوبی را برای نابودی تروریزم وپاکسازی آن از منطقه با اجرای همکاریها واقدامات مشترک  کشورها فراهم خواهند کرد که درنتیجه آسودگی وتأمین امنیت برای هرسه کشور را درپی دارد. رهایی از یک وضعیتی که هرسه کشورمنطقه گاهگاهی در رویارویی باهم دیگرقرار می گیرند، چیزی جز اعطای فرصت به دشمن مشترک نیست وبرعکس آن همکاری هرسه کشورمنطقه پیامدی جز برچیدن نا امنی وگسترش روابط اقتصادی وسیاسی را درپی ندارد که هریک از کشورها ازبوجود آمدن چنین زمینه ی نفع خوبی را در راستای توسعه اقتصادی، سیاسی ومنطقه ای خواهند برد.

 

اين مطلب قبلاً در روزنامه سروش ملت نشرشده.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/11ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط ذکی دریابی  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر